دانشسرا
چهار شنبه 28 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:33 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردين 1389 ساعت 8:33 شماره پست: 35

دفعات تكرار كلمات در آيات قرآن

١١۵

دنيا

٨٨  

ملائکه

٨٨

شياطين

    ١۴۵ 

زندگی

١۴۵

مرگ

۵٠

سود

۵٠

زيان

۵٠

ملت )مردم)     

۵٠

پيامبران

١١

ابليس)پادشاه شياطين)

١١

پناه جوئی از شرّ ابليس

٧۵

مصيبت

٧۵

شکر

٧٣

صدقه

٧٣

رضايت

١٧

فريب خوردگان )گمراه شدگان)

١٧

مردگان )مردم مرده)

۴١

مسلمين

۴١

جهاد

٨

طلا

٨

زندگی راحت

۶٠

جادو

۶٠

فتنه

٣٢

زکات

٣٢

برکت

۴٩

ذهن

۴٩

نور

٢۵

زبان

٢۵

                      موعظه (گفتار، اندرز)

٨

آرزو

٨

ترس

١٨

آشکارا سخن گفتن )سخنرانی)

١٨

تبليغ کردن

١١۴

سختی

١١۴

صبر

۴

محمد ص)

١١۵

آخرت

۴

شريعت

٢۴

زن

٢۴

مرد

۵

نماز

١٢

ماه

٣۶۵

روز

٣٢

دريا

١٣

زمين)خشکی)

چهار شنبه 28 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:30 ::  نويسنده : سروش نیا

تکرار اسما و صفات الهی در قرآن 

درصد اسماء

تعداد اسماء

درصد تکرار

تعداد تكرار

نام  ها و صفات

4/10 %

21

6/39 %

1032

تربيت و هدايت

4/7 %

15

4/16 %

428

رحمت و بخشش

9/8 %

18

6/12 %

330

دانش و دانايي

4/10 %

21

9/5 %

155

بزرگی و بی نيازی

9/5 %

12

6/4 %

121

توبه پذير، گذشت از خطا

9/7 %

16

5/3 %

92

توانايي و قدرت

4/7 %

15

3/3 %

88

مهربانی،نيکويی و پاکی

4/2 %

5

4/2 %

65

بينايی بر امور،نظارت

-

-

2 %

58

داوری،آزمايش،تشويق،تنبيه

4/5 %

11

1/2%

55

ياري و كمك

4/1 %

3

8/1 %

47

شنوا

9/4 %

10

6/1 %

42

سابقه و قدمت

9/5 %

12

1/1 %

30

حفاظت و حمايت

9/3 %

8

9/0 %

25

ايجاد خلاقيت

9/1 %

4

5/0 %

15

روزي دادن

4/0 %

1

<

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:55 ::  نويسنده : سروش نیا

بهاران

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ساعت 11:27 شماره پست: 80

بهاری زیبا رسید و چه سریع در حال طی شدن است .

جوانی هم زود گذر است .

بهتر بگویم هر چیز تازه ای نیز با گذر زمان کهنه و قدیمی می شود .

مواظب باشیم که از زمان حال و چند صباحی که چراغ زندگیمان روشن است راه را برای آن دنیای خود هموارتر کنیم و راه دیگران را روشن نماییم .

کاری کنیم که اگر باشیم یا نبودیم با نیکی ما را یاد کنند .

اگر بودیم در سختی ها به کمکمان بیایند .

و اگر نبودیم آمرزشی برایمان بخواهند .

دستمان رسید کمکی کنیم .

و اگر دستمان نیامد لااقل دل کسی نیازاریم که این بار بد  به منزل آخرت نتوانیم رساند .

مطمئن باشیم که با نمایش بندگی و ظاهرآرایی و عوام فریبی خدا را نمی توان فریفت .

غافل نباشیم که راه های رسیدن به خدا فراوان است .

و ما نمی توانیم مدعی باشیم که این راه را فقط ما شناخته ایم .

اگر  ستمی بر ما رفته بدانیم دست بالای دست بسیار است و خدا بالاترین دست هاست .

با توکل و امید به خدا مطمئنا ْ از زندگی خود خرسند خواهیم بود .

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:54 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 ساعت 8:44 شماره پست: 75

خدايا مي خواهي امتحانمان كني ؟

سرنوشت را ببين در سن و سالي كه تحمل و صبر كمتر شده و نياز به آسايش فكر داري كسي كنارت قرار بگيرد كه هر روز ياد داستان حضرت رسول" ص "بيفتي كه همسايه ناجوانمردش خاكستر روي سرش مي ريخت .

خدايا درست است كه دنيا دار مكافات است و بشر بخشي از جزاي اعمالش را در اين دنيا مي بيند اما به وجود نازنينت قسم تحمل و شكيبايي اين بندگان نحيف صبر و كوچك عقلت هم حد وحساب و اندازه اي دارد .

خدايا شاهدي كه از دهان بعضي از آفريدگانت كه نمي توان اسم آنها را بنده گذاشت كلام زشت تر و متعفن تر از زائدات دفعي خودش بيرون مي آيد .

خدايا نميدانم چه بگويم گاهي اداي عابدان را در مي آورند و به نمايش در مقابل تو كرنش و سجده مي كنند تا تصويري موجه و مردم فريب داشته باشند لحظه اي بعد با هم پالكي هاي خود با كلامي كثيف ادعاي پاكي ضمير مي كنند .

خدايا اين بدي ها را بايد به خودت سپرد و در انتظار گشايش امور باز صبر كرد كه مصلحتت هرچه باشد بدان رضا بايد بود .

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:53 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند 1389 ساعت 9:34 شماره پست: 74

مواج چون نسيمي نرم بر چهره ي زمين

مي وزد بهار با صداي گريه باران

كوه  با نداشتن پوستين سفيدش سوراخ سوراخ و بي قواره شده

پرندگان با اين شادي چند روزه نغمه خوانند

ديگر صداي خشش برگ خشكيده زير پا ها نمي آيد

ريزش باران سيماي خاك را شسته

تا لحظاتي زمين و آسمان  از بدي هاي انسان راحت و پاك باشد

كلاغ آب كشيده در خانه خيسش آراميده

تا باز خشكيدگي ها را بعد از باران ببيند

و به جاي بلبلان آواز بخواند

و بدان روح مرده با شنيدنش بياسايند

 

 

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:52 ::  نويسنده : سروش نیا

شايد وقتی ديگر

نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ساعت 9:24 شماره پست: 71

اميد باغبان از بستن دخيل بر شاخه درخت ، آن بود كه با توسل به زهراء و لطف علي شايد جوانه وبرگي بر شاخه زاده شود اما بشنو از درخت كه خاك ايام خورده و دلش سال ها از عشق روييدن مرده و برف هاي زمستاني ، قلب يخي را به او ارمغان داده

و مي سوخت درخت و سعي داشت با اشاره و تاكيد و تلميح و ايهام و هرچه از دستش بر مي آمد در نمايشي بر ناداشته ها آتش شيفتگي و عشق و سرمستي اغوا كننده چكاوكان جوان را فرونشاند و به هر كدام بگويد " همچو مرا نه سزاي تو خوش الحان است . " و نرد عشق را با شاخه هاي رقصان گل بوته هاي جوان به سان خود بازي نماييد و شور خويش به وصالي بد فرجام تباه نسازيد . 

بشنو از چكاوكان :

چكاوكان با نغمه هاي پر احساس چند روزي در باغ برفراز درختي سالمند پريدند و ندای حرکت و پرواز را در گوش درخت نجوا مي كردند . درخت دوست داشت حرکت و پرواز كند و به چكاوكان پاسخ دهد ، اما نداي دروني اورا از اين كار باز مي داشت از آنجا که باغ پر بود از درختاني با هرز شاخه ها ، كه در كمال شكستگي و بي برگي خود را زيبا و تنومند مي نمودند او با شک به شدنی بودن این آرزو می نگریست و ديگر اين كه ريشه هاي انبوهش با خاكي سنگين از تعلقات دنيوي اجين شده و بر شاخسارش ميوه هايی سنگين  داشت و به خود می گفت : وای !! غبار گذشت زمان بر تن را چه کنم و بغض وجدان گلويش را براي گفتن خيلی آرزوها به چکاوکان مي فشرد و  تظاهر به داشته ها از نداشته ها را معصيت و ظلمي آشكار و فريبكاري و ريا و دغل مي دانست .

و درخت گفت : خدايا ...افسوس و دريغ كه افسون اغوا کننده را می بينم ، اما كتمان آشكار را نمي توانم ،  نداي درون را چه كنم که همراهي فريبكارانه و رهايي شاخه هايم با انبوهي از ريشه هاي ممزوج در خاك سنگين راز هایم را برملا خواهد کرد  .

و باز درخت گفت : سرمايه ام  دل يكرنگ و با صفا ... ساده و بي پيرايه است اما هرگز آن را با بازيگري ... نمی آميزم ... نه !!!

و همچنين درخت گفت : با اميد به فردا زنده ام اما هر لحظه آماده نيستي ام و از آن نخواهم هراسید ، همیشه راضي به رضاي آفريدگارم كه هم اوست كه تقدير بر حضور تن بي مقدار من در دنيا را رقم زد و هم اوست كه دفتر زندگيم را خواهد بست و به خاطرات فراموش شدنی خواهم پیوست  .

و درخت گفت : تلاشم هر لحظه این بوده تا از داشته هاي ناپايدار دنيوي نهايت استفاده را ببرم و با خيال هايي كه اكثرا ً در زمان معين خود به وقوع پيوسته زندگي مي كنم و دائم خود را سپاسگزار ذاتش بدانم ، پس آرزو هاي زيبايم را در خيال مرور كرده و می کنم و خورشيد كاميابي را كه گاهي پس ابر هاي مشكلات است ، انتظار مي كشم .

درخت گفت : خالق زيبايي هاي مادي و معنوي عالم را مي ستايم و با انعطاف با ناملايمات و سختي هاي دنيا مي جنگم .

و درخت گفت : برآورده سازي نياز ها و خواهش ها و درخواست هايم را به آفريدگارم مي سپارم چون با تمام ذرات وجودم او را حس مي كنم و در لحظات تنهايي ، تنها داشته و اميد من است .

و درخت گفت : نه سياه سياه مي انديشم و نه سفيد سفيد و دنياي قشنگ را با عينك اختصاصي و مستقل خودم مي بينم و چشمانم را به براي ديدن به عينك ساخته شده ديگري نمي سپارم .

و سرانجام به چكاوكان پاكدل گفت : پرواز كنيد بسادگي دل بستن  به هر درخت روا نيست  !!!

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:51 ::  نويسنده : سروش نیا

اشك

نوشته شده در دوشنبه يازدهم بهمن 1389 ساعت 15:24 شماره پست: 70

مي توان گفت و شنيد

 آن صداي نتراشيده و مذبوح ركيك

 مي تراود ز دهان مردم رنگارنگ

مي خراشد دل و روح معصوم

مملو ست اين فضا از قهقه مستانه

پر ز نكبت ، واژه ي پست و سخيف

خنده اي زهر آلود ، كه ز غيرت خالي است .

در پس تاريكي ، اندرون چه نمايي زيبا !!

مي توان ديد ريا

كه قالب شده در ستر پرستش

بي اساس و بنيان

چه غريب است كسي با دلي نا همراه

چون كه تمكين نكند  کام داران را

مي نوازند رفيقان شفيق  

كه به دستان و به دل گشته همراه به قعر تاريكي

آري ، آري عارفان و عاشقان تنهايند .

انتظار ياري ، از بالا دارند .

آسمان ابر آلود ، به دلش غم دارد .

اشك چشمش جاري است .

 

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:49 ::  نويسنده : سروش نیا

اما و اگر

نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389 ساعت 9:13 شماره پست: 69

 

پروردگارا اگر ذره ام و غافل اما نيازمند توجه ات هستم ، مرا در اين دنياي پر از ريا و دورويي درياب .

 پروردگارا اگر بتوانم ، به دنبال يافتن راهي كوتاه امن و كم خطر براي رهايي دائمي از شر اهريمنان هستم اما هر چه مي جويم جايي براي تضرع ، تقرب و توسل به بارگاه با عظمتت در پهناي كائنات كم  مي يابم جايي را جهت اين منظور

پروردگارا اگرچه توان سپاس گويي ضعف هايم را ندارم ، اما قطرات باران لطف و نعماتت به تعداد ذرات تن من بي مقدار و دنياي شيرين ما است .

پروردگارا اگر عقل و گستره ديدم اندك است و تمام بزرگيت را نمي تواند تصور كند اما به قدر فهم و ديد دنياييم با وجودم احساست مي كنم و اميد به گشايش گره ها در كار ها را دارم .

 پروردگارا اگر از محزون و مغمومم !!! از رنج اجبار در همنشيني و ديدار انسان نمايان است ، اما در فغانم  با همه شكيبايي ام ، از همنوعان رياكار و روباه صفت بي شرم ، نان به نرخ روز خوري كه با بالاپوشي سفيد از پوست بره ، شمايل گرگ گونه خود را استتار و نقش پاكان را بازي مي كنند ، ادعاي دوستي تو دارند و همنوع خود با كلام و رفتار زشت و وجود ناپاك و متعفنشان مي آزارند و تلاش براي تداوم خدمت ، نوادگي و پيوند با ابليس را دارند .

پروردگارا اگر نگرشم به بزرگيت و آفريدگانت كودكانه و نابخردانه است اما نظر كريمانه ات و عظمتت ضعف ديد مرا مي بخشايد و احسانت بر وسعت نگرشم مي افزايد .

پروردگارا اگر نبود عنايتت با چه مرحمي سوز دردناك و جانكاه زخم نامردمان بر روحم را فرو مي نشاندم زخمي كه هر دم با خراشيدن روحم ، مرا مي آزارد اما باز به رحمتت اميد دارم .

پروردگارا اگر بچه شيطان ها خندان با قهقهه مستانه دست در دست هم ، هواي يكديگر را دارند و يكديگر را تاييد و فخر فروشي مي كنند اما مي دانم كه مي داني .

پروردگارا اگر مردمان اهريمن خو با وجود مشاهده دم خروس از جيب ، همچنان بر نيكي انديشه و گفتار و كردار خود در گذشته و حال پافشاري مي كنند اما مطمئنم كه روزي جزايشان در اين دنيا و در آخرت خواهند ديد و رسوايشان خواهي كرد .

پروردگارا اگر ناپاكان خود را با شمايل قديسيان و باور هاي زيبا مي آرايند ، براي آن است تا حرفشان آبرومندانه و عامه پسند و مقبول دوستان يا ساده انگاران واقعي باشد اما هيهات كه از دادگريت غافل و از حق بخشي ات به مظلومان بي خبرند .

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:48 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در چهارشنبه بيست و ششم خرداد 1389 ساعت 10:9 شماره پست: 42

الهي اي كارساز و اي داننده نهفته هاي ضميرم .

بي تو غرق غفلت و به هواي خويش اسيرم .

رويم سوي توست و دل به ديگر جاي دارم .

اگرچه راه رسم دويدن ديده و پاي دارم .

قصدم راه توست اما گاهي گم گشته و به بيراهه مي روم .

سرگشته و حيران ، بيهوده مي دوم .

يادت مي كنم به بندگي ات ايستاده و پيشاني خويش بر خاك مي سايم .

در سنگلاخ عشق بي باك مي آيم .

خشنوديت مي جويم اما گاهي موفق وگاه ناآگاه به وادي شهوت و حرص قدم مي گذارم .

صبر با ظفر را به لطفت  نزديك مي شمارم .

از جان و دل مقامت را ستوده و به بزرگيت و بخشش ات ايمان دارم .

 گاه هواي درون با اغواي ديو بيرون با هم ساخته و مرا به گمراهي كشانده

و مردماني را مي بينم كه بر خاك مذلت نشانده

هر جا به بازي انسان ها جمع دل و دين موجب كمرنگي ايمان و رونق ريا شده

نور هدايتت چراغي منير و ضيا شده

كسب همه به بازار يكدلي و يكرنگي كساد

خوش مي درخشد سالوس و ريا و فساد

جوشان ضمير و طوفان به دل ، نالان زبان

آكنده ديدگان ز اشك ، هر دم و شبان

 زيبا خط و خالند دورويان نقش باز

مردم فريب و تيره دل پر ز آز

برخي به وعده دل به بنده بسته اند .

گم كرده راه و بيمار عشق و خسته اند .

آنان نيازمند و چشم به داروي حيات

هم غرق غفلت و هم عاشق ممات

الهي با دانش اندك و سياق خود سعي بر خشنودي تو داريم .

اما زمان گذشت و هنوز با منزل امنت فاصله داريم .

 گرد پيري و بيم دوري راه ، غم جانكاهي را بر دوشمان نهاده

در كمال ناتواني عزم لقاء تو كرده ايم .

اي فرياد رس ، دستان ما را با رحمتت پر نعمت نما .

تا زنده ايم لباس عافيت و بي نيازي بر تن نحيفمان بپوشان .

و ناديده انگار نقصان و گناه كوچك و بزرگ ما

روشن نما ديدگان نابيناي ما را با بارش نعمات و روزيت

بنما بر ما راه خداشناسي را

بساز كار ما و بنواز ما را به لطف و بخشش خويش

و قهر خود را فرو ريز  بر نامردمان ناراست كه به تزوير و نيت پليد ، خود را خداگونه نمايش مي دهند .

و گرگاني آراسته به پوستين گوسفند را بر آتشي از خشم ، بر جاي خويش بنشان

جادة موفقيت را تا زنده ايم پيوسته در مسيري كه مي پسندي هموار نما

و ما را با تن هاي غير مقربت تنها مگذار

حاجات ما را خود برآر تا آن را از روي نياز ، نزد بندگان نبريم .

بدي هاي ما را ببخش  تا با كوله بار شرمندگي و گناه از اين دنيا نرويم .

تا روز واپسين شرمنده و سر به زير نباشيم .

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:47 ::  نويسنده : سروش نیا

 

مرا تا باشد اين درد نهاني           ترا جويم كه درمانم تو داني

         الهي ، اگر از دنيا مرا نصيبي است ، به بيگانگان دادم

         و اگر از عقبي مرا ذخيره اي است ، به مومنان دادم ، در دنيا مرا ياد تو بس

         الهي ، در سر آب دارم ، در دل آتش ، در باطن ناز دارم ، در ظاهر خواهش ، در دريايي نشستم كه آن را كران نيست ، به جان من دردي است كه آن را درمان نيست ، ديد من بر چيزي آمد كه وصف آن را زبان نيست ، خصمان گويند كاين سخن زيبا نيست ، خورشيد نه مجرم ، ار كسي بينا نيست !!

         الهي ، وسيلت به تو هم تويي ، اول تو بودي و آخر تويي ، همه تويي و بس ، باقي هوس

         خدايا ، نه شناخت ترا توان ، نه ثناي ترا كران ، نه درياي جلال و كبريايي ترا كران ، پس ترا مدح و ثناي چون توان

         الهي ، نسيمي دميد از باغ دوستي ، دل را فدا كرديم ، بويي يافتيم از هزينه دوستي ، به پادشاهي بر سر عالم ندا كرديم ، برقي تافت از مشرق حقيقت ، آب گل كم انگاشتيم .

         الهي ، آن كس كه زندگاني وي تويي ، او كي بميرد ؟ و آن كس كه شغل وي تويي ، شغل به سر كي برد ؟ اي يافته و يافتني ؟

         الهي ،عنايت تو كوه است و فضل تو درياست ، كوه كي فرسود و دريا كي كاست ؟ عنايت تو كي جست و فضل تو كي واخواست ، پس شادي يكيست كه دوست يكتاست .

         خداوندا ،عابدان وصف بزرگواري تو شنودند گردن ها بسته كردند ، سلطانان وصف علاي تو شنيدند ، بيم قهر تو گردن نهادند ، عاصيان صفت رحمت تو شنيدند ، اميد ها در بستند . با دردمندي ، به درد خرسند كسي را چه حسابست ؟

         الهي ، راهم نما به خود ، و باز رهان مرا از بند خود ! اي رساننده ! به خود برسانم  كه : كس نرسيد به خود !

         الهي ، اي داننده هر چيز ! و سازنده هر كار ! و دارنده هر كس ! نه هركس را با تو انبازي ، و نه كس را از تو بي نيازي ، كار به حكمت مي اندازي ، و به لطف مي سازي ، نه بيداد است و نه بازي !

         الهي ، دوستان تو سران و سرهنگانند ، بي گنج و خواسته توانگرانند به نام ، درويشانند و توانگران جهان ، خود ايشانند ، درد ها دارند و از گفتن آن بي زبانند .

         الهي ، تو خواستي نه من خواستم ! دوست بر بالين ديدم چون از خواب برخاستم .

         الهي ، هر چه مرا از دنيا نصيب است ، به كافران ده و هرچه مرا از عقبي نصيب است به مومنان ده

         مرا در اين جهان ، ياد و نام تو بس و در آن جهان ديدار و سلام تو بس !

         الهي ، نظر خود بر ما مدام كن و اين شادي خود بر ما تمام كن و ما را بر داشته خود نام كن و به وقت رفتن بر جان ما سلام كن .

         الهي ، بنده را از سه آفت نگاهدار : از وسوس شيطاني و از هواي نفساني و از غرور ناداني

         الهي ،  شغل آنجاست كز تو خبر و عيش آنجاست كز تو نظر

         الهي ، به فضل خويش مرا بنواز و به عدل خويش مرا مگذار، اگر بر هوا پري مگسي باشي و اگر بر روي آب روي خسي باشي ، دل به دست آر تا كسي باشي  

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:46 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در سه شنبه دوم تير 1388 ساعت 14:31 شماره پست: 30

اشتياق رنگي

رنگ ها هر يك چه معني  مي دهند              

   شور و شوقي در دل و فكر    مي نهند

      سنگ  و  آب  و    چرخش  رنگين كمان            

          قدرت حق    رنگ كرده        اين جهان

            رنگ آبي ،         رنگ آب   و    آسمان            

               پاكي و آزادگي را                  پاسبان

                  رنگ سرد   و   رنگ گرم   در يك   زمان           

                     جمع ،  اما نكته ها            در آن نهان

                          رنگ زرد             همرنگ نور كهكشان            

                              روشني هاي جهان را           آن نشان

                                 مهر و كينه ، خشم  و   نفرت سركشان           

                                    خفته  در معني رنگي           بي گمان

                                        رنگ قرمز     رنگ خون  و   لاله ها ست            

                                           يادمان  عشق و درد        و ناله ها ست

                                                گنبد سبز پيمبر     قبله گاه    مسلمين            

                                                    پرچم عمار و حيدر     پوشش ابن امين

                                                         رنگ سبز   با         سبزي روي  زمين            

                                                               داده ما را         وعده ي  عصري نوين

                                                                     رنگ مشكي رنگ ماتم رنگ    مرگ              

                                                                         قطع هستي ، قطع شاخ    و قطع برگ

                                                                            پردة شب پوشش افعال زاهد مي شود           

                                                                                  همدمي در آخرت همراه و شاهد مي شود

                                                                             در سپيدي صلح و سازش باقي است            

                                                                          شهد مهر در جام يار    و ساقي است

                                                                       اي خدا    من  چرا          پنداشتم ؟ !           

                                                                    جاي ديگر ديدم               و  برداشتم

                                                                 روزگاري    جايگاهي              داشتم            

                                                              در خيالم تخم               ايمان كاشتم

                                                          قربت كوي تو در سر          ، داشتم            

                                                     مي پريدم گر           كمي  پر  داشتم

                                                  گاه گاهي چشم خود تر      ، داشتم            

                                             ساده راه وصل تو                 انگاشتم

                                         ذكر و يادت    را كه          باور داشتم              

                                     كرنش جز بر تو            كفر پنداشتم

                                  از تولد     تا دم حاضر              ، خدا              

                              خار بوده ،      داشت و  هم برداشتم

                           پشت سر اكنون ، كمي  تاريكي است               

                        پيش رو   سختي  و هم باريكي است

                     گرد پيري ، حسرتم  ،   سرمايه    شد               

                   آه بر دوران ماضي              مايه شد

                 در لباس زهد ، تقوا       ، گم شده               

             سيره اي مجهول        در مردم شده

          نانجيبي ، مكر و حيله       ، دلبري               

      نخوت و مردم فريبي       خود سري

   زينت        دنياپرستان      اي خدا               

     حق پرستي كيميا هم             جدا

          غافلان   قرآن چه   از بر مي كنند ! !               

             با فريبي ،          گوش ها كر مي كنند

                  بهر زر  دين را     به قربان      مي برند              

                      نان به نرخ روز              بهتر مي خرند

بهروز سروش نيا

31/3/88

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:45 ::  نويسنده : سروش نیا

24/11/87

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 8:0 شماره پست: 29

اميد به فردا

بار الها ، من چرا    با دست  خود                       

         پاي عشق و روشني   پي مي كنم

                   در گذار       چرخش چرخ زمان                        

                            اشك ريزان ، آه ، بر  دي مي كنم

                                       سينه اي پر درد و رنج و مسكنت                         

                                                قوت جان و دل        ني مي كنم

                                                         سال هاي سالكي ،        آشفتگي                        

                                                 من ،   فداي قامت   وي مي كنم  

                                         حال از آغاز راه ،          با معرفت                        

                                 جام عشقي ، مملو از  مي مي كنم

                            رفتني چابك ،  به سوي سرنوشت                       

                  از براي دل ،  خدا  ،  طي مي كنم

           ناتوان  ،         از ديدن انجام كار                          

قصد تاج و تخت آن  كي مي كنم

سروده : بهروز سروش نيا

۲/۲/ ۸۸

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:44 ::  نويسنده : سروش نیا

 من و تو

۱۵/۱۱/۸۷

يكي بود ... يكي نبود !

چون يكي بود ... يكي نبود !

يكي بود ... ديده نبود !

عينكي بود ... هر كس كه بود !

با جبر و جور روزگار ، مردان خادم ... با خدا ، ساكت و بي ادعا ،  عامل به فعل انبياء ، با ياد و ذكر اوصيا ...

ناگزير غم زده ، دل ها ز نا اهلان زده ، انبان غم بر دوششان ، آتش به دل از جوششان ...

كوچكي در بارگاه ... شب ها خدا خدا مي كرد ، براي خود دعا مي كرد ، سوي خداي مهربان ، تير دعا رها مي كرد ... از ته دل به آرزو ... چشم ترش از آن از او ...

يكي مي خواست با كلك ، خراب كند كار فلك !

 يكي هم ادعا مي كرد ، رفيقش را صدا مي كرد !

ديگري فيل هوا مي كرد ... لعنت به خود روا مي كرد !

 تعريف مي كردند از هم با ، با حرف در هم بر هم ...

خدا ... خدا ... چه جنسي ! پر بود ز خرده شيشه ، بي مسلك و بي ريشه

 يكي مي گفت :

 كه من خود ، آخر آخرينم ، ز دين و دانش و فن از همه برترينم ...

يكي بي آبرو مي كرد ، هر جا كه خود را رو مي كرد .

نگاه اي برادر ...

خداي من خدايا ، يك بام و دو هوا را

فرياد از خباثت از عشق بر رياست ...

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:42 ::  نويسنده : سروش نیا

به ياد دوست

روزگاري با اميدي زيستم 

 رهنما شد هر دمي من كيستم

در اميد و نااميدي شاد بود

نرم خو  شيرين زبان ، چون باد بود

حلقه زنجير ياران بود او

بر كوير تشنه باران بود او

گرمي جمع و محيط غم زده

پوششي بر جسم سرد يخ زده

از صميم قلب گويم يار بود

در امور سخت او مرد كار بود

با كمال دانشش بي ادعا

مي كنم هر دم مر او را اين دعا

بار الهي حرمتش افزون نما

تا كه بينم شهرتش اندر سماء

چشم بر درگاه حق من دوختم

جمله ها از يار خود آموختم

كاش باشم هم رهش بار دگر

بهر من جويد به سر كار دگر

بهمن ماه ۸۷

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:41 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 14:24 شماره پست: 15

راز و نياز مخلوق با خالق 

 گردي گردون ، تب خيره سري

            صرف ندارد كه تو دنيا خري

                 حبس دل و روح و روان در درون

                           مانده فقط نقش تني در برون

                                گرچه شكسته دل و آشفته ايم

                                          مخزن درديم ، ولي خفته ايم

                                                     بار خدايا ، سر جهل و هوي

                                                                داده همه عمر مرا بر فنا

                                                                    با گذر اين دهه ها ، سال ها

                                                                          ريخت مرا ، جمله پر و بال ها

                                                                                 زرد و نحيف از همه جا رانده ام

                                                                                 چشم ترم تا دم آخر به توست

                                                            رو سيه ام بخشش آن دست توست

                                                      فاش بگويم به تو من راز خويش

                                             پيش بداني  همه را خويش بيش

                                            رنگ رخم حاصل زخم زبان

                                    بارش تير است كجا كو كمان

                               آن هنر و مهر و دل سوخته

                              آن ادب و دانش آموخته

                         من نتوانم كه كنم ادعا

                         بنده لطفيم كجا مدعا

      شكرگزارم همه جا ، هر زمان

بر در تو خوار و زبون در امان

          با قلم لطف و كرم كن حساب

                         وقت شمار بدي و كار ناب

                             جز تو نيم كس ، پناهم تويي

                                              آن صمد واحد و غير دويي

سروش نيا

خرداد 86

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:طنز, :: 10:40 ::  نويسنده : سروش نیا

 

بهروز سروش نيا 

سال 81

( بحر طويل )

ای بشر ،  تو کيستی !

عاقبت تو نيستی !

پاک دينی يا به راه کفر هستی ، چيستی ؟!

عاشق دنيايی يا كه رهرو عقبايی !

در تمنای وصال  , بيش داری به سرت ...  کار محال !

ای که داری موی زال , بس کن اين قال و مقال !

کژدمی اندر درونت ... مهوشی نقش برونت !

در هوای دلبری , سخت کوبی هر دری !

می شناسی معرفت!

ذره اي داري مروت ، يا صفت!

گفتگويت آشناست ، تا قيامت نارساست !!

نقش بازی بی بديل !

کشته ای عدل و عديل  !

حق تو جويی ، ديو رويی

عابر غافل تويي مدهوش کويی !

نقش بينی ، سر گذاری تو بسويی

ارزشش ، کمتر ز مويی !

آن خس بر روی آبی

غافل از هر کار نابی

با دو چشم باز ، ليکن خواب خواب و خواب خوابی !!!

تو خماری

عاشق دنيا مداری

غافل از هر کارزاری (جنگ) !

ميزبان ميز داری ، غيرت و مردی نداری !

کار داری

هیمه ها بر گرده داری

در سرای مهر و الفت

هم زبون و خار و خواری

بار داری ، نار داری ، وای من چون کار داری

ذره ای با خود بينديش ، بر سکوی کفر بهتان 

از چه روی تو کار داری !!!

خورد ديوان بار داری

ديو خود خواهی  و محنت ، همنشين و يار داری !!

راه و رسمت بی وفايی ، دوستي با بی صفايی

کم به ديده ، کم به سينه ، مردنت را ياد داری ؟!

شاه بيتی در همايش ...! 

شاهبازی در پريدن ...!

هم پرش  ، هم در همايش خط و ربط و ختم کاری !!

تو به ظاهر اوج احسان ، تو قرين و محو قرآن

سکه دار مردمانی ، ياد دار اين پند من جان

چوبی است پای رفيقان ، بشکند هنگام ياری

دست گيرت دست شيطان

غافلی از کار يزدان

دوستدار نارفيقان

کن توقف ، باز بنگر بر تجاهل ، نيست وقت آه و زاری !!

وقت رفت و قد خميد و نفخه مالک دميد و ... آری , آری کار داری ، آستين پر مار داری ، از قبول اشتباهت عار داری !

 نتيجه :

 پايکوبان نفس عماره چه خوش می آوری ، چشم بر بستی ز روز داوری ... هان بدان کو نيست با تو ياوری ...

اين همه گفتم از آنچه خورده ای ، ليک دانم باز همچون  مرده ای  ، باز بنگر توشه خود با تعمق ، باخته يا برده ای !!! 

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:38 ::  نويسنده : سروش نیا

در رسای امام حسين ع

سروده : بهروز سروش نيا  

ما در خيال خود کجا و  حسين  کجا                  

  زمستان 81                   

اي حسين (ع) اي مقتداي دين ما            

                               راه و رسمت تا  ابد  آيين ما

جسم تو خونين  ز دنيا دار شد         

                           دشمن تو رو سياه و خوار شد

باش يارم ناخداي كشتي خير و نجات              

                         هم  شفيع و دستگيرم  بر صراط

گفته هايت بوي عرفان  مي دهد          

                         ميوه خوش عطر ايمان مي دهد

هم    پيامت خفته را جان  مي دهد          

                         هم مرامت درس قرآن  مي دهد

سرخي خونت به رنگ لاله هاست         

                        چشم ما غرقاب و پراز ژاله هاست

اي صداي تو نداي حق و داد          

                                  راه توعقباييان را توش و زاد

پرچم خون رنگ تو در دست ماست         

                        ضامن اسلام و دين وهست ماست

گرمحبانت روند آن راه تو           

                                ذره بينند گوشه اي از جاه تو

 

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:37 ::  نويسنده : سروش نیا

   مهر ماه 83

مرثيه امام علی (  ع )

يا علي (ع) اي باب دانش، منجي روز شمار                      

                          در مسير عشق بودي جان سپار

                                      ختم اخلاص عمل در راه دين                       

                                                 پاك روحي و بري از كافرين

                                                           پاسدار راه حق از دشمنان                        

                                                                    نور تو روشن كند تا بيكران

                                                                            ياور مظلوم و از ظالم بري                         

                                                                      فاتح لشگرگه ديو و پري

                                                           قوم تو تاريك دل، اندر نهاد                         

                                        واي بر اين كوه حلم و صبر و داد

                                          سايه اي بر آفتاب روي او                          

                               ناكساني در حجاب و كوي او

                      عاري از خشم شقاوت ، باد آز                          

            آنكه كشتش خصم او را در نماز

            او دعا و زاريش در چاه بود                         

 بنده اي ارزنده همچون ماه بود      

 چشم او مدهوش انوار خدا                          

      بردگان جهل مسحور خطا

          او بخفت در جاي پاك آن نبي                         

               بهر حفظ مصطفي (ص)، دست شقي

                    سجده ها مي كرد بر درگاه يار                         

                          داوري مي كرد بر افعال تار

                                قرب كعبه جايگاه زايشش                         

                                     با ملائك هم نشست و آيشش

                                          وقت ضربت چون كه آيند سوي او                          

                                                 باز باشد لطف احسان خوي او

                                                   بر اسير و ضارب ظلمت سرشت                        

                                                     كرده رحمت سجن او همچون بهشت

                                                                      ضربه اي بودش سزاي كار او                          

                                                                            بهر آن  ديو  سياه و زشت رو

                                                           راه احمد (ص) چون ندارد مال و سود                         

                                                   سينه خواهد پر ز عشق و درد و دود

                                            از  علي  اخلاص  و  عرفان  را  بجو                         

                                تا شناسي صورت زشت  ازنكو                                                              

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:36 ::  نويسنده : سروش نیا

زمستان 1385     

 اربعين امام حسين ع

 اربعين رفت و نشستم گوشه اي                 

           چون گياهي فاقد هر خوشه اي

        يادم آمد از شجاعت،از فتوت،از سخي 

                           از حسين( ع )با مروت از اخي

                                  بخشش آب حيات بر مومنان                 

                                       در ميان جنگ و غوغاي سنان

                                               ديده ام نادر گياه سبز و تر                   

                                                      سبزيش جذاب افكار و بصر

                                                        من كه مخروب و خراب راه او                  

                                                              ناتوان از وصف و حد و جاه او

                                                                مسجد و منزل همه محزون او                   

                                                                          هر كجا از او نشان و گفتگو

                                                                             تا قيامت باقي است افكار او                  

                                                                                       پاكي روح و شفاعت آرزو

                                                                              گرچه با ظلم و ريا دنياپرست                   

                                                               مال و جاه و منصبش آورد دست

                                                            شد فضاحت عايدآن ظالمان                   

                                                آن فضاحت عبرت ما عاقلان !!!

                                        بار الهي در جهان چون ذره ايم                   

                                از سفاهت غافل و هم غره ايم

                       بي فروغ قرب تو روزم شب است                   

                ذوالجلالم لطف توتا سرمد است

   چون كه بيني جرم ما ، پوشيده دار                   

تا كه نگريزد به لطفت اعتبار

چون بداري رحمتت بر شخص خوار                   

                  رتبتش خيزد به بالا شاهوار

                          بانگ شكر ، يا رب ، خداوند ودود                  

                                              بر تمام نعمت بود و نبود

سه شنبه 27 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:35 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت 9:12 شماره پست: 2

 

             شهری است پر ز رندان ، هر سو بود  نگاری         

تا وقت بازگشت است ، بايد نمود کاری

             چشم  و  زبان  نگهدار ،  در طول     زندگانی          

تا کامران  شوی تو ،  با رسم  بردباری

            گر  اندکی   نظر  بر ، جسم   و   تنت    نمايی          

دانی که با تکبر ، دور است از تو ياری

           چون  يار خسته دل  را ، عاری کنی ز  باری          

 او خويشتن   نمايد ، همچون  گل  بهاری

               وقتی  يدت تواناست  ،    درياب   مستمندان             

 گر بشنوی  غم دل ، از يار  يا   کناری

            در بوستان  غفلت ، مست اند  خوش حريفان        

خوابند و سخت خوابی غافل ز پشتکاری

             هر  لحظه فرصتی  بود ، در دست  خوبرويان         

مشکل توان  رساندن ، با حال زار باری

                صیقل  بده  تو  دل  را ، از  غفلت  و جهالت             

زنگار شوی دل را، از گرد و هر غباری

             يا رب صدای عشق است ، سرتا سر وجودم          

 گويد  به  وصل گيری ، آرامش و  قراری

          با مهوشان خوشدل ، همسو  و همنشين شو      

باشد به جرعه ای می در هم کشی خماری

             ای  راهوار  صابر ، از خويشتن  برون  شو             

رو سوی  شهر عشاق ، با  نيت شکاری

               با  ياد  دردمندان ، گريان  و  مضطرب  شو            

     شکر نعم نما  تو ،  گر مست و هوشياری

                   رخ بر متاب از آن کس ، کز  وی  وفا  برآيد             

         اين است رسم غيرت گر  توسنی سواری

                        نقش قلم   ،   کرامت  ،   پوشد   گناهکاری             

           از فيض رحمت آن ،  رو سوی کامکاری

                       ای سالک ره عشق  ،  کن   جلوه ای نمايان            

         آزاد کن  تو  دل را  ،  گر  قصد يار  داری

                      گر  سال ها  برفت  و  پيموده شد  ره  عمر           

         بگشای چشم دل را در حال خوار و زاری

                     گوهر شناس  جان باش  در اين  جهان فانی            

 تا  نفس  غالبت  را  پيوسته  خوار داری

  بهروز سروش نيا

آبان 1385

  

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:بازار هوايي , HUB & SPOKE, :: 9:36 ::  نويسنده : سروش نیا

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 ساعت 10:14 شماره پست: 64

  سهم بيشتر از بازار هوايي با شبكه پروازي HUB & SPOKE

                 امروزه يكي از مهمترين اجزاء خدمات رساني يك شركت هوايي جهت جذب مسافرين بيشتر ، در بخش عرضه و توسعه شبكه پروازي متناسب با شرايط ويژه بازار و وضعيت و امكانات موجود شركت هاي هوايي است .

         از آنجايي كه برقراري نقطه به نقطه پرواز از مبادي داخلي به مقاصد خارج از كشور ها براي خطوط هوايي به دليل كمبود ناوگان و كادر پرواز مشكلات متعددي را به وجود مي آورد ، جهت استفاده بهينه از ناوگان و توسعه توان عملياتي و منافع و بهره گيري از منابع و فرصت هاي موجود بازار و افزايش جذب بيشتر ظرفيت مسافر و بار و جلوگيري از اتلاف وقت مسافرين ، كاهش مشكلات و هزينه در هنگام جا به جايي بين فرودگاه ها و پايانه داخلي از روش  HUB & SPOKE استفاده مي نمايند .

HUB           : يك فرودگاه اصلي است كه پرواز مسير هاي مستقيم در آن انجام مي پذيرد .        

SPOKE          : مسير هايي است كه براي فرودگاه اصلي برنامه ريزي شده است .  

          

سامانه توزيع  HUB & SPOKE يك سامانه براي پرواز هاي اتصالي است كه اتصال پرواز ها را مانند چرخ ارابه به گونه اي كه در آن حرکت ترافيک را در طول پره های متصلSpoke ) (به  محور و مرکز چرخ ( HUB ) ترتيب مي دهد .  معمولا اين مدل در صنايع به ويژه در حمل و نقل ، مخابرات و بار كشتي مورد استفاده قرار مي گيرد .     

         هنگام انجام پرواز ، گاهي مسير هاي مستقيم يا نقطه به نقطه به طور معمول نيمه خالي است و در نتيجه خطوط هوايي مواجه به از دست دادن درآمد مي شوند ، امروزه بيشتر خطوط هوايي حداقل يك فرودگاه مركزي جهت انجام پرواز هايشان دارند كه مسافرين از طريق آنها مسير هاي مقاصد خود را انتخاب مي نمايند كه هدف از اين سيستم كاهش هزينه و حفظ درآمد شركت ها و انتقال بهتر مسافرين به مقاصد مورد نظرشان است .

       خطوط هوايی مدل HUB & SPOKE خود را با روش های مختلف توسعه داده اند ، يک روش ايجاد HUB اضافی بر اساس  منطقه و ايجاد مسيرهای عمده بين HUB ها است ، اين روش نياز به سفر در مسافت های طولانی بين مبادي  که به هم نزديکند را کاهش مي دهد .. روش ديگر استفاده از تمرکز بر شهرها و پياده سازی کامل خدمات مانند پرواز هاي نقطه به نقطه در مسير هاي پر مسافر هنگام عبور از HUB

مزاياي HUB & SPOKE :

         - مسافرين ترانزيت را در سال در مسير ها بيشتر حمل مي گردند .

         - از ناوگان فعال استفاده بهينه مي شود .

         - از منابع و فرصت هاي موجود بازار بهره گيري شده و ظرفيت بار و مسافر افزايش مي يابد .

         - از اتلاف وقت مسافرين جلوگيري شده و هزينه جابجائي بين فرودگاه هاي داخلي و خارجي كاهش مي يابد .

         - توسعه اقتصادي فرودگاه ها با كسب درآمد ناشي از ترانزيت مسافرين سريعتر مي شود .

          - بازار رو به رشد كشور ها در دسترس شركتهاي هواپيمائي خارجي بويژه خطوط هوايي قدرتمند بازار قرار نخواهد گرفت .

         - خطوط هوايي داخل كشور تضعيف نشده و موجب دستيابي به فرصت هاي اقتصادي و منافع در بازار منطقه براي آنها خواهد شد .

- برنامه توسعه شبكه پروازي خطوط هواپيمائي قدرتمند فعال در منطقه براي حضور در بازار داخلي كشور قابل اجراء نبوده و جذب مسافرين مسيرهاي مورد هدف اين شركت ها در اروپا ، امريكا وخاور دور خنثي مي گردد .

  . اين طرح منجر به استفاده کارآمد تر از مسير ها به طور کلی در حمل و نقل شده و موجب مي گردد هواپيما ها با ظرفيت کامل پرواز كرده و در مسيرهای پرواز خارجي كم مسافر به جاي انجام پرواز از نقاط مختلف يك كشور ، بيش از يک بار در روز پرواز از يك نقطه پرواز انجام نشود .  

    -با زمانبندی مناسب اين طرح ، مسافران امكان استفاده بيشتر از مسير ها در شبکه های پروازي را پيدا مي كنند .

مشكلات طرح

در حالت مدل متمرکز ، ممکن است عمليات نسبتا ً انعطاف ناپذير باشد و  تغييرات از مرکز در يک مسير واحد گاهي در دوره های پر تقاضا در مبداء و مقصد می تواند عواقب غير منتظره در سراسر شبکه داشته باشد . .

- برای کارآمد بودن عمليات ، اين طرح بايد از زمان بندی ، تجزيه و تحليل ترافيک دقيق برخودار باشد لذا برنامه ريزی مسير برای اپراتور شبکه پيچيده است .

     - محمولات باری قبل از رسيدن به مقصد بايد از HUB عبور كنند و نياز به طي نمودن سفري طولانی تر از سفرهای مستقيم نقطه به نقطه دارند لذا اين گونه تجارت ممکن است برای حمل و نقل مطلوب بوده و بتواند از عمليات در HUB سود برد ، اما از لحاظ زمانی برای محمولات حساس ( فاسد شدني از لحاظ محتوي و اعتبار زماني ) صاحبان كالا و مسافرين سودي در بر نخواهد داشت .

      -  شبکه HUB به منزله گلوگاهي با ظرفيت هاي محدود است ، بروز نارسايي و  تاخير در مبداء مسافرين به دلايل مختلف مانند : شرايط بد آب و هوا ، مشکلات فني هواپيما و ... منجر به تاخير در سراسر شبکه شده و بر كل شبکه تاثير می گذارد .

ساختار متداول در شبكه حمل ونقل هوايي

         به طور كلي سه ساختار متداول شبكه در حمل ونقل هوايي وجود دارد :

         1 – شبكه خطي : هر زوج مبداء و مقصد با يك مسير به هم متصل مي شوند اين نوع  از شبكه بيشتر در شركت هاي راه آهن و سامانه هاي حمل ونقل شهري به كار مي رود كه در آن ، مسير ها نسبتا ً محدود شده هستند .

         2 – شبكه اصلي – فرعي : يك يا چند فرودگاه نقش فرودگاه اصلي را خواهند داشت و ساير فرودگاه ها به عنوان فرودگاه فرعي در نظر گرفته مي شوند . در اين ساختار فرودگاه هاي فرعي از طريق فرودگاه اصلي به يكديگر متصل مي شوند ، مزيت اصلي اين شبكه آن است كه شركت هواپيمايي را قادر مي سازد تا تقاضاي موجود در چندين بازار را كه بر روي پرواز ها انجام شده در فرودگاه اصلي تجميع نموده و در نتيجه ضريب اشغال صندلي پرواز ها را افزايش داده همچنين تغييرات تعداد مسافرين يك پرواز را كه به واسطه وجود توزيع هاي گوناگون تقاضا در بازار هاي مختلف ايجاد مي شود ، كاهش دهد ، معمولا ً شركت هاي هوايي بزرگ اين ساختار را انتخاب مي نمايند . در اين شبكه پروازي فرودگاه ها در شبكه طبقه بندي مي شوند و بسته به اندازه شبكه در هر شبكه تعداد محدودي از فرودگاه ها به عنوان فرودگاه اصلي درجه 1 ، تعدادي فرودگاه درجه 2  ( فرودگاه محلي ) و ساير نقاط به عنوان فرودگاه فرعي در نظر گرفته مي شوند . پرواز ها از فرودگاه فرعي به فرودگاه هاي اصلي درجه 2 انجام شده و سپس از فرودگاه هاي درجه 2 به فرودگاه اصلي درجه 1 ختم مي شوند و متعاقباً عمده پرواز ها با ناوگان و تواتر مناسب بين فرودگاه هاي اصلي  درجه 1 انجام مي شود .

         دو نوع شبكه اصلي – فرعي

         الف - حالت متمركز يك فرودگاه اصلي وجود دارد و بقيه فرودگاه ها نقش فرودگاه فرعي دارند ، لذا با ترافيك بسيار بالا در فرودگاه اصلي مواجه خواهيم بود ، حال آن كه ممكن است مبداء و مقصد بسياري از مسافرين فرودگاه اصلي نبوده و فرودگاه اصلي تنها در نقش يك نقطه ترانزيت پذيراي انبوه مسافرين باشد .

         ب - حالت غير متمركز علاوه بر وجود يك فرودگاه اصلي درجه 1 ، تعدادي فرودگاه اصلي درجه 2 ايفاء نقش مي نمايند كه هر يك از فرودگاه هايي كه در حوزه نفوذشان واقع شده را تحت پوشش قرار داده و به فرودگاه اصلي متصل مي نمايند ، با توجه به ويژگي هاي تقاضاي مبداء – مقصدي سفر ممكن است برخي از فرودگاه هاي اصلي درجه 2 ، دو به دو به يكديگر متصل شوند ، در اين حالت امكان انجام سفر براي مسافريني كه قصد سفر بين دو فرودگاه اصلي درجه 2 را دارند ، بدون نياز به عزيمت به فرودگاه اصلي درجه 1  محقق خواهند نمود ، اين وضعيت به عنوان شبكه مطلوب در شبكه بسياري كشور ها مورد استفاده قرار گرفته است .

3 – شبكه هاي پروازي نقطه به نقطه ( كامل ) : براي هر نقطه يك پرواز وجود دارد . اين قابليت به شركت هاي هوايي اجازه مي دهد تا بازار هاي بيشتري را به ويژه وقتي كه تقاضا در بازار تضمين شده است ، خدمات دهي كنند .

در سال 1955 خطوط هوايی دلتا پيشگام در سامانه HUB & SPOKE شد و در HUB آتلانتا و گرجستان در تلاش برای رقابت با خطوط هوايی شرقی  بود . در اواسط سال 1970 شركت فدرال اکسپرس اين مدل را براي تحويل بار در شب به مشتريان خود (بعد از اينكه صنعت هواپيمايی از نظارت دولت در سال 1978 خارج شد ) انتخاب نمود و بدين ترتيب دلتا توانست الگوی خطوط هوايی ديگر شود .

         بيشتر خطوط هوايي بزرگ آمريكا از شبكه HUB & SPOKE استفاده كرده و فرودگاه هاي اصلي چندگانه دارند ، در سال 2001 اكثر 12 خط هوايي اصلي آمريكا براي مسير هاي برنامه ريزي شده خود از اين سامانه استفاده مي نموده اند اين شبكه به شركت هوايي اين امكان را مي داد كه حداكثر مسافر را در هر پرواز به وسيله پرواز هاي اتصالي به مقاصد داخلي و بين المللي حمل نمايند . قطر ايرويز ششمين خط  هوايي برتر بعد از خط هوايي كينگ فيشر ، كتي پاسيفيك ، مالزيا ايرلاين و سينگاپور ايرلاين در استفاده از شبكه HUB & SPOKE است .

جدول نمونه از 6 خط هواپيمايي و فرودگاه برتر HUB & SPOKE

TOP SIX MAJOR AIRLINES HUB AIRPORT

Airline

Airport Code

Airport Name

American Airlines

DFW

Dallas/Fort Worth International Airport

Continental Air Lines

EWR

New York/Newark Liberty International Airport

Delta Air Lines

ATL

Hartsfield Atlanta International Airport

Northwest Airlines

MSP

Minneapolis-St. Paul International Airport

United Airlines

ORD

Chicago O'Hare International Airport

US Airways

PHL

Philadelphia International Airport

 

منابع :

http://en.wikipedia.org/wiki/Spoke-hub_distribution_paradigm

http://people.hofstra.edu/geotrans/eng/ch3en/conc3en/hubspokederegulation.html

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389 ساعت 14:53 شماره پست: 63

 

پایداری محیط زیست باسوخت زیستی ارزشمند Curcas Jatrofa

        

         تأمين انرژي جهان و چگونگی مصرف آن از دیرباز یکی از دغدغه های ذهن بشر و مباحث روز دنيا بوده و هست و انسان همیشه مجبور به جستجو براي يافتن راههایی برای کاهش هزینه هاي توليد آن كرده است . انرژي بستر حركت‌هاي اقتصادي را تعيين مي‌كند و به پيروي از آن حركت‌هاي اجتماعي سياسي و فرهنگي ملت‌ها جهت و شكل مي‌گيرند . اهرم انرژي در دنياي كنوني به قدري حياتي است كه به طور مستقيم منافع ملي كشور ها را تحت تأثير قرار ‌داده و رابطه آنها با يكديگر را تعيين مي‌كند.

         هم اينك دنيا با قدرت و سرعت به سمت توليد انرژي‌هاي پاك يا سوخت‌هاي متكي به طبيعت تجديد شونده روي آورده است . از اساسي‌ترين علل اين مسئله استراتژي قطع وابستگي جهان اول به سوخت‌هاي فسيلي خاورميانه است كه در استراتژي مديريت جهاني تبديل به يك نگراني بزرگ براي جهان اول شده است. در حقيقت جهان اول به دنبال استقلال توليد انرژي از خاورميانه ، با روش‌هايي است كه كمترين هزينه را برايش داشته باشد . بدين ترتيب توليد بايوديزل‌ها و بايواتانول‌ها جايگاه ويژه‌اي كسب كرده است . تقاضاي جهاني سوخت‌هاي زيستي مدام در حال افزايش است و تا سال2014 به 44 ميليارد تن در سال خواهد رسيد ، يكي ديگر از علل افزايش تقاضا براي سوخت‌هاي زيستي ، عزم جدي جهان براي كاهش اثرات تغييرات اقليمي است كه اكنون به يك نگراني دائمي براي كشورهاي دنيا تبديل شده است و به نظر مي ‌رسد اگر مصرف سوخت‌هاي فسيلي به طور جدي كاهش نيابد ، كره زمين به همراه ساكنان آن روزهاي سختي را پيش رو خواهد داشت. روزهايي كه نشانه‌هاي آن ، با خشكسالي‌هاي پي در پي ، كاهش شديد بارندگي‌ها ، سيلاب‌هاي سهمگين ، گرماي بيش از حد ، انقراض گونه‌هاي گياهي و جانوري به پيشواز آمده‌است . براي كشور ما ايران نيز دستيابي به تكنولوژي و خودكفايي در زمينه توليد مواد اوليه بايوديزل‌ها و بايواتانول‌ها حياتي است و بايد به عنوان يك راهبرد ملي در دستور قرار گيرد .

         در روزگاري كه مهمترين دغدغه مسئله زيست محيطي در كلان شهرها آلودگي هواست ، اگر كشوري بتواند به اين تكنولوژي دست يابد علاوه بر اينكه در مصارف اقتصادي خود ، صرفه جويي مي كند ، محيط زيست خود را نيز از آلودگي هاي ناشي از سوخت هاي فسيلي در امان نگاه مي دارد . اين موضوعي است كه امروز دنيا را به فكر انداخته تا با همه توان سوخت هاي فسيلي را مغلوب سوخت هاي گياهي كند و از اين طريق علاوه بر اينكه انرژي هاي پاك آينده را از آن خود مي كند ، هواي آلوده اش را هم به همراه سوخت هاي فسيلي دفن كند .

         استفاده از سوختهای طبیعی یکی از راهکارهایی است که امروزه اکثر دانشمندان به دنبال تولید آن هستند . سوخت طبیعی به سوختی گفته می شود که با محیط زیست سازگار بوده و فاقد آلودگی باشد . یکی از این راه ها استفاده از روغن گیاه جاتروفا است ، روغنی که در حال حاضر مي تواند به عنوان سوخت در هواپیما ها استفاده شود و می رود که کم کم خود را جایگزین سوختهای فسیلی نماید . گیاه جاتروفا به دلیل داشتن ترکیبات سمی مثل لکتین و ساپونین و ترکیب سرطانزای phorbol مصرف خوراکی ندارد . دانه های جاتروفا حدودا 40% روغن دارد . روغن به دست آمده از جاتروفا در هر هکتار 10 برابر بیشتر از روغن ذرت و 4 برابر بیشتر از روغن سویاست . این خصوصیات است كه جاتروفا را به عنوان یك سوخت زیستی با صرفه مطرح می کند . تفاله های دانه های جاتروفا پس از روغن گیری باز هم قابل تخمیراست و می توان از آن به عنوان biomass الکل گرفت .

         به طور کلی از دو روش جهت استفاده از سوختهای طبیعی استفاده می شود:

         1 - در روش اول چغندر قند یا نیشکر یا نشاسته ذرت را به کمک مخمر ، تخمیر می کنند که محصول نهایی آن اتانل یا اتیل الکل هست . در اروپا سوختي به ماشين ها تزريق مي شود که به جاي توليد دي اکسيد کربن ، متان توليد مي کند . اين سوخت از تخمير مواد غذايي به دست آمده و به نحوي توليد آن منجر به تهديد امنيت غذايي جامعه مي شود اما جاتروفا روغني توليد مي کند كه سمي است و مصرف غذايي ندارد .

         2 - در روش دوم استفاده از روغن گیاهان  روغنی مثل روغن پالم ، ذرت ، سویا و اخیرا ً جاتروفاست . ویسکوزیته این روغن ها وقتی حرارت می بینند کم شده و مستقیما در موتورهای دیزلی قابل سوختن هستند .

         توليد سوخت هاي زيستي از اين گياه بدون انجام عمليات فرآوري مزيت اصلي جاتروفا است . استفاده از اين سوخت نزديك به 80درصد از ميزان انتشار دي اکسيد کربن را نسبت به حجم مشابه سوخت فسيلي خود پائين مي‌آورد .

       گیاهان غیر خوراکی ، Jatropha Curcas (جی . سی) ، برای تولید سوخت زیستی به عنوان یک جایگزین برای سوخت های فسیلی سنتی در زنجیره تولید انرژی و توازن زیست محیطی محسوب مي گردد . . سرمایه گذاری در زمينه سوخت زیستی جی . سی در مناطق گرمسیر مانند کنیا و در کشور هاي خاص و کمتر توسعه یافته در حال رشد است .

         گونه هايي از اين گياه قابليت تهاجمي دارند و بذر سبک توليد مي کنند ، در حالي که بذرهاي جاتروفا بسيار سنگين بوده و خصوصيت تهاجمي براي آن در هيچ کجاي دنيا گزارش نشده است . جاتروفا در مراکش ، عربستان و اردن کشت شده و بر اساس تفاهم نامه اي بين هند و مصر به اين کشور ها وارد شده است .                               

         جاتروفا از جمله گياهان خاص نواحي تروپيکال بوده که براي اولين بار ، 3 هزار بذر آن از مصر وارد ايران شده تا در بندرعباس در نهالستان باغو كشت شود . در حال حاضر اين گياه مراحل سازگاري با شرايط اقليمي منطقه را مي گذراند . سرمايه گذاران بخش خصوصي استان گلستان در گنبدکاووس نيز قصد دارند نخستين واحد کشت و صنعت و پالايشگاه سوخت زيستي بيوديزل يا سوخت سبز را با استفاده از گياه جاتروفا بسازند و به ميزان60 ميليون ليتر سوخت بيوديزل در کشور را توليد كنند . بذري كه اصل آن متعلق به منطقه آمريكاي جنوبي (برزيل) است و در هند و مصر كاشته و توسعه يافته است .

         از ويژگي جاتروفا آن است كه اگر پس از سه سال به بار بنشيند حدود شش تن بذر در هكتارتوليد مي كند از اين ميزان سه تن روغن به دست خواهد آمد . ، يعني از هر بذر آن حدود 50 درصد روغن خالص به دست مي آيد و بدون هيچگونه عمليات فرآوري و حتي تركيبي به عنوان جايگزيني مناسب به طور مستقيم وارد موتورهاي ديزلي مي شود . دانه های آن را می توان به سوخت های زیستی موتورهای دیزلی تبدیل کرد و از آن می توان در تولید برق و سوخت مورد نیاز برای پخت و پز در خانواده های روستایی بسیار فقیر در مناطق خشک استفاده کرد . ریشه های جاتروفا در جستجوی آب به اعماق زمین نفوذ می کند و در سطح زمین نیز گسترده می شود لذا برای جلوگیری از فرسایش خاک بسیار موثر است ، به گفته فائو سطح زیر کشت گیاه جاتروفا در سرتاسر جهان به نهصد هزار هکتار رسیده ولی پیش بینی می شود تا سال دو هزار و پانزده سطح زیر کشت این گیاه به دوازده میلیون و هشتصد هزار هکتار برسد .                                                                    

         اين گونه نوعي بوته است كه در مناطق استوايي و اراضی تخریب شده ، بیابان و حاشیه آن ، بسيار مقاوم و تکثير آن آسان و داراي ساقه سخت بوده و دامنه اکولوژیک گسترده دارد ، در اراضي غير قابل استفاده براي زراعت مي تواند کشت شود و بدون هيچگونه آفتي به راحتي رشد كند .  از سوي ديگر ، آب مورد استفاده براي کشت گياه هرز آب هايي است که در کشاورزي قابل بهره برداري نيست و با پساب‌ها می‌توان آن را آبیاری کرد . نهال اين گونه در 3-2 سال ابتدايي نياز به آبياري داشته و پس از طي اين دوره ، نياز آبي بسيار کمي دارد . براي چراي دام نيز ارجحيتي ندارد . اين گياه تا سن 50 سالگي خاصيت بذردهي خود را حفظ مي كند .

         جاتروفا داراي قدرت پا جوش دهي  و حداکثر ارتفاع درخت 3 متر است بذر باقالی شکل این‌گونه آن قدر سنگین است که امکان پخش آن در اراضی جانبی آن وجود ندارد و در زمين هاي ديم و کم بازده و شور با متوسط بارندگي 250 ميلي متر درسال رشد مي نمايد . منطقه اصلي پراکنش آن در اطراف خط استواست ، ميزان روغن موجود در بذر جاتروفا 45-37 درصد بوده و پايه سوخت بايوديزل را تشكيل مي‌دهد اين درخت پس از 3 سال ، دوبار در بهار و تابستان بذر توليد کرده و هر درخت هر بار 5 تا 8 کیلوگرم بذر می‌دهد و در سال هاي پاياني عمر گياه ، توليد بذر کاهش مي يابد . روغن تولید شده بسیار ارزان و روغنی است که مستقیما ً می‌تواند به‌عنوان سوخت یا روغن موتور در موتورهای سنگین استفاده شود.  روغن بذر اين گونه جايگزين مناسبي براي سوخت موتورهاي ديزلي ، هواپيما و تانک ها است .

         پس از انجام فرآيندهاي لازم روي بذر جاتروفا ، از آن به عنوان سوخت بيوديزل استفاده نموده و برخي مشتقات دارويي و بهداشتي و خوراکي داشته و در تهيه آفت کش ، توليد محصولات آرايشي و بهداشتي ، درمان بيماري هاي پوستي ،زخم‌های بدن ، رماتیسم ، دندان درد ، کنترل و پیشگیری از سرطان ، تهيه پادزهر و از تفاله آن به عنوان غذاي دام استفاده مي كنند . اين درختچه از اين منظر كه چالشي براي امنيت غذايي و كاهش منابع آبي نيست ، توانسته است ميان دو بخش كشاورزي و انرژي آشتي برقرار كند />          چون براي توليد آن بايد جنگل‌كاري‌هاي وسيعي صورت پذيرد ، علاوه بر افزايش سطح فضاي سبز و بيابان‌زدايي ، به ايجاد منافع حاصل از يك جنگل‌كاري مصنوعي نيز مي انجامد . توسعه جاتروفا و بازاريابي آن فرصتي مناسب براي روستاييان بوده و مي تواند سبب کاهش وابستگي به سوخت هاي فسيلي و تعديل فقر در جوامع محلي شود .                                                                          .
         بيوديزل در دنيا عمدتاً از ذرت ، سويا ، کلزا ، آفتابگردان و دانه هاي روغني ديگر توليد شده است اما در اين طرح از جاتروفاي کاشته شده در اراضي فقير و غيرقابل کشت استفاده مي شود . از آنجايي که در پالايشگاه هاي توليد اين سوخت ، سوخت گياهي به دست مي آيد مضرات زيست محيطي و آلودگي آبهاي زيرزميني را در پي نخواهد داشت

         توليد سوخت بيوديزل ، در کشورهاي هند ، چين ، مصر ، تايلند ، ويتنام ، اندونزي ، برزيل ، اردن و عربستان به صورت پايلوت درحال انجام است و فقط درکشورهند چند ميليون هکتار به کشت اين گياه اختصاص داده شده است .

         از امتيازات ويژه اين سوخت بالابودن درجه اکتان ، بالابودن محتواي اکسيژن و پائين بودن گوگرد است و در مجموع احتراق فوق العاده اي در خودرو ايجاد مي کند حال اين كه اين سوخت يک سوخت فسيلي نيست بلکه يک سوخت زيستي محسوب مي شود .

         امروزه يكي از مهمترين چالش هايي كه سوخت هاي گياهي در دنيا ايجاد كرده اند ، استفاده از موادغذايي براي تهيه آنها است ، در شرايطي كه هم اكنون بيش از يك ميليارد نفر گرسنه در جهان وجود دارد، استفاده از هويج، ذرت و كلم براي به حركت درآوردن موتور خودروها غيرمنصفانه به نظر مي رسد .

         اين در حالي است كه جاتروفا از تخمير موادغذايي به دست مي آيد و نه تنها مصرف خوراكي ندارد كه مسموم كننده هم هست ، بنابراين روغن آن بدون اين كه موادغذايي گياهي را تهديد كند ، به عنوان سوخت بدون فرآوري موتورهاي ديزلي را به حركت درمي آورد.

         يکي از سياست هاي سازمان خوار و بار و کشاورزي (فائو) ، تبادل بذر و گونه هاي جديد اين گياه در ميان کشورهاي عضو است .

       سال 2007 ژاپن هواپیمایی ساخت که با این سوخت پروازکرد . در ژوئن 2008 در تريرروژ ژاپن جشنواره اي به نام Fet Gwo Medsyen  با حضور بيش از 10000 نفر براي به نمايش گذاشتن محصولات ساخته شده از روغن گياهي jatropha  به عنوان پيشگام در توسعه سطح اين گياه در كشت و كشاورزي و اقتصاد برگزار شد .

         خطوط هوایی ژاپن و پيشتر از آن هواپیماهای جت747 Air New Zealand روغن جاتروفا را به عنوان سوخت انتخاب کردند .

         اولين خودرو با سوخت گياهي در اندونزي نيز به حركت در آمده ، اين خودرو با سوخت روغن گياه جاتروفا ‪ حركت كرده و به آرامي از قله‌هاي سرد آتشفشاني فلورس و جزاير سومباوا و همچنين ييلاقات گرم جاوانيس عبور كرد و يك سفر سه هزار و ‪ ۲۰۰كيلومتري را در اندونزي با موفقيت به پايان رساند . اين سفر از مبدا آتامبو در تيمور شرقي به مقصد جاكارتا پايتخت اندونزي انجام گرفت .                                                                   .
شايد اين خودرو اولين خودرو با سوخت بيوديزل خالص در جهان باشد اما در اندونزي قطعا اولين است . با وجود اينكه اندونزي از لحاظ سوخت فسيلي غني است اما مي ‌داند كه اين ذخيره بي‌پايان نيست . اندونزي تنها ‪ ۳۲ تا ‪ ۲۵سال نفت ، ‪ ۶۰سال گاز و ‪ ۱۵۰سال زغال سنگ دارد . اين سوخت گزينه ارزانتري نسبت به سوخت‌هاي فسيلي است و بالقوه مي‌تواند به بهبود وضع مالي كشاورزان فقير اندونزي در شرق اين كشور كمك كند . گياه "جاتروفا" براي كشت در مناطق خشك شرق اندونزي مناسب است.

منابع :

خبرگزاري موج 25 دي ۱۳۸۸

http://www.turkmenstudents.com

خبرگزاري حقوق بشر اركان خبري كميسيون حقوق بشر اسلامي ايران14/11/1388

روزنامه ايران، شماره 4423 به تاريخ 8/11/88، صفحه 19 (محيط زيست)

http://reza-rahd.blogsky.com

http://www.hamshahrionline.ir/news

http://www.iranseda.ir/FullNews

http://gostarshimi.blogfa.com

 

 

 

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:بازاریابی هوایی, :: 9:33 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389 ساعت 8:16 شماره پست: 62

 بازاریابی و مدیریت هواپیمایی

         بازاریابی .درك عميق از پیچیدگی های صنعت هواپیمایی است كه شامل طراحی استراتژي توسعه از طريق تكيه بر نظارت بر توليد محصول ، قیمت گذاری و مدیریت درآمد ، کانال های توزیع و فروش ، تعيين سیاست های تبلیغاتی پس از مطالعه نیازهای مشتری ، انتخاب بازارهای هدف ، نحوه جذب و حفظ و افزايش تعداد مشتریان با ارائه ارزش هاي برتر از ديدگاه آنها و کاربرد عملی و بسیار پویا و رقابتی است .

مدیران و كارشناسان بازاریابی ، مدیران فروش ، هماهنگ کنندگان بازار ، کنترل کننده های برنامه مشتری و عوامل فروش بايد به نكات ذيل توجه داشته باشند :

·         بخش موثر بازار هدف خود را کشف كنند .

·          نیاز مشتریان خود را دانسته و با نوآوری محصول ، کیفیت محصول و توزیع کارآمد آنها را برطرف نمايند .

·         پس از تجزیه و تحلیل ، تقسیم بندی نیاز هاي مشتریان ، استراتژی های خلاق و مقرون به صرفه را جهت توسعه بكار مي گيرند .

·         سازمان خود را به صورت مداوم ممیزی نموده و بازاریابی کارآمدي را انجام داده و در زمينه رقابت و بازار هوايي پژوهش كنند .

·        محصولات و خدمات را برای برآوردن نیازهای مخاطبان هدف تغيير يا ارتقاء دهند .  

·          مزایا را بين مشتريان توزیع و معایب از کانال های مختلف جمع آوري نمايند .  

·         کارآمد ترین استراتژی تبلیغاتی را انتخاب نمايند .   

·         برنامه بازاریابی خود را سالانه توسعه دهند .

·          روش های کنترلي جهت نظارت بر اجرای طرح بازاریابی و نتایج آن در هر بخش بازار هدف ، ايجاد نمايند.

         توجه به نكات نهفته در مطالب زير موجب كاهش هزینه براي شرکت هاي هواپیمایی و اتخاذ تصميماتي است كه منجر به اتحاد استراتژیک شركت هاي هواپیمایی مي گردد . 

  تاثير محیط  در بازاریابی

          اواخر سال 2008 قیمت سوخت براي شرکت هاي هواپیمایی منطقه ای داراي هواپيماي هاي جت کوچک   (50  صندلی) به بیش از دو برابر يعني  5 دلار هر گالن رسيد ، اين امر از يك سو تا حد زیادی موجب افزایش هزینه های شركت هاي هواپیمايی كوچك منطقه ای و از سوی دیگر باعث رشد سریع قيمت بليت در خطوط هوایی ارزان قيمت (LCC) Low Cost Carrier مانند خطوط هوایی South West و Rayan Air شده است ، به رغم اين كه به طور متوسط روند رشد قیمت بلیت خطوط هوایی روند رو به پایین نسبت به ده سال گذشته را نشان داده است اما در اصل به خطوط هوایی پول بیشتر پرداخت شده اما درآمد کمتري در هر پرواز كسب شده است و تداوم  این روند تاثیر منفی بر عملیات پرواز ها و براي اپراتورهاي منطقه ای داراي جت هاي کوچک ضربه بسیار سختي بوده است با توجه به ظرفیت كم هواپيما حتی با ظرفيت تكميل ، هزینه عملیاتی آن ها تقریبا ً دو برابر هواپیماي بزرگتر مانند ايرباس A320 است .  

         در نتیجه ، صنعت هوايي به طور فزاینده ای متمايل به سوي جت هايي با  70 - 90 صندلی شد ، زيرا بدين طريق مي توانست  به راحتی بر تعداد مشتریان افزوده و درآمد خود را بهبود دهد .

2. 2.   مدل کسب و کار شرکت هواپیمایی منطقه ای در حال تغییر است .

   تغيير روند كاري شرکت های هواپیمایی كوچك منطقه ای تغيير كرده و با شرکاء بزرگتر جهت  تضمین درآمد خروجي خود بر اساس Code Share به توافق رسيده اند تا جداي از هزينه تلاش های بازاریابی و برنامه ریزی براي درخواست مسافران پرداخت ثابتي را به صورت تضمین شده به شرکای خود داشته باشند .

         خط هوایی ایالات متحده و خط هوایی دلتا بر اساس توافقتنامه  .حدود 96 درصد از درآمد مسافر خود را به وسيله "تضمین درآمد" تثبیت كردند اما بعدا ً با بروز بحران هايي شرکت های هواپیمایی دلتا و يونايتد به قرارداد و توافقتنامه خود پایان دادند .

3. 3.   تمركز بر پیامدهای فرصت های از دست رفته به دليل بی ثباتی بازار و مدیریت ارتباط با شرکای ضعيف

4. 4.   بكارگيري شیوه های کسب و کار بی پروا ، قاطع و سریع براساس روند بازار

5. 5.   جلوگيري از برنامه ریزی بد براي ناوگان

6. 6.   عدم پاسخ به نياز هاي بازار منجر به شهرت بد و لکه دار شدن نام تجاری (Brand) مي گردد .

        برخي از دلايل ورشکستگی خطوط هوایی را عدم توجه به نكات ذيل دانسته اند :

 ارائه خدمات بد به مشتری

  اطمینان کم به قابلیت ها و توانايي شركت براي ارائه خدمات

  پرداخت حقوق کم به کارکنان از سوي شركت

  با توجه به نقاط ضعف يك خط هوايي ، رقباء به راحتی امكان انتخاب مسیر و تغيير شيوه ارائه خدمات خود را دارند .

خط هوایی تجاری نیوزیلند 19اکتبر2009

         خط هوایی نیوزیلند در حال ساخت یک نام تجاری (Brand) قدرتمند با تمرکز بر ارزش روانشناختی است ، چیزی كه رقبا نتواند خود را به سرعت با آن همسان كنند .

          اين نوع آوري مشتريان را ، حتی اگر با خط هوایی نیوزیلند هرگز پرواز نكرده باشند ، هیجان زده كرده و مولد مبارزات بازاریابی با شرکت های هواپیمایی دیگر در رسانه های اجتماعی شده است ، توجه به ارزش هاي روانشناختی ، مسافرين را به طور فزاینده ای کنجکاو براي به دست آوردن تجربه جهت مسافرت با آن خط هوایی مي كند در اين نوع آوري ابتكارات زير گنجانده شده است :  

1. 1.  در اين نوع آوري چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد ،  در مبارزات جنجال برانگیز بازاریابی و تبلیغاتی در مجلات و تلويزيون به طور گسترده ، افتراق خط هوایی نیوزیلند از خطوط هوایی ديگر براي مقايسه به اطلاع عموم مي رسد و انتخاب مسافر براساس نرخ مناسب براي بليت و بار در كنار دريافت امتيازات اضافی مانند بخشش مقداري از اضافه بار همراه و دريافت كيترينگ ويژه  ، مشاهده اطلاعیه ها و دريافت پیام هایي از ایمنی بالا و متفاوت صورت مي پذيرد . 

2. 2.   طراحي يك مسابقه و ساخت گروهي از مسافرين اهل ایالات متحده امريكا و نیوزیلند از طریق شبکه های اجتماعی اينترنت و ايجاد فرصتی برای ایجاد ارتباط و دیدار چهره به چهره مشتريان براي ازدواج و  راه اندازي پرواز برای اولین بار بین نیمکره در جهان

3. 3.   طرح پرواز صورتی ، طرحي است كه نشان مي دهد خط هوایی نیوزیلند در جستجوی  يافتن راه های جدید و خلاقانه برای نمايش ظرافت ها و تنوع فراگیر غرابت فرهنگ نیوزیلند از  لحاظ طبیعت و آداب و رسوم در همه جنبه های زندگی با مردم كشور هاي ديگر  در راستاي تلاش برای خدمت به مهمان (مسافر) خويش است . .

4. 4.   معرفي نام تجاری(Brand) با حمایت های مالی از رویدادهای  بزرگ مانند : جام نیوزیلند اير ،   هفته مد نیوزیلند اير

          در مبارزات بازاریابی نوآورانه برای داشتن نام تجاری موفق ، خطوط هوایی ديگر می توانند از اير نیوزیلند نحوه ارائه ارزش های ملموس زير را كه به خوبی از سوي مشتریان به رسمیت شناخته شده بياموزند تا آن را به مشتریان خود عرضه نمايند :

داشتن بهترین کارکنان کابین بين خطوط هوایی استرالیا و نیوزیلند و دريافت جوایز جهانی 2009هواپیمایی ، از Skytrax

ارائه بهترین خدمات به مسافرین در سال  2008 و دريافت جوایز مجله جهانی حمل و نقل هوایی

 كسب عنوان بهترین خط هوایی در منطقه جنوب اقیانوس آرام ، استرالیا و زلاند نو  در سال 2007 از مجله کسب و کار مسافر

پیشرو در کسب و کار در ارائه کلاس های مختلف هواپیمایی در سال 2007 و دريافت جوایز 14 سال سفر هاي جهاني در استراليا

        با این حال ، ارزش هاي ملموس مانند هواپیمای جدید ، کابین جادار ، صندلی راحت ، غذا و خدمات خوب ، به همان اندازه كه مهم هستند می تواند به آسانی توسط رقبا مورد تقليد و تطابق قرار گيرند اما تماس و ارتباط با مشتریان در سطح شخصی و توجه خطوط هوایی به ارزش روانی نام تجاری (Brand) مانند لذت بردن از سفر ، احساس غرور كردن از سفر با خط هوايي ، وضعیت و آرزوهای شخصی مسافرين ، تاثير یک اثر هنری تبليغي شركت بر مشتريان به طور روزافزونی بسیار معمول شده است ، اين رويكرد در حال تبدیل شدن به يكي از عوامل اصلي براي تصمیم گیری مسافرين و انتخاب کردن يك خط هوايي براي سفر خود است . مسلما ً براي اين گونه ارزش ها نمی توان به سرعت مشابه سازي نمود و بايد در طی یک دوره زمانی طولانی به دقت برنامه ریزی گردد .

         خط هوایی نیوزیلند . نام تجاری (Brand) خود را با شرکت در رویدادهای مانند نمايشگاه هاي نقاشی ، مسابقات راگبی و مُد نشان می دهد و با هدف الهام بخشي از نوع گرايش هاي مردم ، علاقه وافری به ورزش و مُد و گسترش آن در جامعه را دنبال مي نمايد .

         چگونگي درک مشتريان از خط هوایی نیوزیلند توسط قابلیت های رسانه های اجتماعی و فعاليت در توییتر ، فیس بوک ، یو تیوب و فلیکر تحت تاثیر قرار گرفته و با ایجاد سایت شبکه اجتماعی موجب جذب حمایت مردم از پرواز هاي خود گرديده است .

                  خط هوایی كتي پاسيفيك با نگاه منحصر به فرد

          1 . طراحی جدید براي ارائه صندلی هاي راحت تر و جادار تر در Business Class با فضاي چند اینچ اضافی ، داراي موقعیت خواب  ، از ویژگی های این صندلی جدید فضاي کاری بزرگتر ، وجود کابین جانبی و قفل آن است كه براي ذخیره سازی و نگهداري و مراقبت اشیاء با ارزش و وسايل اضافی مورد استفاده قرار مي گيرد و همچنين فضاي فوق العاده صندلی به عنوان تختي بزرگ است .

         2 . نشان دادن لذت مسافرين توسط هنرمندان به نام در آثار هنری تبليغي مثلا ً از طريق نمايش طرح ها يا عکسي در کلاس پروازي خاص

         3 . طراحی تازه و مدرن لباس براي کارکنان كه پس از در نظر گرفتن درخواستها و پیشنهادها از مسافرين توسط طراحان به نام با توجه به انتظارات و نیازهای مسافرتی انجام پذيرفته و فرصت مناسبی براي اثبات تعهد خط هوايي كتي پاسيفيك نسبت به خدمات مستمر و نوآوری محصول است .

         4 . نوسازي ، بازسازی و به روز رسانی تجهیزات كابين

         5 . فراهم آوردن امكان دريافت پیشنهاد هاي زنده مسافرين در سايت توییتر از هنگ کنگ

         6 . كنترل بحران ها با استفاده از رسانه های اجتماعی با به روز رسانی اطلاعات مسافران مانند : فوران آتشفشان ایسلند  ، اعتصاب كاركنان کنترل ترافیک هوایی اسپانیایی و تعطیل شدن كلي فضای هوایی اسپانیا و ...

كتي پاسيفيك می خواهد شما یک دسر را در فیس بوک تهيه نموده تا آن را در پرواز به شما ارائه نمايد .
         خط هوایی لوفت هانزا برای یافتن چیزی که مسافرين به آن علاقه دارند ، راه حل
CloudStream را براي ساده سازي و آسان كردن امور آنان و دريافت اطلاعات طراحي نموده و اجازه می دهد مسافرين در مجله پرواز آن اطلاعات را بخوانند .

          خط هوایی لوفت هانزا براي نشان دادن صميميت خود به طرفدارانش در فیس بوک اقدام به دادن 100.000 مایل امتياز به آنان كرده است .

         خطوط هوایی سنگاپور و امارات قلب مسافرين را عاشق علامت های تجاری خود مي كنند در حالي آن علامت را با چشم خود مي بينيد .

         هواپیمایی تایلند آموزش خطوط هوایی را از طريق رسانه های اجتماعی براي استراتژی نام تجاریBrand خود در ایجاد علامت های تجاری و همکاری خود با مسافران  دست بررسي دارد .  

منابع

 http://www.flightglobal.com/blogs/runway-girl/2008/02/mesa-ceo-jonathan-ornstein-adm.html: http://www.flightglobal.com/blogs/runway-girl/2008/02/mesa-ceo-jonathan-ornstein-adm.html

http://industry.bnet.com/travel/10004273/united-airlines-fights-mesa-air-group-over-airplanes-part-i/

http://www.nothingtohide.co.nz/

 

 

نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389 ساعت 13:48 شماره پست: 60

آژانس هاي خدماتي مسافرتي و رابطه آنها با خطوط هوايي

                                                                                                                                  

         يكي از روش هاي پيوند مشتري با خطوط هوايي ، آژانس هاي خدماتي مسافرتی هستند كه علاوه بر اقدامات گروهي براي گردشگران گاهي به طور جداگانه و اختصاصي به فراهم نمودن مقدمات خدمات سفر با استفاده از خطوط هوايي ، اجاره دهندگان خودرو ، خطوط كشتيراني ، هتل ها ، راه آهن ، تور هاي گردشي و برخی از آژانس های مسافرتی ديگر اقداماتي را انجام مي دهند . از آن سو خطوط هوايي به منظور توزيع وسيع جغرافيايي خدمات خود ، بخشي از فروش خود را به آژانس ها مي سپارند و بعد از فروش ، حق كميسيون از پيش توافق شده اي را به آنها پرداخت مي نمايند كه گاهي به دليل اين كه فروش شركت هاي مختلف هوايي را عرضه مي كنند ممكن است با دريافت كميسيون بيشتراز سوي يك شركت هوايي اغوا شوند و فعاليت فروش خود را بر آن شركت معطوف نمايند .

        آژانس خدماتي مسافرتي ، اپراتوري است كه براي دسترسي به قیمت هاي رقابتی شرکت های بزرگ هواپیمايي و هزاران هتل و مکان های مختلف دنیا و اجاره خودرو طراحی شده و قادر به ذخیره و ارسال درخواست و تایید هتل ، رزرو بليت هواپیما و اجاره خودرو در عرض چند دقیقه بوده و توانايي دسترسي به اطلاعات دست اول از هتل ها و دستیابی به بهترین نرخ آنها را در دارند و كاركنانش با استفاده از جدیدترین فناوري برای حصول اطمینان  از خدمات قابل اعتماد و کارآمد براي مشتريان ، سفر هاي .آژانس های مسافرتی با ترویج و تبليغ بسته هاي تفريحي سفر ، بخش عمده ای از وقت خود را صرف جذب و برخورد با مشتریان به طور مستقیم مي كنند و در زمينه هاي مختلف مورد نياز مشتریان در مقصد براي گذراندن تعطیلات و دريافت خدمات مورد نیاز ، آنها را راهنمایی مي کنند.

ويژگي هاي آژانس های مسافرتی

بيشتر آژانس های مسافرتی در مدیریت سفر تخصص دارند و با بروشور سفر به مشتریان برای انتخاب یک بسته تعطیلات به آنان کمک مي كنند ، بسته پیشنهادي مي تواند شامل : وسيله سفر ، استراحتگاه و خوابگاه ، اطلاعات در مورد ارز محلي و ... باشد.

آژانس های مسافرتی از طریق تلفن ، ایمیل ، پیامك ، فکس و مراکز پست با مشتریان در تماس هستند .

 آژانس های مسافرتی به وسيله اپراتورهای تور ، نحوه گذراندن تعطیلات و ترتیبات يك سفر سفارشی را ساخته و بر اساس آن تماس با مشتری را سازماندهی و بررسی مي كنند.

آژانس های مسافرتی از طریق نرم افزار رايانه اي بليت هواپيما و هتل را براي مشتريان رزرو نموده و برای کرایه خودرو و سفرهای تفریحی پيشنهاد هايي مي نمايند .  

آژانس های مسافرتی  در مورد گذرنامه ، واکسیناسیون مورد نياز قبل از ورود به كشور مقصد ، رواديد و بیمه مسافرتی به مشتريان پيشنهاد هايي مي نمايند .

آژانس های مسافرتی پس از فروش بليت تماس مشتریان را با تور اپراتورها برقرار مي نمايند .

 آژانس های مسافرتی با شركت هاي هوايي پس از فروش تعامل مالی دارند .

آژانس های مسافرتی گاهي در روز هاي تعطيل و بیش از پنج روز اداري هفته ( شنبه تا پنجشنبه ) و ساعات معمول روزانه کار می کنند. .  

·        محيط دفاتر ، میز هاي كار و محل نشستن براي مشتريان جذاب و انجام كار ها به سرعت با رايانه انجام پذيرفته و براي كاركنان از يونيفرم مناسب و زيبا استفاده مي شود . ·        آژانس های مسافرتی (جهت بهبود كيفيت كار و افزايش دانش كاري براي كاركنان دوره های آموزشی کوتاه مدت را فراهم مي آورند .

 ویژگی های كاركنان آژانس مسافرتی

·        بايد دارای مهارت های ارتباطی عالی و برخورد دوستانه و مودب  بوده و از کار کردن با مردم و فروش لذت ببرند .

·        بايد به جغرافیا و سفر علاقه داشته و مقاصد مختلف در سراسر جهان را بشناسند .

·         بايد هنگام برخورد چهره ای مطمئن داشته باشند .

·        بايد دارای مهارت های رايانه اي باشند .

·         بايد فروش بليت را خوب بدانند .

·        بايد انعطاف پذير و سازگار باشند .

·         بايد حتی زمانی که تحت فشار هستند موثر ، آرام و صبور ، باشند .

·        . بايد به عنوان بخشی از يك گروه در كار گروهي خوب کار كنند .

·        بايد با توجه .به تجربه خود و توان مالي مشتريان آنها را راغب به سفر براي تفريح و گذراندن تعطيلات يا انجام كسب و كار كنند.

تاريخچه آژانس هاي خدماتي و مسافرتي

         .شرکت کاکس و پادشاهان ( Cox and Kings Co) يكي از قدیمی ترین آژانس مسافرتی در جهان و به عنوان آژانس مسافرتی مدرن برای اولین بار در بریتانیا مشغول فعاليت بوده و خدمات خود را از نيمه دوم قرن نوزدهم به مشتریان ثروتمندش در ارتباط با راه آهن میدلند ارائه نموده است ، با توسعه تور نه تنها خدمات تور خود را به عموم مردم فروخته بلكه نمایندگی شرکت های گردشگري دیگر را نيز داشته است .  .از قدیمی ترین آژانس هاي مسافرتی در شمال امریکا ، شركت Brownell travel است كه در تاریخ 4 ژوئیه 1887 ، مسافران را در قالب تور به اروپا اعزام مي كرده است .

.        گرايش آژانس های مسافرتی با توسعه صنعت هوانوردی تجاری در ابتدا تا حد زیادی معطوف به مشتریان طبقه متوسط و بالا  بود و آژانس ها به عنوان عاملين شركت هاي هوايي وظيفه فروش خدمات سفر از طرف تامین کننده آن خدمات را داشتند و بر خلاف کسب و کار خرده فروشان دیگر داراي نقش دوم يعني حفظ ثبات ارزش سهام شركت هاي هوايي بودند ، در فرايند كاري آنها بسته تعطیلات با یک بلیت از شركت هوايي به درخواست مشتری خریداری شده و به آنان ارائه مي شد و سود آژانس به صورت کمیسیون به. آژانس مسافرتی پرداخت مي گرديد . در برخی از کشورها ، خطوط هوایی دادن کمیسیون به آژانسهای مسافرتی را متوقف کرده اند ، با این حال برخی از شرکت ها هنوز هم درصد تعیین شده برای فروش بليت را به آنها مي دهند . چرا که اگر آنها به فروش هزار بليت با نرخ ارزان تر اقدام كنند ، بهتر و سودآورتر از فروش صد بليت با نرخ و هزينه بالاتر در دفاتر آنها است و مزایای فرآیند همكاري نيز براي هر دو طرف است مثلا ً در ایالات متحده ، کمیسیون پرداخت نمي شود .  بیشتر شرکت های هواپیمایی معمولا ً هزینه خدمات را به قیمت خالص بليت می افزایند .

        براي آژانس ها فرايند كاري تجاریمی تواند شامل : بسته هاي برنامه ريزي شده و زمان بندي شده براي سفر ، فروش بليت و  بیمه ، اجاره خودرو ، کتاب راهنمای سفر و خدمات در محل ، خرید و فروش ارز در تعطیلات باشد .

        اکثر آژانس های مسافرتی براي تضمین و حفاظت از حقوق خود و مشتریان در برابر بحران هاي اقتصادي و پيشگيري از شکست تجاری  در تبلیغات ، هزينه معادل روز هاي تعطیلات را که مشتريان در صورت بروز مشكلات در برنامه سفر از دست بدهند به  آنها بازپرداخت مي نمايند . بسیاری از آژانس های انگلیس و آمریکا و اپراتورها تور و همكار انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی ياتا                     International Air Transportation Association (IATA) ، سازمان دهندگان سفر هوايي ، انجمن نمایندگی هاي سفر بریتانیا  ، جامعه آژانس های مسافرتی آمریکا موارد فوق را سر لوحه كار خود قرار داده اند .

       آژانس ها و عاملين سفر توصیه های بی طرفانه و کم هزینه سفر هوایی را از طريق بروشور به مشتريان خود ارائه مي كنند و به توسعه مفهوم ' سوپرمارکت تعطیلات ' ، تعطیلاتي متنوع و با صرفه اقتصادی را براي آنها فراهم مي نمايند .

        درآمد آژانس های مسافرتی بر اساس دريافت درصد کمیسیون نسبت به ميزان فروش بليت و يا بار است ، به این معنی که انجام رزرو و ذخيره جا توسط آنان و پرداخت غرامت ناشي از خسارات وارد شده به مشتريان از عملكرد و نحوه ارائه خدمات به وسيله شرکت های : هواپیمایی ، اجاره خودرو ، خطوط کروز ، هتل ها ، راه آهن ، تورهای گردشی و اپراتورها تور و غیره صورت می پذيرد .

       در حال حاضر بسیار رایج است كه شرکت های تور گردان بزرگ به منظور کنترل توزیع و علاقه مشتريان ، محصول و خدمات خود را در بازار برای خرید به زنجیره ای از آژانس های مسافرتی بر اساس مناطق خاص ، مرتبط و پخش مي نمايند . .

         نگاه آژانس ها مسافرتی معمولا ً به ویژگي هاي بازار محلي از جمله نیازهای منطقه و اهداف ساکنان یا یک گروه هاي خاص از رفت و آمد و مسافرت و گروه هاي علاقه مند به فعالیت های ورزشي مانند فوتبال ، گلف یا تنیس يا فعاليت هاي ديگر است .

     آژانس های مسافرتی به دو روش عمل مي كنند : روش اول (سنتی) كه معمولا آژانس های مسافرتی اپراتوري بزرگتر متشكل از چند قسمت است كه در خارج از محدوده آژانس ها به صورت غير متمركز ، در محل با توجه به ميزان مسافر واقع شده اند . روش دوم آژانس های مسافرتی معمولا ً کوچکتر و متمرکز و يك اپراتور مستقل است .

         آژانس هاي مسافرتی پرفروش متخصص در بازار و با توجه به حجم شرکت های هوايي بازار ، چند شركت هواپیمایی و انواع سفر را  ادغام مي كنند كه   در اين فرايند ممکن است انواع مختلف خدمات را ارائه دهند تا در یک نقطه مشتريان بتوانند به مجموعه اي از خدمات خاص آنها مانند پرواز هاي زياد ، رزرو هتل هاي مختلف یا اجاره خودرو و ساير خدمات دسترسی داشته باشند . گاهی اوقات خدمات موجود در بسته های تعطیلات تركيبي  از سفر ها به مکان و محل هاي مختلف است . ارائه خدمات شرکت ها فوق معمولا ً به طور مستقیم در قرارداد به عامه مردم در سفر با اعطاء امتیازات به مقصد خاص صورت مي پذيرد .

  .آژانس های مسافرتی با استفاده از خدمات عمده  سیستم های نرم افزاري کامپیوتری رزرو شرکت هاي هوايي ، از جمله سیستم توزیع جهانی( Global Distribution System (GDS ) معروف مانند : گابريل ، آمادئوس و ... قادرند اقدام به فروش بلیت خطوط هوایی  ، رزرو هتل ، اجاره خودرو و خدمات مرتبط دیگر با سفر نموده و از طريق بعضی از وب سایت ها ، مسافرين را به صورت آنلاین بپذيرند . اين امكانات به بازدید کننده اطلاعاتي را در مورد نرخ هتل ها و بليت شركت هاي مختلف هواپيمايي را به صورت رایگان جهت مقایسه ارائه نموده و آژانس های مسافرتی را برای ترتيب دادن سفر بر اساس بسته های پيشنهاد شده ، امکانات موجود ، قیمت و اطلاعات مورد نياز ديگر كمك و راهنمايي مي كند .

       آژانس ها به عنوان ارائه دهندگان خدمات مستقيما ً در پورتال ادغام كننده خدمات سفر( اعم از خطوط هوایی مختلف و زنجیره هتل ها ) بر روی اینترنت در یک وب سایت رزرو آنلاین را ارائه می نمايند.  سود آنها از طريق دريافت کمیسیون از هتل ها و خطوط هوایی است و اغلب نرخ هاي ارائه شده ارزان تر از ارائه دهندگان اصلي خدمات بوده و با اين روش معاملات عمده را براي ارائه دهندگان اصلي خدمات و نرخ ارزان تري را براي مشتريان خود فراهم مي آورند .

         در بریتانیا برخی از آژانس های مسافرتی و متخصص بزرگ داراي زير شاخه هاي کوچک و مستقل و تعداد زيادي از کارکنان هستند كه به عنوان HomeWorkers استخدام شده اند .

         امروزه از طریق منابع مختلف مانند آژانس های مسافرتی ، وب سایت ، کمک های آنلاین ، مراکز تماس ، ادارات فرودگاه ، سیستم های اطلاعات در دسترس کاربران شرکت های بزرگ هوايي قرار مي گيرد .

     خطوط هوایی با استفاده از سیستم برنامه نویسی تحت وب و استفاده از تجارت الکترونیک و برون سپاری بخشي از خدمات جهت کاهش هزینه ها اقدام به توزیع و فروش صندلي هاي خود با فراهم آوردن رابطه رزرو ، ابطال و استرداد بليت براي مسافرين را فراهم نموده اند ، مدیریت موجودی آنها بهبود يافته ، تعداد كاركنان آنها كاسته شده ، هزينه ها آنها كنترل شده و روند خروجی به طور چشمگیری بعد از استفاده از ویژگی های اين سیستم افزایش يافته است .

         در صنعت سفر شرکت هاي هواپیمایی و آژانس های مسافرتی مي كوشند تا به منظور ارتقاء  و همچنین بازگشت سرمایه گذاری و یکپارچه سازی سیستم ها ، فناوری زیرساخت ها و فناوری برای پیاده سازی اتوماسیون و  سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات به عنوان عامل اصلی در ایجاد بهره وری ، بهینه سازی و کاهش هزینه ها و مدیریت درآمد از خدمات  Business Process Outsourcing استفاده مي كنند . با برون سپاري (BPO ) و روند انجام مشاوره ، ایجاد نقشه راه ، برنامه ریزی ، استراتژی تجارت الکترونیک ، ادغام وب ، برنامه های واسط کاربردی ، رشد فرصت های نامحدود ، خدمات بی عیب و نقص به این شرکت ها در بازار جهانی بزرگ  ، به سادگی به گسترش کسب و کار آنها در مکان دیگر كمك مي شود .

چالش هاي عمده رو در روي آژانس هاي خدماتي مسافرتي

         در بریتانیا .بیش از 40،000 آژانس مسافرتی وجود دارد كه در چند سال گذشته ، تعداد آنها عمدتا ً به دلیل رشد رزرو اینترنتی و افزایش افراد استفاده كننده از اين روش ، رکود اقتصادی جهاني و کم شدن مسافرت رو به کاهش گذاشته است ، برخی از آژانس های مسافرتی با تجربه براي ادامه حيات و رقابت با تغییر شكل راهبردي کار و تمرکز بر کار مشارکتی و منابع دیگر ، از طريق استفاده از كاربران اينترنتي در خانه قصد راه اندازی و رونق کسب و کار و افزايش درآمدهای خود را دارند .بیشتر كاركنان آژانس ها افراد جوانند كه پس از گذراندن دوره های کارآموزی پیشرفته در مسافرت و خدمات گردشگری و اخذ گواهی کسب و کار مسافرت که توسط انجمن صنفی مدیریت شرکت های سفر و شهر انگليس ارائه شده ، وارد  اين حوزه شده اند .

        آژانس های مسافرتی با بكارگيري ابزار هاي کامل و بسته بندی پویا براي انجام سفر از لحاظ  قیمت به صورت آنلاين قادر به خريداري خدمات براي مشتريان خود مي گردند . بدين ترتیب با توصیه های مسافرتی آژانس های حرفه ای ، دارایی مشتريان و شركت هاي خدمات رسان تضمين و محافظت می شود اما از طرفي ديگر مشتريان مي توانند با جستجو در اينترنت مستقیما ً با برخي سایت های فروش و تامین کنندگان خدمات مورد نيازشان مانند شركت هوايي يا هتل مرتبط شده و  از نرخ هاي آنها و موجودی اتاق هتل ها آگاه شوند و  این بدان معنی است که رزرو بليت هواپيما يا اتاق هتل در وب سایت منجر به صرفه جويي در وقت و هزينه و پاسخ فوری و تاييد مي شود .     

         با اين تغيير نحوه ارائه خدمات در وب سایت های اینترنت و گرايش بسیاری از مردم به آن ، تعداد مشاغل موجود در قالب آژانس ها و عوامل مسافرتی شروع به کاهش گذاشته و تعداد زيادي از آژانس های مسافرتی از صنعت گردشگري خارج شده  و تعداد نسبتا ً اندکی از افراد جوان با رضايت دادن به كسب درآمد و حقوق کمتر و با ترویج توانایی خود و پژوهش و جمع آوری بسته های سفر پیچیده تر و انواع متنوع خدمات و محصولات سفر ، در اين میدان باقی می ماند .

         براي شركت هاي هوايي استفاده از منابع خاص و تمرکز رزرو بر آن منابع بوسيله تعداد محدود آژانس مسافرتی می تواند بهتر و سودآورتر بوده و روابط کاری خوبي را بین شركت هاي هوايي و آژانس ها و تامین کنندگان خدمات ديگر و كاهش يا تغییر و حذف هزینه ها و مزایای ویژه ای برای مشتریان به ارمغان آورد.

        از زمان دسترسی عموم مردم به اینترنت ، بسیاری از شرکت های هواپیمایی و شرکت های حمل ونقل سفر دیگر شروع به فروش مستقیم به مسافرين كرده اند . در نتیجه ، شرکت های هواپیمایی دیگر نیازی به پرداخت کمیسیون به  آژانس ها و عوامل سفر براي هر بلیت فروخته شده ندارند .  از سال 1997 ، با کاهش هزینه های ناشی از بین بردن لایه های شبکه توزیع ، تعداد بسته تعطیلات آژانس های مسافرتی به تدریج كاهش يافته اند . با این حال ، آژانس ها در برخی كشور ها هنوز عهده دار  77 ٪ رزرو و تهيه 73 ٪ سفر هاي بسته بندی شده مسافرتی هستند .

  نقش نرم افزار سفر

        سفر واقعیتي انکار ناپذیر و یکی از فعالیت های انسان پيشرفته به منظور لذت بردن از تعطیلات ، كسب درآمد و سود است . اگر قصد مسافرت داريد نیازمند رزرو بلیت هواپيما و هتل و طرح خوب براي سفر خود هستيد . گزینه های نرم افزاري بسیاری در اينترنت برای سفر در بازار امروز وجود دارد .  برخی از آنها با ابزار کارآمد و یکپارچه مالی و مختص اين کار  به خوبی و به راحتي مي توانند انجام يك سفر را برايتان فراهم آورند .  امروز استفاده از نرم افزار سفر جهانی شده و با توزیع سیستم سازگار  GDS (سامانه توزیع جهانی) و ارتباطات ، کسب و کار با يكدیگر مرتبط است ، با استفاده از یک نرم افزار و برنامه کاملا فشرده و یکپارچه ، ضمن صرفه جویی در زمان و پول ، به سرعت و کارآمد ، قادر به مدیریت سفر خود مي گرديد بدين طريق نرم افزار سفر رضایت مشتری را به دست آورده و می تواند نتایج را در چند ثانیه در اختيار مشتري قرار دهد .

         با نرم افزار سفر درخواست سفر از هر نقطه به هر نقطه ديگر و ذخيره جا و نام می تواند با هر ارز انجام پذيرد و مشتري در مورد درخواست رزرو خود آگاه و از طریق ایمیل پاسخ هرگونه پرسش را دريافت و از مسائل اداری مطلع شود و از طریق راه هاي ایمن مالي ، اطلاعات کارت های اعتباری و دیگر اطلاعات مهم ساخته شده ، محرمانه باقی بماند و براي مشتري هیچگونه هزینه نصب و اجرا در هر زمان و يا براي رزرو و لغو پرواز وجود ندارد.

         شركت هايي كه در کسب و کار مسافرت فعاليت مي كنند براي گسترش آن و  برآورده سازي نياز مشتریان خود می توانند از نرم افزار سفر که داراي نسخه های بسیاری است و باید بر روی کامپیوتر نصب شود ، استفاده كرده تا یک سامانه ذخيره آنلاین انعطاف پذیر و دقيق و با قابلیت های زیاد و کارآمد خاص با توجه به نوع شرکت ها و جزئیات مربوط به سفر در اختيار مشتريان قرار گرفته و رزرو سفر تایید شده و معتبر را براي آنان تضمین نمايند .

وضعيت بازار گردشگري داخلي

         بنابر اظهار مسئول ستاد تسهيلات سفرهاي دائمي كشور در همايش تخصصي تورهاي ارزان ( سال 84 ) ، بيش از 2660 دفتر خدمات مسافرتي در ايران موجود است كه از اين ميزان تنها 2045  دفتر فعال و بقيه در حال تعطيلي يا تعليق به سر مي برند كه نشان از وضعيت مناسبي در اين دفاتر نيست . از طرفي ديگر ضريب اشتغال اماكن اقامتي و پذيرايي نيز نشان مي دهد كه به طور ميانگين در طول سال ، اين اماكن  70 % روز ها را خالي از مسافر هستند  ، به نظر ايشان وضعيت كنوني گردشگري در كشور در دوره ركود به سر مي برد و اميد بهبودي در وضعيت آن كمرنگ است و بازار تورها با كاهش روبه رو بوده است . دليل كاهش روز به روز تورهاي ورودي را نيز مسائل مختلف منطقه اي و سياسي دانسته اند .                                                                                               

         وي از اعطاي جايزه به تورهاي ورودي كه از اول تا پايان سال 84 جهت ورود گردشگران خارجي به كشور فعاليت كرده اند خبر داد و افزود: بانك اطلاعات دفاتر خدمات مسافرتي فعال براي تورهاي ورودي تكميل شده و بابت هر گردشگر آسيايي مبلغ 10 دلار و هر گردشگر اروپايي و آمريكايي مبلغ 20 دلار به وارد كننده تور اعطا مي شود .                                                                                                                
         وي همچنين افزود : ميل و انگيزه مردم كشور براي سفرهاي خارجي به دلايل مختلف تفريحي و يا به دلايل تفاوت قيمت ها هر روز بيشتر مي شود و همين امر بازار داخلي گردشگري را با ركود روبه رو كرده است و هدف از اجراي طرح تور ها و سفرهاي ارزان قيمت را ، فرهنگ سازي و عمومي كردن موضوع سفر ذكر كرد كه جهت اجرايي شدن اين طرح كليه نيروهاي فعال صنعت گردشگري از جمله دفاتر خدمات مسافرتي ، وسايل ارتباطي و حمل و نقل هوايي و ريلي ، اماكن و واحدهاي اقامتي و پذيرايي ، كليه تاسيسات گردشگري از جمله موزه ها و... به كار گرفته خواهند شد .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         در حال حاضر 940 آژانس و دفتر خدمات مسافرتي در تهران فعاليت دارند كه با مشتری مداری ، ارزان سازی ، راه اندازی  پرواز چارتر داخلی و  خارجی و همچنين راه اندازي خطوط جديد پروازي و تقسیط  هزينه سفر براي همگانی کردن آن ، جهت ايجاد انگيزه براي سفر مردم اقدام نموده اند  . درجه بندي آژانس هاي مسافرتي ، باهدف استاندارد سازي و رسيدن به استانداردهاي جهاني در حال صورت گرفتن است و هدف از اين درجه بندي ايجاد استانداردهاي لازم براي دفاتر مسافرتي در كشور تعريف شده است . با استانداردسازي آژانس هاي مسافرتي ، مردم اطمينان بيشتري به دفاتر مي كنند و به استفاده از سفرهاي گروهي ترغيب مي شوند . با درجه بندي آژانس هاي مسافرتي ، آژانس هاي فعال در زمينه تورهاي ورودي و خروجي مشخص شده و آژانس هايي كه توانايي برگزاري تورهاي ورودي را دارند ، امكان عرض اندام در اين عرصه را مي يابند .

وضعيت بازار گردشگري خارجي

         به اعتقاد بسياري از تورگردان ايراني پيش از حادثه 11 سپتامبر ، اسپانيا دومين قطب توريسم در امر گردشگرپذيري دنيا و يكي از جدي ‌ترين فعالان در بازار گردشگري ايران و همچنين بازار مناسبي براي تورگردان ايراني محسوب مي ‌شد ، ولي پس از سال 2000 ميلادي ، روند ورود گردشگران اين كشور به ايران كاهش يافته است ، ساليانه از اسپانيا ، حدود 5 هزار نفر به ايران سفر ‌كرده اند و در صورت فعاليت مناسب مي‌توان اين بازار را دوباره زنده كرد.

         به گزارش ايسنا در سال 2007 ميلادي بيست و هفتمين نمايشگاه گردشگري فيتور با حضور 13190 شركت از 170 كشور دنيا از جمله ايران در مادريد اسپانيا برگزار شد ، نمايشگاه‌هاي توريستي اسپانيا همواره فرصت ديگري براي حفظ روند گردشگري بوده است. اسپانيا درسال 2006 از 59 ميليون گردشگر ورودي بيش از 45 ميليارد يورو درآمد كسب كرده است ، لذا به دليل تجربه‌ي طولاني اسپانيا در اين صنعت و اجراي برنامه‌هايي موفق ، اين كشور‌ عرصه‌اي مناسب براي گردشگري و حضور و تبادل اطلاعات و تعامل آژانس هاي مسافرتي ايران است.

         به نظر تورگردانان ايراني ، ميزان آسيب پذيري وجهه‌ي ايران در بازار ايتاليا نسبت به اسپانيا محسوس‌تر بوده است ، چون بازار ايتاليا پس از حادثه 11سپتامبر 2000 ميلادي از دست رفته ، ولي بازار گردشگري اسپانيا هنوز فعال است . تورگردانان ايراني معتقدند : در هر بازار گردشگري مي‌توان سرمايه‌گذاري كرد ، ولي نگاه و نحوه‌ي بازاريابي در هر بازار بايد متفاوت باشد و حضور در نمايشگاه‌هاي گردشگري و تبليغات بايد با مطالعه و تعيين راهبرد مناسب صورت پذيرد.  هزینه های سنگین بازاریاب ، هزینه های دفتر و محل استقرار و سایر هزینه‌‎های جانبی ، مواردی است که هر دفتر برای جذب یک مشتری با آن روبرو است . بنابراین ، فروش بیشتر ، حفظ و نگهداری مشتریان فعلی ، تسهیل در جذب مشتریان جدید و ارائه خدمات مناسب به مشتریان ، به معنای کاهش هزینه های بازاریابی و در نتیجه افزایش سوددهی است .

         براساس آمار ارائه شده از سوي دولت تركيه در ماه اوت سال 85، 85 هزار ايراني به اين كشور سفر كرده اند .

         از روش هاي جذب و حفظ مشتریان جدید ، نگهداری مشتریان فعلی و توانمند سازي آژانس و دفتر خدمات مسافرتي و تورگردانان ، استفاده از سامانه مديريت روابط مشتريان است كه مزايايي را براي آنها به همراه دارد و مي توان آن مزايا را به دو گروه تقسيم نمود : 1 -  مزاياي سخت افزاري كه شامل افزايش درآمد با جذب مشتريان جديد ، تشويق مشتريان كنوني به خريد انواع دیگر خدمات و خريد مجدد ، توسعه كانال هاي فروش ، كاهش زمان پاسخگويي ، بهبود هماهنگي میان بازاریاب های مختلف ، افزايش كارايي ، كاهش هزينه های تبلیغاتی از طريق استفاده از كانال هاي جديد مانند E-Mail ، امکان طبقه بندي و تفکیک میان شركت هوايي و مشتري جهت درك بهتر از مشتري و بازار هوايي ، تقسيم بندي مناسب بازار، قيمت واگذاري و جايگاه يابي مناسب محصول ، بهبود هدف گذاري ، شناخت مسير هايي كه بيشتر مورد در

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:پایان نامه, :: 9:30 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ساعت 18:45 شماره پست: 51

جاودانان در اساطیر ایران

           اینجانب در تاریخ 8 / 8 / 80 پایان نامه ام را با نام جاودانان در اساطیر ایران در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان های و فرهنگ باستان ارائه و در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی دفاع نمودم ، از آنجا که تهیه پایان نامه کار دشوار و نیازمند تحقیق و تلاش وافر و صرف وقت فراوان برای گردآوری اطلاعات از منابع مختلف است و از سویی می تواند مورد استفاده اقشار مختلف غیر از محققین و متخصصین و دانشجویان همان رشته نیز قرار گیرد ، تصمیم گرفتم در خور حوصله سایر خوانندگان چکیده ای از بخش های مختلف آن را تقدیم نمایم .

          حق است مجددا ً مراتب سپاس و قدردانی خود را حضور اساتید محترم و گرانقدر سرکار خانم دکتر مهشید میرفخرایی و جناب اقای دکتر محمد تقی راشد محصل که با راهنمایی ها خود مرا در پربارتر کردن و تهیه این پایان نامه یاری نمودند ، ابراز نمایم .

         توضیح اینکه در صورت نیاز خوانندگان به منابع ، از 22 منبع مستند و موثق جهت تهیه این پایان نامه استفاده شد که فهرست منابع در جلد اصلی پایان نامه که اکنون در کتابخانه واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی نگهداری می شود ، موجود است .

        در کتاب کیانیان نوشته کریستین سن ( ص 80 ) آمده است : یک اندیشه ممکن که مخصوصا ً در میان اقوام هند و اروپایی رواج داشته ، ارتباط با قهرمانانی است که بدون مرگ در خواب ممتدی فرو رفته و روز بلا و محنت عالمیان از جای برخیزند تا ملت خود را به جانب پیروزی هدایت نمایند .

        بنابر استنباط از اوستا و روایات باستانی ایران ، پایان جهان به سوی آن چیزی است که اهورامزدا در آغاز آفریده است ، جهانی فارغ از درد و رنج و ناامیدی و دور از ریا و بدی ها و شر اهریمن و خالی از حرص و نیاز و پاک از وجود هرگونه دیو و دیو داده

       نقطه آرمانی آفریدگان خیر مطلق و تابشی از روح و معنا بر تمام جهان است .

        به طور کلی اندیشه جاودانان و بی مرگان در هر سه دوره زبان فارسی ( فارسی باستان ، فارسی میانه ، فارسی جدید ) در زندگی و فرهنگ مردم گواهی از وجود نیک و سازنده بی مرگان و ریشه در ستم ستیزی ، ستم گریزی ، بیداری ، هوشیاری و وجدان آگاه قوم ایرانی دارد . آنان زنده کننده ارزش های والای انسانی چون ، پیمان و دوستی ، وفای به عهد ، گذشت و فداکاری تا پای جان در راه دین ، رفاه و نجات مردم ، بخشش ، صداقت و راستی نیت و عمل هستند که بن مایه وجودی وطن پرستی ، زنده شدن افکار پویا برای تعالی معنوی در تاریخ گشته است .

       همانطور که گفته شد ، اندیشه بی مرگی و علت وجودی جاودانان سرچشمه در اندیشه های کهن به ویژه در میان اقوام هند و اروپایی دارد ، جاودانان ایزدان و فرمانروایان و پهلوانانی هستند که در پی ساختن جهانی بی اندوه و رنج و درد ، دور از ناامیدی و دو رویی و بری از پلیدی اند آنان هیچگاه زندگیشان فرجامی ( پایانی ) ندارد و تا فرشگرد ( روز رستاخیز ) برای بازسازی جهان باقی می مانند ، ساختن چنین جهانی است که برای آن اندیشه بازگشت برخی نیکمردان و پاکان گذشته و باور داشتن به زندگی آنان از آغاز تا فرجام مایه می گیرد و تصور بی مرگی و جاودانگی پاره ای از آفریدگان پدید می آید  و بالطبع تباهی و مرگ و فساد ناشی از افتراق و جدایی آفریدگان در اندیشه گفتار و کردار است .

       در اوستا (از متون فارسی باستان) یشت 83/13 و یشت 16/19 و گزیده های زادسپرم (از متون فارسی میانه) آمده است : هرگاه آفریده یا آفریدگانی دارای اندیشه و گفتار و کردار یکسان شوند هستی آن ها همیشگی است و مرگ و نیستی به آنان راه ندارد .

      در دوره میانه زبان فارسی وجود اشخاص نامیرا و اندیشه جاودانگی نشان از پویایی جامعه و تلاش مردم برای حفظ آداب و سنن و فرهنگ ایرانی و برگرفته از آراء و اندیشه پیشینیان و  دوره کهن تر است .

     نکته قابل توجه آن است که نام بی مرگان , تعداد آن ها و چگونگی بی مرگیشان در متن های فارسی باستان و فارسی میانه (متن های پهلوی) با یکدیگر هماهنگ و یکسان نیست .

    یکی از مستند ترین و قدیمی ترین منابع در بررسی بی مرگان در دوره فارسی باستان اوستا است ، در اوستا اشاراتی به نام تعدادی از جاودانان چون کیخسرو ، گرشاسب ، بیرزد ، یوشت فریان ، گیو ، اشم یهمایی اوشت ، کی اپیوه ، توس ، فردخشت خمبیان ، پشوتن ، اغریرث ، اشوزد پورودخشتان ، اوروتت نر ، سوشیانس شده است .

    منابع اصلی در بررسی بی مرگان در دوره فارسی میانه متن های به جای مانده زبان پهلوی است که با اختلاف نظر نویسندگان در شمار و نوع زندگی بی مرگان توام است در این متن ها علاوه بر افراد فوق به گوبد شاه ، سام ، ون جد بیش اشاره شده است ، این متن ها شامل : بندهشن فارسی ، بندهشن هندی ، زند بهمن یسن ، روایت پهلوی ، مینوی خرد ، گزیده های زادسپرم ، داستان دینی ، دینکرد است.

      در کتاب روایت پهلوی فصل 54/1 تقسیم بندی بی مرگان و چگونگی بی مرگی آنان بدین قرار است : فرشگرد کردارن بسیارند ، آنان که بی هوش و بی مرگند یکی پشوتن یکی ون جد بیش یکی گوبد شاه یکی یوشت فریان است که جان دارد ، یکی توس و گیو و گرشاسب که آن ها تن دارند و جان ندارند.

    بنابر کتاب زادسپرم فصل 14/35 ، آنان می مانند تا جهان را در تمامی ابعادش به کمال برسانند و زندگی پاک را برای جهانیان به ارمغان آورند و جهان را از همه بدی ها و آفت ها بزدایند و نظمی نو به هستی بدهند .

     رد پای این اندیشه در داستان ها و روایات دوره فارسی جدید یعنی آثار حماسی همچون شاهنامه فردوسی نیز دیده می شود . فردوسی در شاهنامه به توصیف پهلوانی ها و مردانگی ها و بیان اندیشه نیاکان نیک اندیش پرداخته و تمدن و فرهنگ ایرانی را با استفاده از موضوعات تاریخی و اساطیر دینی و گلچینی از افسانه ها و داستان های ملی در قالب اشعار والا به نظم کشیده است .

     فردوسی نام تعدادی از جاودانان را به عنوان پهلوانانی دوستدار میهن چون سام و توس و گیو یا دوستدار ایرانیان چون اغریرث برادر افراسیاب یا کیخسرو پادشاهی که مرگ افراسیاب تورانی به دست اوست و موجب برقراری صلح در جهان است و سرانجامی زاهدانه و مرموز دارد ، آورده است ، خلاقیت در شاهنامه به گونه ای است که فردوسی توانسته باور های دینی خود را در قالب اشخاص داستان های ملی و کهن که نگهدارنده آرمان های ایرانی هستند ریخته و نقشی جدید را برای اساطیر باستان بیافریند .

      حکایت جاودانان اساطیری در شاهنامه فردوسی

ناپدید شدن کیخسرو

                      سر مهتران زان سخن شد گران           بخفتند  با درد    گندآوران

                     چو از کوه خورشید سر برکشید           ز چشم مهان شاه شد ناپدید

ناپدید شدن توس و گیو

                برآمد  یکی  تند برف  گران                 

زمین  راسته  شد کران  تا   کران

              ببودند    بیچاره  گردان  نیو               

                           چو توس و چو بیژن ، فریبرز و گیو                          

                     یکایک به برف اندرون ماندند                 

     ندانم بدان چاه شد کنده هر جای ژرف

                       نماند ایچ کس را از ایشان توان               

         برآمد به فرجام  ازیشان روان

یادداشت ها :

کیخسرو : به معنای نیک نام و خوش آوازه یکی از پادشاهان سلسله کیانیان و از جاودانان است .

گرشاسب : به معنای دارنده اسب لاغر او از خاندانان سام و از جاودانان است ، این پهلوان دلاور حوادث زیادی چون کشتن اژدهای شاخ دار و زهردار ، کشتن دیو زرین پاشنه گندرو به انتقام خواهی خون برادرش را می آفریند .

بیرزد : به معنای دارنده نیزه بزرگ او یکی از پارسایا و مومنان و جاودانان است .

یوشت فریان : او یکی از پاکان و گروندگان دین بهی و از جاودانان است .

گیو : به معنای آن که خواست و آرزویش برتر است او پسر بهمن و از پرهیزگاران و مومنان و از جاودانان است .

اشم یهمایی اوشت : او از جاودانان و یکی از مومنان و پرهبزگاران است .

کی اپیوه : او از پادشاهان سلسله کیانی پسر و جانشین کیقباد و فردی پرهیزگار بزرگ منش و چالاک و از جاودانان است.

توس : به معنای رها شدن ، جاری شدن از جاودانان و مومنان و پارسایان و یاوران فرشگرد و پهلوانی جنگاور است .

فردخشت خمبیان : از جاودانان و پاکان و مومنان و نام آوران است .

پشوتن : به معنای آن که تنش را از دست می دهد ، آن که نیروی جسمانیش کاهش می یابد او پسر گشتاسب و از جاودانان است .

اغریرث : به معنای کسی که گردونه اش پر سرعت می رود او پسر پشنگ و برادر افراسیاب و برخلاف آن دو از نیکان و مومنان و جاودانان است .

اشوزد پورودخشتان : از پارسیان نامدار دین مزداپرستی و از جاودانان است .

اوروتت نر : پسر زردشت  از همسر دوم او یکی از پاکان و مومنان و جاودانان است .

سوشیانس : به معنای آن که نجات خواهد داد ، نام سه موعود زردشتی است که در آخرین سه هزاره عمر جهان ظهور خواهند کرد. این سه فرزند زردشت واز فرشگرد سازان دین بهی هستند .

گوبد شاه : یکی از بی مرگان که پیکری اسطوره ای داشته است از پای تا نیم تنه به شکل گاو و از نیم تنه تا بالا به پیکر انسان است .

سام : همان گرشاسب و یکی از بی مرگان است .

ون جد بیش : یا درخت رنج زدا از بی مرگان ، نام درختی است که دارای تخم هایی است که همه گونه گیاه از آن ها می روید .

ونزوئلا‘اتریش‘سوئیس‘آلمان‘فرانسه‘ایتالیا , کوتاه نوشتی در مورد برخی از کشور ها و شهر های مهم آنها

نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389 ساعت 10:35 شماره پست: 52

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:ابن سینا, :: 9:29 ::  نويسنده : سروش نیا

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر 1389 ساعت 9:13 شماره پست: 50

ابن سینا یا اویسن

          سازمان علمی یونسکو سال 1980 میلادی (1359 خورشیدی) را به خاطر هزارمین سال تولد حجة الحق ، شرف الملک ،امام الحکماء ، شیخ الرئیس ابو علی سینا دانشمند بزرگ ایرانی را سال ابن سینا نامگذاری کرده و از همه کشور ها و مراکز فرهنگی جهان خواست به تجلیل از این ستاره فروزان دانش بشری بپردازند .

اقدامات صورت گرفته پس از درخواست یونسکو جهت بزرگداشت ابن سینا در جهان و ایران :

نثار تاج گل به پیکره ابن سینا در محله ادئون پاریس

نامگذاری یک بیمارستان در پاریس به نام اویسن (ابن سینا)

انتشار ویژه نامه ای درباره ابن سینا در مجله پیام یونسکو

چاپ تمبر یادبود در کشور افریقایی مالی

بزرگداشت ابن سینا همراه با نمایشگاهی از آثار او در ایران

اجراء نمایشنامه ای به نام حجه الحق ابن سینا

طراحی یک پوستر از شادروان مرتضی ممیز پدر دانش گرافیک ایران

دو طرح از میترا یزدانپرست

ساخت پیکره ای از ابن سینا از کریمی

انتشار جزوه ای درباره ابن سینا توسط انتشارات مازیار

چاپ دو کتاب " حدود " و " تعرفات " توسط مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ ها

چاپ ویژه نامه ای درباره ابن سینا در مجله طب و دارو

انتشار شرح حال ابن سینا به صورت داستان در مجله دانستنیها طی سه سال با عنوان نابغه ای از شرق خراسان توسط شادروان ذبیح الله منصور

برگزاری کنگره ابن سینا و جشن هزاره او به مدت ده روز در تهران و همدان در سال 1333 خورشیدی

چاپ کتاب جشن نامه ابن سینا شامل خطابه های اعضا کنگره به زبان فارسی درباره زندگی ، عقاید ، آراء و آثار ابن سینا

         بر اساس شرح حال های موجود از ابن سینا و نویسندگان دیگر محل تولد ابن سینا روستای افشنه واقع در بخارای آن روز و ازبکستان امروز و تاریخ تولد وی را سوم ماه ربیع الاول (اول مهر ماه) سال  371 هجری قمری دانسته اند . مذهب وی نیز به دلیل تعصب حکمرانان و سلاطین وقت بر مذهب تسنن براساس شرح حال ها در هاله ای از ابهام و به روایاتی شیعه دوازده امامی یا شیعه اسماعیلی که هر دو عقیده مورد بی مهری و موجب مرگ معتقدین به آن عقاید بوده است .

        این نابغه بزرگ عمری طولانی نکرد و قسمتی از عمر 53 یا 56 ساله خود را نیز در زندان یا فراری بود و یا در مشاغلی مانند وزارت که با تحقیقات و تتبعات علمی زیاد جور در نمی آید گذرانید ، چند بار خانه و زندگیش غارت و کتاب ها و نوشته هایش به آتش کشیده شد با وجود این ابوعلی سینا از هر فرصتی برای مطالعه و تحقیق استفاده می کرد که نتیجه آن نگارش کتاب ها و رسالات متعدد در زمینه پزشکی ، فلسفه ، ریاضی ، هندسه ، نجوم و لغت بود که بعضی تعداد آن کتاب ها را 27 جلد نوشته اند ، ابن سینا اشعار زیادی نیز به فارسی و عربی گفته است ، او درباره موسیقی علمی هم کتاب دارد . ارجوزه کتابی از ابن سینا است که شامل اشعاری در مورد علم پزشکی است ، بعد از مرگ ابوعلی سینا شرح و تفاسیر فراوان بر کتاب های او نوشته شده است .

        ابوعبید جوزجانی یکی از فضلای برجسته ایرانی دوست و شاگرد ابن سینا که بیش از 25 سال آخر عمر ابن سینا را در کنار او بوده در نگارش بسیاری از رساله ها و کتاب ها به عنوان منشی ابن سینا به کار می پرداخت و موجودیت اکثر این آثار مدیون او است . شادروان ذبیح الله منصوری شرح حال زندگی این مرد بزرگ و تلاش او در گردآوری کتاب ها و رسائل ابن سینا را نیز به رشته تحریر کشانیده است .

        ابن سینا در کنار تحقیق و تحریر آثار خود به کار پزشکی نیز مشغول بوده است ، البته از گشودن مطب خود قصد استفاده مادی نداشت و فقط می خواست تجربه به دست آورد .

        وی در شرح حال مختصری از خود می گوید : من بسیاری از بیماران که احساس می کردم کم بضاعت هستند ، حق العلاج نگرفتم و به بعضی از آن ها از دارو هایی که در مطب خود داشتم به طور رایگان می دادم . 

         موافقان ابن سینا

        عروضی سمرقندی ، بیهقی ، ابوسعید ابوالخیر و خیام به او ارادت فراوان داشته اند .

        ژان پیر روسو ابن سینا را پرنس پزشکان می داند .

        انجمن داروسازان انگلیس بر روی نشان و آرم خود تصویر ابن سینا را نقش کرده است .

        مخالفان ابن سینا

       غزالی ، عثمان بن عبدالرحمن بن عثمان بن شهرزوری موسوم به ابن صلاح و ابن زهر اندلسی از مخالفان او بوده اند .

        لئونادو داوینچی کالبدشناسی به روش ابن سینا را رد کرده است .

        پاراکلسوس پزشک مشهور سوئیسی در شهر بال کتاب ابن سینا را آتش زد .

اهمیت و جایگاه ابن سینا در اروپا

        اروپاییان از اوایل قرون وسطی آثار ابن سینا را کشف کردند و از آن ها بهره ها جستند .   

        گراردوس کرموتیس کتاب قانون (در دانش پزشکی) را به زبان لاتین ترجمه نموده و بعد از آن این کتاب به ایتالیایی ترجمه شد و در اواخر قرن پانزدهم کتاب معیار و استاندارد تمامی دانشکده های پزشکی کشور های مسیحی اروپایی گردید .

       آثار ابن سینا در سال های 1210 و 1215 میلادی که پاپ ها به خاطر قشری بودن ، ارسطو و پیروانش را مطرود کردند از دانشکده سوربن پاریس به علت تفکر مشائی ابن سینا رانده شد اما در سال 1231میلادی به خاطر شباهت هایی که در فلسفه ابن سینا و مسیحیت مشاهده نمودند ، مجددا ً گریگور نهم دستور رفع توقیف کتاب های ابن سینا را صادر نمود .

        در مورد مرگ ابن سینا دو روایت وجود دارد :

 1 – در اواخر عمر علاء الدوله بر او خشم گرفت و او را در غل و زنجیر کرد و به زندان انداخت و در آنجا درگذشت .

 2 – ابوعلی سینا دچار بیماری قولنج شد و از آنجا که همیشه می گفت کیفیت زندگی بر کمیت آن ترجیح دارد در مداوای خود کوتاهی کرد تا درگذشت .

       او در آخرین هفته عمر در همدان روز مرگ خود را پیش بینی نمود و گفت : من در روز جمعه خواهم مرد ، هم اکنون آرامگاه او در شهر همدان قرار دارد .

یادداشت :

          متن فوق برگرفته از کتاب " ابن سینا نابغه ای از شرق " اثر  شادروان ذبیح الله منصور ، انتشارات زرین ، زمستان 1373 است .

         ابن سینا در نزد اروپاییان با نام اویسن شناخته می شود .

        القاب و عناوین ابوعلی سینا : حجة الحق (کسی که در عالم سیاست دارای مقام والا است ) ، شرف الملک ( لقبی که دیلمیان به وزرا خود می دانند.) ، امام الحکماء ، شیخ الرئیس ( شیخ : به خاطر پیشوایی ابن سینا در علوم ، رئیس : به جهت مقام او در سیاست)

         دو اثر معروف ابن سینا شفا درخصوص دانش فلسفه و قانون پیرامون دانش پزشکی است .

         فرقه اسماعیلی : یکی از فرق شیعه است که بعد از امام جعفر صادق (ع) امام ششم شیعیان فرزنش اسماعیل امام است ، در صورتی که شیعیان دوازده امامی پس از امام جعفر صادق (ع) پسر دیگرش موسی کاظم (ع) را امام هفتم شیعیان می دانند ، پپروان شیعه اسماعیلی خود را باطنی می گویند .

         قولنج : در قدیم بر انواع عوارض جهاز هاضمه ( درد معده ، زخم اثنی عشر و ... ) غیر از آپاندیسیت اطلاق می شده است و درمان آن را تنقیه می دانسته اند نویسندگان در شرح حال ابن سینا نوشته اند که وی در آخر عمر شبانه روزی تا ده بار تنقیه می کرده است.

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب: شاد زيستن, :: 9:27 ::  نويسنده : سروش نیا

سه شنبه ۲۵ خرداد ۸۹

نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389 ساعت 11:59 شماره پست: 43

راههای شاد زيستن

 

         براي تغيير فضاي وبلاگ ، بادست مایه‏ای از طنز شروع مي كنم كه مي گويد : اگر خواهان یك ساعت شادی هستید ، چرت بزنید ! اگر خواهان یك روز شاد هستید ، به مسافرت بروید ! اگر خواهان شادی یك هفته‏ای هستید ، به مرخصی بروید ! اگر خواهان شادی یك ماهه هستید ، ازدواج كنید ! اگر خواهان شادی یك ساله هستید ، ثروتی به ارث ببرید ! اما اگر خواهان شادی برای همه عمر هستید ، از كاری كه می‏كنید لذت ببرید.

         بودا می گوید : شادی وقتی می آید که شما با کلمات و کارهایتان برای خود و دیگران مفید واقع شوید .
         شادی خواستنی ترین و شیرین ترین احساس بشر است . زن و مرد ، پیر و جوان ، ثروتمند و فقیر پیوسته در جست و جوی شادی اند و کیفیت زندگی خود را براساس میزان شادی شان می سنجند . از این رو انگیزه بسیاری از رفتارهای ما شاد شدن است. حتی زمانی که با بیماری و تنگدستی ، عدم امنیت و بی اعتمادی ، نادانی و بی عدالتی می جنگیم ، می خواهیم این عوامل اندوه را از زندگی خویش برانیم تا زمینه را برای ورود شادی فراهم کنیم . با گذشت زمان و به تجربه آموخته ایم که تا میهمان ناخوانده غم را از دل بیرون نکنیم ، نمی توانیم پذیرای احساس دلنواز و شیرین شادی باشیم . امروزه در نتیجه پژوهش های علوم مختلف شواهد و یافته های بسیاری در مورد شادی وجود دارد . این یافته ها نشان می دهند که احساس شادی علاوه بر آنکه شیرین و دل انگیز است ، وجودش سلامت و عمر انسان را افزایش می دهد و سبب برقراری پیوند محبت آمیز میان افراد ، جلوگیری از آسیب های اجتماعی ، و رشد و آرامش جامعه بشری می شود . حتی بقای بشر را وابسته به گرایش او به شادی و گریزش از درد دانسته اند .

         اگر گوش ندادن به اخبار یا تهیه لیست روزانه ، شما را دچار استرس‌ می‌کند ، راه دیگری را براي شاد شدن امتحان کنید .

         امروزه انسانها به دلیل مشغله زیاد روحی و روانی نیاز به آرامش و شادی دارند این راهها عبارتند از :

نقطه ضعف خود را بشناسید و از همین حالا دست به عمل بزنيد .

قبل از اینکه بخواهید ذهنتان را آرام کنید ، عصبانیت ، نگرانی ، احساس گناه را دور بریزید و بعد بخوابید .

همیشه مثل اردک عمل کنید ، در ظاهر آرام و ساکن باشید اما زیر آب نهایت سعی خود را بکنید و پا بزنید .

بهتر است متوجه آینده باشید چون وقت زیادی را در آن می گذرانید .

نقاط تهدید کننده و ضعف های خود را بشناسید روی نقاط قوت خود تمرکز کنید .

اگر همه راهها به شکست منتهی شدند سطح معیارها و توقعات خود را پایین ببرید .

مراقب افکار خود باشید ، آنها حرفهای شما را تشکیل می دهند .

مراقب حرفهای خود باشید آنها اعمالتان را تشکیل می دهند .

مراقب اعمال خود باشید ، اعمال عادت می شوند .

مراقب شخصیت خود باشید که در سرنوشتتان موثر خواهد بود .

الگوی خوب معادل 10000 کلمه ارزش دارد یک الگوی خوب بهترین نصیحت است .

وقتی بحث کردن هیچ فایده ای ندارد بهترین کار این است که راضی شوید .

یک متشکرم که بلافاصله گفته شود همیشه موثرتر از یک نامه دو صفحه ای تشکر است که یک هفته بعد فرستاده شود .

یک مداد کوتاه بهتر از یک خاطره بلند است .

داشتن روابط قوی اجتماعی و خانوادگی یکی از موارد شاد بودن است.

         پروفسور "رابرت پوتنام" محقق و استاد دانشگاه "هاروارد" راههاي مختلف شاد زيستن و عوامل داشتن يك جامعه شاد را بررسي كرده است . به گفته اين محقق، انسان ذاتا موجودي اجتماعي خلق شده كه احساس دروني كمك به ديگران در او وجود دارد ، بنابراين با داشتن چنين روابطي، احساس سبكي و شاد بودن به فرد دست مي‌دهد . به عقيده اين محقق در جوامع امروزي تماشاي تلويزيون باعث شده است تا افراد تمايل كمتري به داشتن روابط بيروني و اجتماعي داشته باشند، چرا كه اين كار باعث منزوي شدن فرد شده و انزوا خود يكي از عوامل عدم سلامت روحي و جسمي خواهد شد.

         وي پيشنهاد مي‌كند خيلي راحت تلويزيون را خاموش و با دوستان و بستگان خود ديدار كنيد .

         دکتر ریچارد لیارد در کتاب معروف و پژوهشی خود به نام شادی که در سال دو هزار و چهار منتشر کرده بر هفت عامل بزرگ زیر تأکید می کند :

         ارتباطات خانوادگی ، وضع اقتصادی ، شغل ، اجتماع و دوستان ، وضع سلامتی ، آزادی شخصی و ارزش های شخصی

         او می گوید که این عوامل به ترتیب اهمیت نوشته شده اند و نتیجه می گیرد که کیفیت روابط ما با دیگران بیش از همه چیز بر شادیمان اثر می گذارد .

         دکتر لیارد با آمار و ارقام نشان می دهد که اگر چه در پنجاه سال اخیر کشورهای غربی به خصوص آمریکا و انگلیس داراتر و ملت های آنها از خوراک و لباس بیشتر ، خانه و ماشین بزرگتر و امکانات و بهداشت بهتر برخوردار شده اند ، اما بر شادی آنها افزوده نشده است . جالب است که در مطالعه مستقل دیگری که در سال دو هزارو سه صورت گرفته ، ملت نیجریه را شادترین مردم در میان شصت و پنج کشور یافته اند . تحقیقات متعددی نشان می دهند که مردم شصت ساله تا شصت و پنج ساله شادتر از جوانان بیست تا سی ساله هستند و افراد ازدواج کرده شادتر از مجردها هستند . دانستن این نکته ضروری است که پژوهش های گوناگون روانشناسی و زیست شناسی حدود پنجاه درصد از شادی افراد را به ژن های آنها نسبت می دهند .

         تحقیقات دیوید لی کن پژوهشگر دانشگاه مینوسوتا بر روی دوقلوهایی که در محل های مختلف و دور از هم زندگی می کرده اند ، یکی از این پژوهش هاست . با این حال تربیت ، شرایط محیط ، تصمیم ، نگرش و اراده شخصی بر پنجاه درصد دیگر و حتی ژن های به ارث برده شده ، اثر گذاشته و در ایجاد و افزایش احساس شادی انسان نقش مهمی ایفا می کند . نصایح خردمندان جامعه ما و نوشته ها و گفته های تجربی بسیاری ، حاکی از آن است که همه می توانند با توجه کردن و عمل نمودن به هر یک از موارد زیر شادی خود را افزایش دهند :

         هرکس با توجه به ارزش های شخصی خویش می تواند موارد یاد شده را به ترتیب اهمیت نوشته و عوامل شادی بخش ویژه خود را به آنها بیفزاید و به کار گیرد . برای بسیاری از افراد دنبال کردن یک کار هنری می تواند شادی پیوسته ای ایجاد کند . برخلاف بعضی از چیزها که یکباره به دست می آیند و پس از مدتی وجودشان عادی شده و از شادی بخشی آنها کاسته می گردد ، کار هنری شادی پایداری را سبب می شود زیرا مهارت در هنر به تدریج به دست می آید و هنرجو با دستیابی به هر سطح مهارتی برتر ، شادی تازه ای به خود هدیه می دهد . با گزینش و اراده می توان از چیزهای ساده تر نیز شادمان شد . شنیده ایم که داراترین مردم کسانی هستند که چشمه های شادی ارزان دارند . بسیارند افرادی که از گفتگو با عزیزان ، بازی و خنده کودکان ، و پیاده روی با دوستان لذت می برند ، فراوانند . آنها که از تماشای پدیده های طبیعی چون درخشش خورشید ، گل و سبزه ، برف و باران ، کوه و دشت ، آب و آبشار و ماه و مهتاب به وجد آمده و آنها را سرچشمه های شادی خود قرار می دهند . زیبا و طبیعی است که ما هم در هر مکان و زمان ، سببی برای شادی پیدا کنیم . زیبنده و سازنده است که همیشه به یاد آوریم که مردم دیگر نیز چون ما خواهان شادی اند ، امید بخش و برانگیزنده است که می دانیم و می توانیم با یک نگاه،سخن ، یا کردار محبت آمیز بر شادی آنها بیفزاییم . هنگامی که به دیگران مهربانی می کنیم ، به زندگی آنها نور و صفا می دهیم و آگاهیم که بخشندگان نور ، خود در تاریکی نمی مانند .

         يكي از بهترين راه‌ها شاد بودن انجام دادن ورزش است چرا كه ورزش ميل به شادي و برقرار نمودن ارتباطات دوستانه به ديگران را در فرد پرورش مي‌دهد و وي را از انزوا خارج مي‌كند . تنها راه‌حل موجود ، داشتن فعاليت و هدفي مشخص است كه براي رسيدن به آن نياز به كار گروهي است .

         در انتهاي اين گزارش نتيجه‌گيري شده است كه در آينده جهت رسيدن به يك جامعه واحد و سالم نياز است تا افراد علاوه بر داشتن روابط دوستانه ، داراي انگيزه و هدف مشترك باشند تا براي رسيدن به آن در كنار يكديگر فعاليت كنند .

         بدين صورت اين گروه‌ها در يك‌ديگر حل شده و در نتيجه عقايد و فرهنگ‌هاي طرف مقابل مورد احترام قرار مي‌گيرد ، اعتماد بين اين گروه‌ها بالا رفته و از جامعه‌اي واحد و سالم برخوردار خواهيم شد .

         ما قدرت آنرا داريم که نوميدي را به اميد ، شکست را به پيروزي و اشک را به خنده مبدل سازيم بشرطي که به زندگي و شگفتي هاي آن ، به لذت ها ، نا اميدي ها ، رنج ها و دردها «بله» بگوئيم .

         اگر بکوشيم کلماتي از قبيل «بله» ، «امکان دارد» ، «هميشه» ،‌ «اميدوارم» و «ميتوانم» رادر فرهنگ لغات خود و اعضاء خانواده وارد کنيم آنگاه شاهد تجلي شادي ها خواهيم بود.

         زندگي رياضيات است، پس بيائيم اعتماد را در زاويه چشمانمان جاي دهيم ، شادي را به توان برسانيم ، غم و اندوه را تفريق کنيم ، کينه و نفرت را جذر بگيريم و همدلي و دوستي را ضرب بگيريم و محيط و مساحت محبت را در دايره قلب ديگران بدست آوريم .

         انسان موجودي شادي خواه و لذت طلب است . هرگز داشتن مال و اموال ، نشانه خوشبختي و بينوايي و فقر نشانه بدبختي نيست . اگر چنين بود ثروتمندان شادترين و فقراء بدبخت ترين افراد بودند در حالي که هميشه چنين نيست .

         آيا دقت کرده ايد وقتي که احساس خوبي در مورد خود داريد ، ديگران هم بهتر از هميشه به نظر مي رسند ؟ جهان بازتاب عکس العمل خود ماست رفتار خود ماست ، تمام دنيا در نظرمان دوست داشتني است . شايسته خود بدانيم ، باخود ملايم باشيم و خانواده خود را بپذيريم .

         دوست بداريم و بدانيم که يکي از کليدهاي شادي و خرسندي تمرکز ذهن بر لحظه حال است. اين لحظه تنها زماني است که در اختيار داريم و از لحظه بهتر چيزي سازيم که آن شادي است .

         آبراهام لينتن گفته است :  اغلب مردم تقريبا به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند .

         شاد بودن مي تواند يکي از بزرگترين مبارزات ما در زندگي باشد . براي شاد بودن بايد بر افکار شاد تمرکز کنيم .

         لازمه ي  شاد بودن جستجوي زيبائي ها و خوبي هاست . همه چيز در دست ماست .

         به گفته کازانتراکس : قلم و کاغذ و رنگ در اختيار شماست . بهشت را نقاشي کنيد ، بعد وارد آن شويد . ما هرگز نمي دانيم که در آينده چه شادي ها ، ثروت ها و نعمت هايي در انتظارمان است . پس لحظه حال را غنيمت بدانيم و نهايت استفاده را از آن ببريم .

         هنگام روبرو شدن با وقايع ناگوار نيز با تسلط بر محيط تلاش نمائيم شادي از دست رفته را دوباره به محمل وجودمان دعوت نمائيم که توصيه هاي زير پيشنهاد مي شود :

         فکرکردن غيراز غصه خوردن است ، غصه خوردن هيچ دردي را دوا نمي کند و فايده اي ندارد . در حاليکه بر اثر فکر کردن راههايي براي رفع نگراني ها پيدا نمي شود .

         هيچ مشکلي تا ابد باقي نمي ماند . پس براي رفع و فراموشي مشکل پيش قدم شويم .

         زماني که ناراحت هستيم بد نيست محيط را ترک کرده و کمي پياده روي کنيم .

         حرکت و ورزش اثر نشاط آوري دارد اگر زمان ناراحتي چند متر را با سرعت بدويم ، خواهيم ديد که حالت ناراحتي کاهش مي يابد.

         به نکات مثبت واقعه( پيشامد ناخوشايند ) نيز فکر کنيم .

         غم و افسردگي مسري است وقتي قيافه ي ما اندوهناک است ، ديگران هم افسرده و ناراحت مي شوند ، همين طور وقتي شاد باشيم چهره ي ديگران هم شاد مي شود . پس هنگام ناراحتي بهتر است جمع را ترک نموده و قدم بزنيم .

         گذشته هرکز مساوي آينده نيست ، هر چند که با ناملايمات روبرو شده ايم ، مي توانيم فکر کنيم دوران بدبختي به پايان رسيده و خوش بختي از فردا شروع مي شود .

         راه هاي زيادي وجود دارد که به کمک آنها می توان از حالت نگرانی بیش از  حد و ياس و نااميدي و ناراحتی را به شادی تغییر حالت داد . راه يا راه هايي را انتخاب کنید که روی شما اثر مثبت داشته باشد .

         تمرکز را تمرین کنید ، زیاد بخندید  ، خوب بخوابید ، گاهی بگویید نه ، لیست درست کنید ، دنبال انجام دادن چند کار به طور همزمان نباشید  ، به باغچه تان برسید ، زیاد اخبار گوش ندهید ، هوا را معطر کنید ، در بورس سهام غرق نشوید ، برای کمک به دیگران داوطلب شوید ، هنگام پیاده روی تمرکز کنید ، به روابط صمیمی اولویت بدهید ، مراقب روح و روان تان باشید ، داشته های تان را بشمارید .

         تفکر و نگرش مثبت داشته باشيد . پذیرش خویش و به خود اعتماد داشته باشيد . ارتباط سازنده داشته و با افراد خانواده  خود و دوستان وقت بگذرانيد ، با بر شمردن نعمت های خود سپاسگزار آنها باشيد . از موجودی خویش استفاده کرده و لذت ببريد . خود و دارایی های خویش را با دیگران مقایسه نکنيد .
در رویارویی با غیرمنتظره ها آرام بمانيد . هدف و خواسته های معقول خود را عملی کنيد. در کار ، تفریح تعادل داشته و به مردم اعتماد داشته و احترام بگذاريد . شوخ باشيد  و به زندگی بخندید . خود و دیگران اعتقاد داشته و آنها را ببخشید ، آزادی داشته با جرأت بوده و کار گروهی کنيد .

         فایده‏هایی كه برای شادی بیان كرديم آن زمانی به دست خواهد آمد كه ما به یك شادی بادوام و ریشه دار رسیده باشیم كه انگلیسی‏ها از آن بهhappiness  تعبیر می‏كنند و در ادبیات ما با عناوینی همچون سعادت و خوشبختی از آن یاد می‏شود .

منابع :

www.niksalehi.com

http://alikheirkhah.parsiblog.com

مجله ریدرز دایجست  ، ترجمه: سارا جمال‌آبادی

روزنامه سلامت

www.farstak.com

http:// /modules/news/article

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:تعاملات مالی خطوط هوايي و آژانس های مسافرتی, :: 9:26 ::  نويسنده : سروش نیا

 

BSP در IATA راهكاري براي ساده سازي تعاملات مالی خطوط هوايي و آژانس های مسافرتی هوایی

نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389 ساعت 14:56 شماره پست: 37

BSP راهكاري از ياتا براي تعامل ساده تر بين خطوط هوايي و آژانس های مسافرتی هوايی

          امروز ياتا نماينده حدود 280 شركت هوايي است و مسئوليت رسيدگي به 95 درصد از تمام پرواز هاي بين المللي را دارد ، هدف تجاري ياتا اين است كه اطمينان شود مردم در سراسر شبكه هوايي گسترده جهاني با حركتي سريع و كارآمد انتقال يابند و شركت هاي عضو نيز عملياتي ايمن ، موثر و اقتصادي بر اساس درك واضح از تعاريف و قوانين تصويب شده داشته باشند .

         شركت هاي هوايي پيوسته نيازمند به داشتن اطلاعات قابل اطمينان ، دقيق ، جامع و به روز در شبكه فروش خود هستند ، تا براي برنامه ريزي ، كنترل كسب و كار خود با تكيه بر كارنامه ارزيابي عملكرد جهت پوشش بازار در مسابقه با رقباء به كار برند ، لذا در پي يافتن كانال هاي مقرون به صرفه و تجميع اطلاعات حاصل از تعاملات مالي ، كاهش هزينه ، كاهش مشكلات حقوقي به دليل عدم پرداخت بدهي هاي آژانس ها ، افزايش تاثير تبليغات هدفمند انجام شده براي كسب سهم بيشتري از بازار هوايي و جذب مشتري هستند .

         يكي از روش هاي ساده سازي در گردش مالي و تعاملات بين خطوط هوايي و نمايندگي ها و آژانس هاي مسافرتي و بار معتبر نزد ياتا ( عاملين فروش ) استفاده از سامانه BSP  است اين سامانه به منظور مديريت تعاملات مشتري و خطوط هوايي براساس داده هاي پردازش شده بوده كه براي تسهيل و تسريع در تعامل و تبادل اطلاعات و ساده سازي فروش ، بهبود كنترل جريان هاي مالي و پول نقد و گزارش دهي الكترونيكي ON LINE و دسترسي آسان به آمار و روشمند نمودن نقل و انتقال اسناد ، صدور صورتحساب هاي خدماتي توسعه يافته ، ارائه روش هاي يكپارچه مناسب دريافت و پرداخت و انتقال الكترونيكي وجوه مبتني بر اينترنت نقش اساسي در كسب و كار خطوط هوايي و آژانس ها دارد .

        BSP   ابتدا در ژاپن در سال 1971 راه اندازي شد و در سال 2008 به وسيله هشتاد و هشت  BSP ، بيش از 160 كشور و 400 خط هوايي داخلي و خارجي با فروش ناخالص حدود 239 ميليارد دلار پوشش داده شد ، همچنين در اين سال 3000 آژانس معتبر نزد ياتا در بريتانيا گردش مالي حدود 9 ميليارد دلاري خود را از طريق BSP انجام داده اند .

         در حال حاضر حدود 130000 آژانس معتبر ياتا در سراسر جهان در اين طرح مشاركت دارند و بيش از 80 درصد تمام فروش مسافر خطوط هوايي با سرعت و به راحتي توسط هفتاد  BSP در سراسر  جهان پوشش داده مي شود ، آژانس هاي مسافرتي و خطوط هوايي با عضويت در اين سامانه بدون داشتن ارتباط مستقيم با يكديگر به صورت شبكه متصل همكاري تنگاتنگي را با هم برقرار نموده اند .

         آلمان يكي از بزرگترين بازار هاي سفر هوايي بوده كه تعداد مسافر ورودي و خروجي آن از دهه هفتاد افزايش فوق العاده و چشمگيري را داشته است ، در سال 1982 ياتا پس از تنظيم طرح هاي توجيهي براي حمايت از فعاليت هاي شركت هاي هوايي در آلمان اقدام به پياده سازي BSP در اين كشور نمود اين سامانه در پايان سال 1999 با داشتن 54 عضو ( از خطوط هوايي ) و استقبال متقاضيان جديد رشد 159 درصدي كه حاصل شناخته شدن مزاياي ملموس و مشهود استقرار اين سامانه و تلاش ياتا بود با 947  كارمند تا پايان سال 2008 پس از ثبت نام و تاييد 3320 محل نمايندگي و آژانس معتبر ياتا با نرخ رشد 351 درصد مواجه گرديد .

         اين ارقام همچنان رشد صعودي و روند توسعه مستمر خود را با افزايش حجم بازار شركت هاي هوايي و نياز آنها به تسويه حساب مداوم با آژانس ها و نمايندگي ها ( تا سقف ده ميليارد دلار به علاوه يك ميليارد يورو  در سال 2008 ) ادامه داد . اكنون 182 خط هوايي و 3300 آژانس در BSP آلمان حضور دارند .

         BSP خدمات خود را علاوه بر شركت هاي هوايي عضو به شركت هاي هوايي غير عضو ياتا نيز ارائه مي دهد ، به شرط اينكه شركت هاي غير عضو حداقل 90 درصد معاملاتشان را همسان و مطابق با استاندارد ها و معيار هاي ياتا انجام دهند .

  امكان استفاده از سامانه BSPدر مناطق زيادي از سراسر دنيا وجود دارد بنابر اطلاعات مندرج در وب سايت ياتا  كشور هاي زير تحت پوشش اين سامانه هستند :

         آلباني ، آرژانتين ، استراليا ، اتريش ، بنگلادش ، بلژيك ، لوگزامبورگ ، بليز ، برمودا ، بوليوي ، بوسني و هرزگوين ، برزيل ، بلغارستان ، كانادا ، كامبوج ، آفريقاي مركزي و غربي ، شيلي ، چين ، چين تايپه ، كلمبيا ، كاستاريكا ، كرواسي ، قبرس ، جمهوري چك و اسلواكي ، جمهوري دومينكن ، افريقاي شرقي ، كارائيب شرقي ، اكوادور ، مصر ، السالوادور ، فنلاند ، فرانسه ، جزاير اقماري فرانسه ، آلمان ، يونان ، گواتمالا ، هندوراس ، هنگ كنگ ، مجارستان ، هندوستان ، اندونزي ، ايرلند ، اسرائيل ، ايتاليا ، جامائيكا ، ژاپن ، اردن ، قزاقستان ، ازبكستان ، تاجيكستان ، كره ، كويت ، لبنان ، مقدونيه ، مالزي ، جزيره مالت ، مكزيك ، ميكرونزي ، مراكش ، هلند ، نيوزلند ، نيكاراگوا ، نورديك بالتيك ، پاكستان ، پاناما ، گينه پاپوآ نو ، پارگوآ ، پرو ، فيليپين ، لهستان ، پرتغال ، روماني ، روسيه ، عربستان سعودي ، صربستان ، مونته نگرو ، سينگاپور ، اسلووني ، آفريقا جنوبي ، اسپانيا ، سوئيس ، ليختن اشتاين ، تايلند ، تونس ، تركيه ، انگلستان ، اوكراين ، اروگوئه ، ونزوئلا ، منطقه خليج فارس شامل : امارات ، بحرين ، عمان ، قطر

          مراحل عضويت خطوط هوايي و آژانس ها در BSP  

          مراحل عضويت بسيار ساده بوده و شامل پر كردن فرم درخواست  ، ارائه تاييده قانوني محلي براي آژانس ها ، فرم درخواست دريافت حق كميسيون باز  (اختياري )براي آژانس ها  ، فرم توافق مربوط به نحوه پرداخت پاداش به آژانس هاي پرفروش ، تهيه تجهيزات لازم و وديعه براي تضمين اوليه توسط آژانس ها تا پس از سه ماه بتواند فعاليت خود را از طريق BSP آغاز نمايند و پرداخت آبونمان و حق عضويت براي خطوط هوايي مي شود .

         به چهار روش صورتحساب ها از طريق  BSPLINK صادر مي شود :

  1 -  از طريق تكميل فرم ON LINE به صورت دستي  

2 -  از طريق مدارك استعلام به صورت خودكار 

 3 - از طريق صورت حساب تحليلي ON LINE به صورت خودكار    

4 -  انتقال يكباره کپي از برنامه ( Mass Upload ) براي كاهش هزينه و سرعت بيشتر كه توسط  پذيرفته مي شود .

          مزاياي BSP براي خطوط هوايي

         BSP به طور كلي سامانه اي ساده براي صرفه جويي در زمان ، تلاش و فعاليت ها و پول خطوط هوايي  است .

         BSP  با ارائه خدمات مديريت ، خدمات شبكه ، ارتباط متحد ، خدمات بي سيم در جهت رشد كسب و كار  ، ارائه كار قابل اندازه گيري ، پياده سازي و طراحي راه حل هاي نوآورانه گام بر مي دارد .

         BSP  به سادگي قابل آموزش به كاركنان خطوط هوايي ، نمايندگي ها و آژانس ها در محل است .

         BSP اين قابليت را دارد تا ماهيانه و يا در طول ماه بازپرداخت ها را به صورت خودكار ، پس از فروش هر نوع بليت عادي يا الكترونيكي با نمايش تمام كميسيون ها بررسي و با استفاده از فناوري پردازش داده ها از طريق خدمات مراكز داده ، داده هاي پردازش شده ارسالي آژانس ها را به سرعت در اختيار خطوط هوايي قرار دهد .

         BSP موجب تسهيل روند درآمدزايي و بازپرداخت حاصل از فروش به شركت هاي هوايي مي شود .

         BSP با پيش بيني و اخذ وديعه جهت ضمانت اوليه از آژانس ها موجبات كنترل ساده تر بر نقل و انتقال موجودي و ارتباط محرمانه و  امن تر مالي را براي خطوط هوايي فراهم مي آورد .

        BSP جهت صرفه جويي در هزينه ها اقدام به توزيع الكترونيكي گزارش ها و صدور صورت حساب ها و جمع آوري آنها از طريق ACMs / ADMs مي نمايد .

       BSP وجوه دريافتي حاصل از فروش آژانس ها و نمايندگي ها را بر اساس زمان بندي و تاريخ مشخص شده اخذ و سپس با خطوط هوايي تسويه حساب مي نمايد .

         در اين سامانه فايل هاي اعتبارسنجي قابل مشاهده است .

         در اين سامانه اطلاعات با ابزاري مبتني بر وب در فضاي مجازي رايانه اي جهت مديريت فرايند هاي مختلف ارائه مي گردد .

         در اين سامانه كنترل بر جريان هاي مالي و پولي و نظارت بر عملكرد نمايندگي ها و آژانس ها و بر سطح دسترسي آنها به وجود دارد .

         در اين سامانه كارت هاي اعتباري بانك ها و كارت هاي اعتباري شركت هاي هوايي(UATP  ) مورد قبول حسابداري است .

         در اين سامانه با روش هاي  ساده به صورت ON LINE نسبت به جمع آوري صورت حساب ها و پرداخت ها از عاملين فروش اقدام مي شود .

        در اين سامانه شركت هاي هوايي خدمات خود را بدون خلل به مشتريان ارائه مي نمايند .

        در اين سامانه در صورت لزوم مي توان اشتباه موجود در گزارش هاي روزانه ( بدهي و اعتبار ) دانلود شدة ACMs / ADMs  كه به وسيله سامانة هشدار  پست الكترونيكي در دسترس خطوط هوايي قرار گرفته را  اصلاح نمود .

         در اين سامانه نظارت بر روند تعامل و تبادل اطلاعات به وسيله يك مرجع بي طرف كه خدماتش در معرض نمايش و دسترسي آژانس ها و خطوط هوايي است صورت مي پذيرد  .

        در اين سامانه ادامه خدمات رساني نمايندگي و آژانس ها منوط به ارائه خدمات مناسب به مشتريان ، عملكرد مطلوب ، تسويه حساب و گزارش دهي به موقع آنها در فواصل زمان بندي شده است .

        در اين سامانه فناوري به گونه اي طراحي شده است كه با بهبود كيفيت و بازدهي كلي در روند كار ، مشتريان بتوانند غير از موارد مرتبط با مسافرت هاي هوايي ، با دسترسي به ساير سامانه هاي جهاني از امكانات ديگري در زمينه اجاره خودرو ، هتل ، بليت راه آهن ، بليت كشتي ، بيمه سفر ، تور هاي مسافرتي و ...  آگاهي يافته و ارزش بيشتر به مشتريان از طريق ارائه خدمات الكترونيكي داده شود .

         در اين سامانه تسويه حساب پس ازكسر سهم آژانس به ميزان مشاركت شركت هاي هوايي در انتقال مسافر صورت مي پذيرد .

         در اين سامانه پاسخگويي و حل و فصل اختلاف مقادير كشف شده در صورتحساب هاي صادر شده آژانس ها و نمايندگي ها فوري بوده و امكان اصلاح اشتباهات شناسايي شده توسط خط هوايي به صورت ON LINE  وجود دارد .

        در اين سامانه ذخیره سازی ، توزیع ، صدور و گزارش تحت کنترل براساس  STDs است .

         در اين سامانه آژانس هاي نامزد عضويت بايد با انتخاب شركت هوايي با BSP   همكاري نمايند .

         كاهش بار اجرايي مديريت ، ساده سازي روند عمليات حسابداري ، پردازش كوپن ، كنترل اسنادي و گزارش ها

         كاهش تعداد گزارش هاي مرتبط با فروش آژانس ها و نمايندگي ها

         كاهش فضاي اشغال شده براي نگهداري اسناد

         كاهش فرم هاي اداري و كاغذ و پيشگيري از اتلاف وقت و هزينه

         افزايش تمركز بخش مالي شركت هاي هوايي موجب كنترل پيشرفته اي بر انجام امور مالي مي شود .

         افزايش سرعت و حجم فروش و در نهايت بهره وري بيشتر

         گزارش گيري دوره اي از صورت حساب هاي صادر شده به صورت الكترونيكي ON LINE

         گزارش گيري دوره اي از صورت حساب هاي وارد شده به صورت الكترونيكي ON LINE

         مشاهده ON LINE صورت حساب هاي روزانه معاملات    

         مشاهده ON LINE موجودي استاك و نحوه فعاليت آژانس ها و نمايندگي ها توسط خطوط هوايي

         با استفاده از استاندارد ها از انحرافات اسنادي پيشگيري مي شود .

         با استفاده از فناوري هاي نوين بانكي و الكترونيكي بدهي مستقيما ً از نمايندگي ها و آژانس ها و عاملين فروش متعدد در حساب بانكيBSP به عنوان نقطه مركزي جمع آوري شده و سپس فقط با يك پرداخت به شركت هاي هوايي مطابق استاندارد هاي ياتا تسويه حساب مي شود .

         با استفاده از نتايج به دست آمده از بررسي روند فروش و سهم بازار  پايش شده ، شركت هاي هوايي مي توانند براي هر آژانس از روش هاي تشويقي ويژه اي استفاده نمايند .

         بروز هرگونه بي نظمي و نارسايي و تخلف و خطاي احتمالي در فرايند انتقال پول و يا عدم فعاليت آژانس ها براي فروش ، آنها را از چرخه همكاري با اين سامانه محروم مي كند .

 يادداشت :

IATA  International Air Transportation Association =

  Bank Settlement Plant =BSP

ACM    Agency Credit Memo =

ADM = Agency Debit Memo

UATP  Universal Air Travel Plan =

STD = Standard Traffic Document

 منابع :

 http://iata.org/ps/financial_services

www.iata.org

http://bspglobalsolutions.com

https://www.bsplink.iata.org

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:تاريخ هنر ديدن گذشته, :: 9:23 ::  نويسنده : سروش نیا

تاريخ هنر ديدن گذشته

تاريخ چراغ روشن يا خاموش آينده

        امير مؤمنان علی ( ع ) مي فرمايند :         در اخبار گذشتگانت تأمل کن .
         به ياد بياور که بر آنها که پيش از تو بوده اند ، چه گذشته است .
         در خانه ها و بقايای ايشان بگرد .

          بنگر در هرآنچه که کرده اند  .

          ببين از کجا رفته اند و به کجا رسيده اند . 
          بدان که به زودی تو نيز يکی از ايشان خواهی بود و به همان صورت راه خواهی پيمود .

         انس با تاريخ به آدمي قدرت شگرفي مي بخشد كه حوادث در شرف تكوين راهم پيش بيني نمايد .
         تاريخ مرد جوان را « پير » مي سازد بدون آنكه چهره يي پر چين و شكن و مويي خاكستري رنگ داشته باشد .

         بعضي بر اين باورند، تاريخ مجموعه حوادثي است كه از آغاز فعاليت اجتماعي انسان در زندگي وي روي داده است ، اما برخي ديگر عقيده دارند كه تاريخ چون آينه يي است كه گذشته را در برابر چشمان نسل بعدي منعكس مي كند. اگر به تاريخ بدين گونه نگريسته شود، نمي توان انتظار داشت كه آينه بتواند تمام زواياي حوادث بشري را بازتاب دهد و اين تعريف از تاريخ فاقد مقبوليت عمومي است .

         تاريخ يك پديده ساكن و خاموش نيست ، تاريخ يك شط در حال حركت از حوادث و پيشامدها و تغييرات پديد آمده به دست انسان است و او خواه ناخواه مجبور بوده است براي دگرگون كردن محيط اجتماعي خويش تلاش كند و شرايطي به وجود آورد تا بتواند رشد كند، پيش برود، حتي بجنگد يا با طبيعت پيرامون خود وارد نزاع شود و موانع موجود در پيش پاي خود را دور كند .

         پروفسور " کار " مورخ نامدار انگليسی و خالق اثر معروف " تاريخ چيست؟ " می گويد : تاريخ هنر ديدن گذشته است و به منظور آگاهی از استعداد و توانايی هايی که حال دارد يا می تواند به آن برسد .

         " کالينگوود " معتقد است تاريخ چيزی به جز تاريخ انديشه و تفکر انسان ها در گذشته نيست.

         هر انساني سرگذشتي دارد كه داستان زندگي گذشتة اوست. كارهايي كه از انسان سر ميزند و رويدادهايي كه برايش رخ مي دهد ، سرگذشت او به شمار مي آيد .

         اين سرگذشت با دو روش پايدار مي ماند :
1-  نگهداري ماندگار هاي گذشته
2-   نوشتن و ياداشت كردن كارهاي انجام شده
         تاريخ در حقيقت ، گزارش زندگي گروهي و گذشته انسان است ، يعني چيزي بسيار فراتر از سرگذشت فردي براي همين است كه در تاريخ هميشه رخدادهاي بزرگ كه به همة مردم وابسته است ، مانند جنگ ، صلح ، آزادي ، استبداد ، استقلال ، زير سلطه بودن ، شكست ، پيروزي ، پيشرفت ، پسرفت ، فرمانروايي ، دين ، آئين ، دادگري ، ستمگري ، كشور گشايي و ... توسط دانشمنداني كه به خواندن تاريخ و پژوهش در آن مي پردازند يا به آنها تاريخ دان مي گويند ، مطرح مي شود .
         اهميت تاريخ :  
1-  دلبستگي ذهن كنجكاو انسان به جستجوگري در گذشته ها
2-  شناخت علل پيشرفت يا پس ماندگي مردمان گذشته و كنوني
3-  افزايش تجربه در زندگي كنوني و آينده
4-  يادآوري نيكنامي دادگران تاريخ و بدنامي ستمگران و بيدادگران
5-  آموختن درس ميهن دوستي و فداكاري و خدمتگزاري
6-  بكار گيري آموزهاي فراوان و اثر بخشي آن در زندگي فردي و اجتماعي

         مرحوم دكتر" علي شريعتي" در اين زمينه مي­نويسد  :  در تاريخ دو مفهوم ، يعني « موضوع تاريخ » و « خود علم تاريخ » در يك لفظ مشترك « تاريخ » بيان مي­شود . 

         " مايكل استنفورد " در اين باره مي­نويسد : تاريخ عبارت است از چيزي كه اتفاق مي­افتد (موضوع تاريخ) يا مجموعه­اي از رويدادها يا موقعيت­هاي عيني، با وجودهاي قابل شناسايي و قابلِ تشخيص واقع شده در زمان و مكان معين و هم تصويري كه از آن در ذهن مي­سازيم (دانش تاريخ ) ذخيره، يادآوري، بازآفريني و باز فهم آن رويدادهاي و بالاخره تأثير آنها بر شيوه­ي برخورد ما با رويدادها و موقعيت­هاي كنوني كه با مسامحه ، همه­ي اين موارد را مي­توان قلمرو خاطره نامند .

          تقسيم­بندي استاد مطهري از تاريخ

         تاريخ نقلي : تاريخ نقلي ، علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال انسان­ها در گذشته است ، در مقابل اوضاع و احوالي كه در زمان حال وجود دارد.

         تاريخ علمي : علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگي­هاي گذشته است كه از مطالعه و بررسي و تحليل حوادث و وقايع گذشته به دست مي­آيد.

         فلسفه­ي تاريخ ، علم به تحوّلات و تطوّرات جامعه­ها از مرحله­اي به مرحله­ي ديگر و شناخت قوانين حاكم بر آن تطوّرات و تحوّلات است .

فلسفه تاريخ

         اصطلاح فلسفه تاريخ در قرن هيجدهم ميلادی ، توسط ولتر وضع شد . منظور وی از اين اصطلاح ، چيزی بيش از تاريخ انتقادی و علمی نبود ؛ يعنی نوعی از تفکر تاريخی که در آن ، مورخ به جای تکرار داستان‌هايی که در کتب کهن می‌يابد ، خود به بازسازی آنچه واقع شده می‌پردازد . اين نام توسط هگل و نويسندگانی ديگر، در پايان قرن هيجدهم به کار رفت ، ولی آن‌ها معنای کاملاً متفاوتی از اين اصطلاح اراده کردند و آن را به معنای تاريخ کلی يا جهانی به کار بردند.          کاربرد ديگر اين اصطلاح را در نوشته‌های برخی از پوزيتويست‌های قرن نوزدهم می‌يابيم . از نظر آنها وظيفه فلسفه تاريخ ، کشف قوانين عامی بود که بر روند رويدادهايی که مورخ به شرح و نقل آنها می‌پردازد ، حاکم است . وظايفی که ولتر و هگل بر عهده فلسفه تاريخ می‌نهادند ، به وسيله تاريخ نيز قابل انجام بود ولی پوزيتويست‌ها تلاش کردند تا از اين طريق، تاريخ را نه فلسفه بلکه علمی تجربی قلمداد کنند. در هر يک از اين موارد کاربرد فلسفه تاريخ مفهوم خاصی از فلسفه مد نظر بود . متفکران اروپايی که از طبيعت نااميد شده بودند به پژوهش درباره تاريخ روی آوردند. زيرا تاريخ را هرچند آکنده از وقايع فهم ناپذير و رازهای ناگشودنی می نمود بيشتر از طبيعت به خواست و آرزوی انسان وابسته می ديدند. حتی با پذيرفتن سير تاريخ بشر در جهت خردمندانگی بيشتر او درباره پايندگی اين پيشرفت ترديد وجود دارد .

         يكي از معتبرترين نظريات علمي و نظري در گستره تاريخ به هگل تعلق دارد . او نه تنها بنيانگذار شاخه اي در علم تاريخ به نام فلسفه تاريخ است ، بلكه نظريات مولف او ، مورد استفاده بسياري از تاريخ نگاران ، نظريه پردازان علم تاريخ و حتي مخالفانش قرار گرفته است . هگل طي درسهايي كه در دانشگاه ، سر كلاس تاريخ فلسفي جهان ارايه مي كرد ، خطاب به اشخاصي كه تاريخ خويش را قرباني نگارش اقوام ديگر مي دانند ، نظريات جالبي ارايه مي كرد . او به صراحت مي گويد : قومي كه خود تاريخ خويش را ننوشته است ، تاريخي نيز ندارد . تنها اقوامي كه تاريخ شان را خود به شكلي مكتوب نوشته اند ، داراي تاريخ اند و بس ... به بيان ديگر ، هگل تولد نگارش اثر تاريخي را ، نه تنها يك پديده تاريخي ، بلكه معياري براي بازنمود جايگاه تطور تاريخي يك قوم مي داند . از اين منظر ، هر اثري فرزند زمانه خود است و مولود تطور تاريخي عصر خويش و آينه انعكاس تحولات تاريخي ، اجتماعي و فرهنگي ادوار خود است . از اين روي قوم ، جامعه ، تمدن يا جنسيتي ( مرد و زن ) كه خود تاريخ شان را ننوشته اند ، تاريخي نيز ندارند .

تقسيم­بندي شلينگ از تاريخ

         "  شلينگ " معتقد است كه تاريخ را از سه ديدگاه مي­توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد :

 1.  ديدگاه منطبق با واقع

2.  ديدگاه منطبق با ايده

3.  تلفيقي از اين دو ديدگاه

تاريخ پژوهش در رخدادها و کارهای آدمی در گذشته ‌است . هرچند غالباً اين رشتهٔ مطالعاتی را در زيرگروهی از علوم انسانی يا علوم اجتماعی قرار داده‌اند ، با اين حال می‌توان آن را به عنوان پلی بين اين دو شاخه تلقی کرد ؛ زيرا روش‌های مطالعاتی مختلف آن از هر دو شاخه وام گرفته شده‌اند. تاريخ به عنوان يک رشتهٔ مطالعاتی دارای شاخه‌ها و گرايش‌های جانبی زيادی است که از آن میان می‌توان به تاريخ‌شماری، تاريخ‌نگاری، تبارشناسی، خط نگاری تاريخی     ( کتابت شناسی ) و Clio metrics  اشاره کرد .

         موّرخين از گذشته کوشيده‌اند تا پرسش‌های تاريخی را با پژوهش در اسناد نوشتاری پاسخ گويند . با اين‌حال پژوهش‌های تاريخی تنها به اين منبع‌ها محدود نمی‌شوند .

         به طور کلی منبعِ‌های دانش تاريخی كه تاريخ‌نگاران برای کار خود از آنها استفاده می‌کنند را می‌توان به سه دسته تقسيم کرد : نوشته‌ها ، گفته‌ها ، بقايای مادی  

         موّرخان غالباً به اهميت نوشته‌های تاريخی اشاره می‌کنند. اين تأکيد باعث ايجاد اصطلاح پيش از تاريخ شده که به دورانی که هنوز خط ساخته نشده بود اشاره می‌کند . تقسيم تاريخ به شکل پيش از تاريخ و پس از تاريخ بستگی زيادی به موضوع مورد مطالعه دارد زيرا خط در هر جای دنيا در زمان خاصی پديد آمده ‌است .

         توجه به گذشتهٔ انسان به طور طبيعی باعث تقيسم زمان به تکه‌های قابل اداره شده ‌است . راه‌های زيادی برای تقسيم گذشته وجود دارد که از اين ميان می‌توان به تقسيم‌های تاريخ‌شماری، فرهنگی و موضوعی اشاره کرد . اين سه گونهٔ تقسيم‌بندی انحصاری نيستند و غالباً می‌توان موارد تداخل را بين آن‌ها مشاهده کرد . تمرکز روی مکان ، زمان يا موضوعی خاص بين موّرخان امری عادی است و باعث تخصص‌گرايی در تاريخ‌نگاری می‌شود . تاريخ برای ديگران ، به شکل اصطلاحی کلی به معنای مطالعهٔ هر چيز دربارهٔ انسان‌های پيشين در آمده‌ است اما به تازگی حتی اين محدوده هم توسط رشته‌هايی چون تاريخ بزرگ به چالش کشيده می‌شود . از روزگاران گذشته تاريخ را با هدف‌های عملی يا نظری می‌خواندند اما امروزه آن را جهت کنجکاوی فکری هم مطالعه می‌کنند .

        سه شيوه تاريخ نگاري در دنياي اسلام

         اولين شيوه تاريخ نگاري روش روايي است .

         در اين روش روايتهاي مختلف درباره وقايع تاريخي با درج سلسله روايات و اسناد به طور کامل يا ناقص و در برخي موارد بدون آن بيان مي شود . در دنياي اسلام مشهور ترين مورخ در اين شيوه محمد بن جرير طبري است در داخل ايران نيز خواجه رشيدالدين فضل الله همداني نويسنده کتاب جامع التواريخ از جمله نويسندگاني بود که کتاب خويش را بدين شيوه نگاشت . ابان بن عثمان و محمد بن مسلم زهري دو تاريخ نگار مسلمان نيز چنين روشي را براي نگارش تاريخ مورد عنايت قرار دادند اين روش تحليل را مورد غفلت قرار داده و به روايت صرف وقايع مي پردازد از اين جهت مي توان آن را روشي ناقص تلقي کرد .
         دومين شيوه تاريخ نگاري روش ترکيبي است .

         در اين روش مورخ به جاي آنکه روايتهاي گوناگون و اسناد متعدد يک رخداد و واقعه تاريخي را بيان کند از راه مقايسه و ايجاد سازگاري ميان آن گزارش هاي مختلف ، واقعه مذکور را طي يک روايت توضيح مي دهد . از جمله مورخين برجسته و مشهوري که چنين شيوه اي را براي نگارش تاريخ خود برگزيد مي توان به ابوحنيفه احمد بن داوود دينوري ، تاريخ نگار ايراني سده سوم هجري و مولف کتاب معروف اخبارالطوال اشاره داشت. دينوري مطالب کتابش را بدون پيوستگي به يکديگر ذکر نکرده اما در مطالبي که نگاشته از تکرار و روايات حتي الامکان خودداري کرده است . ابوالعباس بلاذري، از مورخان بزرگ عرب و نويسنده کتاب فتوح البلدان ، که مي توان گفت کتابش در راس تمام کتابهاي تاريخي مربوط به نخستين ازمنه اسلامي و بويژه فتوحات اسلامي قرار دارد نيز از جمله تاريخ نويساني بود که از روش ترکيبي براي نگارش کتاب خود استفاده کرد .
         سومين شيوه ، روش تاريخ نگاري تحليلي است .

         در اين شيوه، مورخ در کنار نقل روايت و گزارش تاريخي عمدتا ترکيبي به تجزيه و تحليل ، تبيين و بررسي علل و نتايج آن مي پردازد . روش مذکور محصول قرون جديد و عمدتا دستاورد دانشگاهها ، تاريخ پژوهان و فلاسفه غربي است و نه تنها در تاريخ نگاري ايران و اسلام بلکه در تاريخ نگاري يونان و روم باستان نمي توان تاريخي تحليلي که کاملا مصداق تعريف فوق باشد به دست داد . البته برخي از تواريخ نوشته شده توسط ايرانيان را که نويسندگان آنها با توجه به اوضاع و احوال سياسي ، اجتماعي ، علمي و فکري زمان ، ديدگاهي خاص نسبت به تاريخ و نظري ويژه نسبت به هدف آن داشته و گاها به تحليل برخي فرايندهاي تاريخي و نتيجه گيري پرداخته اند مي توان تا اندازه اي تحليلي ناميد .  ابوعلي مسکويه رازي از جمله کساني است که شيوه اي چنين را کم و بيش مورد کاربرد قرار داده است . وي در نگارش کتاب تجارب الامم و تعاقب الهمم برخلاف مورخان پيشين به نوشتن شرح وقايع و اتفاقات بسنده نکرد بلکه تلاش و کوشش نمود که اهميت حوادث را نيز درک کند .

 [1] – شريعتی، علی؛ انسان، مجموعه آثار 24، تهران، الهام، چاپ اول، ص251

[2] – استنفورد ، مايکل ؛ درآمدی بر فلسفه تاريخ ، احمد گل محمدی ، تهران ، نی ، چاپ اول ، ص 421

[3] – مطهری ، استاد مرتضی ؛ جامعه و تاريخ ، تهران ، صدرا ، چاپ هشتم ، ص 70-77

نگاهي بر روشهاي تاريخ نگاري ايراني و اسلامي   منبع: روزنامه – رسالت – تاريخ شمسی نشر 28/11/1388  

 عرفان نويسنده : كريمي
تاريخ چيست  نويسنده : سام پيروز

ويکی‌پديا ، دانشنامهٔ آزاد

گردآورنده :                        

بهروز سروش نيا

 

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:سلامت روان و بدن, :: 9:22 ::  نويسنده : سروش نیا

پزشكي EFT سلامت روان و بدن

سلامت روان و بدن با روش پزشكي EFT

         به گفته برخي روانشناسان كيفيت زندگي افراد مستقيما ً با سلامتي روحي آنان ارتباط دارد ، بدين جهت افراد به دنبال يافتن روش هاي كارآيي هستند كه بتواند بهترين ، موثرترين و سريع ترين وسيله را براي آسودگي دائم از احساسات ناخوشايند مانند : افسردگي ، احساس گناه ، خشم ، غم ، اختلال رواني ناشي از خاطره تروما فراهم آورند .

         روانشناسان بر اين باورند كه علت اصلي همه احساسات ناخوشايند در سيستم انرژي بدن قرار دارد ، بدن طبيعتي الكترونيك دارد ، كافي است پاي خود را روي فرش بكشيد و سپس هنگام لمس قطعه فلزي تخليه الكترويسته ساكن را از انگشتان خود ببينيد يا از طريق نوار هاي الكترو آنسفالوگرافي و الكتروكارديوگرافي كه فعاليت هاي الكتريكي مغز و قلب را ثبت مي كنند ، اين فرايند را مشاهده نمايند .

         چيني ها پنج هزار سال پيش سيستم جريان انرژي بدن را كشف كردند انرژي كه در بدن جريان دارد و به چشم ديده نمي شود و بدون ابزار پيشرفته قابل مشاهده نيست .اين كشف پايه طب سوزني ، طب فشاري و طيف گسترده اي از روش هاي درمانگر امروزي شد . انرژي كه در بدن جريان دارد و به چشم ديده نمي شود و بدون ابزار پيشرفته قابل مشاهده نيست .

         EFT  روشي است كه بر جريان انرژي بدن به سادگي و با زدن ضربات ملايم به نقاط انتهاي انرژي ، تغييرات شگرفي را در وضع سلامتي روحي و جسمي فرد پديد مي آورد و ناراحتي هاي ناشي از اختلال انرژي را از بين مي برد .

         برخي افراد با خاطرات ناگوار اذيت  شده و سيستم انرژي بدن آنها مختل و متمايل به عدم تعادل مي شود كه با زدن چند ضربه ملايم به طرز مناسب سيستم متعادل شده و آرامش جاي احساسات ناخوشايند را مي گيرد . همه احساسات ريشه مشتركي دارند ،  اختلالات در سيستم انرژي بدن مي توانند به شيوه هاي مشابهي بهبود يابند دستور اساسي به عنوان زير بنا براي تمامي فرايند هاي درمان به كار گرفته مي شود كه شامل اجزاء زير است :

         تصحيح :

قبل از اقدام به برطرف كردن اختلالات سيستم انرژي  ، از درستي قطبيت آن اطمينان يابيد زيرا سيستم انرژي مي تواند به نحوي در معرض تداخل الكتريكي قرار گيرد و از ايجاد تعادل به وسيله ضربه زدن ملايم ممانعت به عمل آورد ، بر طرف كردن تداخل كار تصحيح است ، ممانعت ناشي از تداخل به صورت قطبيت معكوس سيستم انرژي ظاهر مي شود نام رسمي آن وارونگي رواني است ، وارونگي رواني اغلب از افكار منفي و مايوس كننده اي كه ناخودآگاه هستند ، پديد مي آيد و هرگونه تلاش براي درمان را خنثي مي كند ، پس آنرا بايد تصحيح كرد .

                كار تصحيح دو قسمت دارد :

         1 – اين جمله تاكيدي را سه بار بگوييد " با وجود اين كه دچار مشكل ............. ( استرس ‌، ترس ، وحشت از ... ، سر درد ، خشمگين بودن ، گرفتگي عضله گردن ، كابوس ، تمايل به مواد مخدر ، ترس از مار ، افسردگي ، يا خلاصه اي از مشكل مورد نظر را بگوييد ، ... ) هستم ولي عميقا ً و كاملا ً شخصيت خود را قبول مي كنم .

         مهم نيست جمله تاكيدي را قبول داشته باشيد ، فقط لازم است آن را بگوييد ، هر چند بهتر است با صداي بلند و با احساس و مؤكد بگوييد ولي اگر عادي و زير لب و درد دل گونه گفته شود ، اثربخش بوده و كارآيي دارد .

         2 – هم زمان با جملات تاكيدي بايد نقطه دل ريش را ماليده يا اين كه بر روي نقطه ضربه كاراته ضربات ملايمي زده شود .

         نقاط دل ريش در بدن :

         پايين گلو ، فرو رفتگي بالاي جناق سينه حدود هفت سانتي متر به پايين و كمي بيش از هشت سانتي متر به سمت چپ يا راست ، اگر در اين محدوده در دايره اي به قطر پنج سانتي متر با نوك انگشتان خود فشار وارد كنيد نقطه دل ريش را مي يابيد ، چند بار ماليدن اين نقطه هم زمان با گفتن جمله تاكيدي موجب مي شود ماده لنفاوي جمع شده و متراكم در اين قسمت كاملا ً پخش شده و از آن پس احساس دل ريشي نخواهيد داشت .   

         نقطه ضربه كاراته :

         نقطه گوشتي خارج از هر يك از دست ها بين مچ تا انگشت كوچك است ، محلي كه ضربه كاراته را بر روي آجر وارد مي كنيد ، با نوك انگشت اشاره و مياني دست ديگر ، ضربات نسبتا ً محكمي به نقطه ضربه كاراته وارد كنيد .

         " تاثير نقطه دل ريش كمي بيش از نقطه ضربه كاراته است . "    

         شروع كار

         در حالي كه نقطه دل ريش را مي ماليد يا به نقطه ضربه كاراته ضرباتي را مي زنيد ، جملات تاكيدي را سه بار به صورت مواكد تكرار كنيد .

         ضربات را محكم وارد كنيد اما نه آنقدر كه منجر به كبودي يا صدمه گردد .

         بر روي هر نقطه انرژي هفت بار ضربه بزنيد ، اگر نقاط ضربه در دو طرف بدن هستند مهم نيست به كدام طرف ضربه بزنيد .

         نقاط ضربه

         مسير هاي انرژي داراي نقاط انتهايي نزديك سطح بدن هستند ، فقط كافي است كه به يكي از نقاط انتهايي ضربه بزنيد تا اختلالات از بين برود .

         - ابتداي ابرو ، بالاي بيني كمي متمايل به طرفين

         - روي استخوان كناري چشم

         - بر روي استخوان زير چشم ، حدود سه سانتي متر زير حدقه چشم

         - بر روي سطح كوچك بين بيني و لب بالايي

         - در وسط فاصله بين چانه و لب پايين

         - محل اتصال استخوان ترقوه و دنده فوقاني حدود 5/2 سانتي متر به طرفين ، پايين تر از گودي گردن

         - در كنار بدن در مردان ، همتراز با نوك سينه و در زنان ده سانتي متر پايين تر از زير بغل

         -  5/2 سانتي متر زير نوك سينه در مردان ، محل اتصال بخش زيرين سينه در زنان

         - لبه بيروني انگشت شست ، همتراز با انتهاي ناخن

         - كنار انگشت اشاره سمت روبروي شست ، همتراز با انتهاي ناخن

         - كنار انگشت مياني ، سمتي كه به شست نزديكتر است ، همتراز با انتهاي ناخن

         - بخش دروني انگشت كوچك سمتي كه به شست نزديكتر است ، .همتراز با انتهاي ناخن

         - نقطه ضربه كاراته ، قسمت گوشت آلود دست بين مچ تا انتهاي انگشت كوچك

         روش 9 گاموت

         هدف از آن تمركز بيشتر مغز است و انجام فرايند 10 ثانيه اي كه شامل 9 فعاليت از طريق چرخاندن چشم ها و زمزمه كردن و شمارش است كه همزمان ضربات ملايم و پيوسته اي بر روي يكي از نقاط انرژي بدن زده مي شود .

         ابتدا بايد نقطه گاموت را يافت ، اين نقطه بر پشت هر دو دست با فاصله حدود 5/1 سانتي متر از مفاصل ابتداي انگشتان حلقه و كوچك قرار دارد ، سپس بايد ضربات پيوسته ملايمي روي نقطه گاموت زد و 9 كار را انجام داد .

         الف – چشم ها را ببنديد .

         ب – چشم ها را باز كنيد .

         ج – در حالي كه سر ثابت است به طرف پايين و راست نگاه كنيد .

         د – در حالي كه سر ثابت است به طرف پايين و چپ نگاه كنيد .

         ه – چشم ها را در جهت عقربه ساعت بچرخانيد .

         و – چشم ها را در جهت عكس عقربه ساعت بچرخانيد .

         ز – آهنگي را به مدت دو ثانيه زمزمه كنيد . " مثلا ً تولدت مبارك "

         ح – از يك تا پنج را به سرعت بشماريد .

         ط – آن آهنگ را دو ثانيه ديگر زمزمه كنيد .

         پيشنهاد مي شود كارهاي نه گانه به ترتيب خاص خود باشد اما اگر ترتيبش را بر هم بزنيد به شرط اين كه 9 كار را پشت سر هم انجام دهيد و بند هاي ز ، ح ، ط  را پشت سر هم انجام دهيد اشكالي ندارد ، اگر در مقابل آهنگ مقاومتي وجود دارد مي توان آهنگ ديگري را زمزمه كرد .

         مراحل

         مشابه مراحل قبلي است حدود هفت بار بر هر يك از نقاط انرژي ضربه بزنيد و در همان حال عبارت يادآوري تاكيدي را در هر نقطه تكرار كنيد .

         به كاربردن EFT  ساده است كافي است دستور اساسي يك دقيقه اي را به همراه جمله تاكيدي تصحيح و عبارت يادآوري به سوي مشكل خود جهت گيري نماييد ، سپس آنقدر آن را تكرار كنيد تا مشكل از بين برود ، به كمك اين فرايند ساده با پشتكار مي توانيد سيستم خود را مجددا ً سازماندهي كنيد .

         توجه داشته باشيد كه هرگاه چند جنبه در يك مشكل روحي وجود داشته باشند تا وقتي كه با استفاده از دستور اساسي شدت تمامي جنبه ها به صفر نرسيده باشد احساس آسودگي بوجود نخواهد آمد ، اگر مثلا ً همزمان دچار سر درد ، دندان درد و دل درد باشيد تا وقتي كه هر سه مورد از بين نرفته باشند احساس سلامتي نخواهيد كرد .

         بهتر است كه هر گاه مي توانيد فقط بر روي يك موضوع كار كنيد ، زيرا گاهي گردآوري مشكلات خاص مانع پيشرفت EFT  مي شود ، اگر مشكلات را به وقايع خاص تقسيم كنيد در همان ابتداي كار متوجه پيشرفت خود خواهيد شد ، زيرا به اين طريق علت اصلي هدف گيري شده و مؤثرتر خواهد بود .

         نبايد از EFT  در مورد بيماري هاي رواني شديد يا هر چيز ديگري استفاده كنيد ، مگر اين كه به خوبي آموزش ديده و واجد شرايط باشيد .

         نتايج EFT  معمولا ً دائمي هستند ، از لحاظ EFT  شدت مشكل يا طول مدت آن اهميت ندارد ، علت هميشه اختلال در سيستم انرژي است و آسودگي صرف نظر از شدت مشكل ، با استفاده از پشتكار و دستور اساسي به دست مي آيد .

         توجه داشته باشيد EFT  هيچگاه پيشنهاد نمي كند بدون مشورت با پزشك معالج استفاده از دارو را قطع كرد ، اما در كنار دارو با اين روش به طور مداوم و همزمان مي توان مشكل را رفع نمود .

               

 

منبع :

         EFT روشي براي آسودگي روح و جسم ؛ گري كريك مترجم فرهاد فروغمند

گردآورنده : بهروز سروش نيا

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب: شكايت مشتري, :: 9:21 ::  نويسنده : سروش نیا

                                 " شكايت ، يك هديه است ! "                                 

         امروزه برخي سازمان ها و شركت ها شكايت مشتريان ، به خود را مساوي شكايت خانوادگي مي دانند . به همين منظور و به سبب اهميت شكايت در اكثر سازمان ها بخشي به نام مديريت شكايت مشتريان وجود دارد .

         - شكايات با ديد فرصت هاي مغتنم مورد رسيدگي قرار مي گيرند .

         - مشتريان ناراضي براي بيان شكاياتشان ترغيب مي گردند .

         - از طريق نشريه درون سازمانی به صورت همگاني به اطلاع كاركنان رسيده ، كه شكايات  مشتريان با آغوش باز پذيرفته مي شود .

         - به صورت همگاني اطلاعات مربوط به روش و محل مراجعه جهت شكايت كردن ، از طريق كاركنان سطوح تماس ، در اختيار مشتريان قرار مي گيرد .

         - فرايند پذيرش و ثبت شكايات ، تا حد امكان ساده شده است .

         - از مشتريان ناراضي و شاكي تقدير و تشكر مناسب مي گردد .

         - پس از خاتمه فرايند پيگيري هر شكايت نتايج به صورت گفتگوي تلفني دوستانه يا نامه اي صميمي به مشتريان منعكس شده است .

         - به مشتريان گفته مي شود : ما تنها مشكلاتي را مي توانيم حل كنيم كه در مورد آن آگاه باشيم .

         - از مشتريان خواهش مي شود تا نارسايي هايمان در ارائه خدمات را به ما گفته و خوبي هايمان را بين دوستان و ديگر رقباء تبليغ نمايند .

         بنابر تحقيقات انجام شده 95 % مشتريان ناراضي شكايت نمي كنند و فقط شركت يا سازمان را در فهرست سياه خود قرار مي دهند و ديگر به سراغش نمي روند .

         در بيان اهميت نظرات مثبت و منفي مشتريان براي سازمان ، گفتني است كه شركت زيراكس ساليانه 400 هزار برگه نظر خواهي را بين مشتريان خود توزيع مي كند كه تنها 30 هزار نفر نظرات خود را ( رضايت يا نارضايتي ) به شركت باز مي گردانند . اين شركت براي نشان دادن ارزش و اهميت نظرات مشتريان اظهار نموده ، ما 400 هزار برگ كاغذ ساليانه به مشتريان مي دهيم و در عوض 30 هزار كيلو طلا دريافت مي كنيم

         همچنين شركت سوني نيز براي نشان دادن ارزش و اهميت نظرات مشتريان ، براي هركس كه نظراتش را در پرسشنامه ارائه شده بيان نمايد ، يك كارت تلفن نيم ساعته ارسال مي كند .

         بايد به خاطر سپرد كه بنابر تحقيقات انجام شده اگر سازمان ها تنها به شكايات مشتريان گوش فرا دهند و براي رفع مشكل مشتريان اقدامي نكنند يك پنجم از مشتريان ناراضي مجددا ً براي خريد محصولات و خدمات باز خواهند گشت .

         شركت هاي برتر و پيشرو نياز هاي جذاب مشتريان را زودتر كشف و زودتر از رقباء برآورده مي سازند ، براساس نياز هاي بالقوه جمع آوري و تجزيه و تحليل و پژوهش شده كه آنرا صداي مشتري مي نامند  ، استراتژي مناسبي را براي شركت و يا سازمان خود تبيين مي كنند ، زيرا مشتري است كه تصميم مي گيرد كه يك استراتژي باقي بماند يا از برنامه حذف شود .

         روش هاي جمع آوري صداي مشتري از طريق ؛ استفاده از پرسشنامه ، مصاحبه حضوري با مشتريان ، نظر خواهي از مشتريان خود و رقيب ، استفاده از شكايات دريافتي از مشتريان است .

         بر اساس تحقيقات در موارد زيادي كه دريافت شكايات به كاركنان واگذار شده اين افراد شكايات را فيلتر كرده و يا مشتري را براي شكايت دلسرد مي كنند .

         عملكرد و نقش كاركنان نسبت به مشتريان منجر به خشنودي و يا نارضايتي و شكايت بيشتر آنان مي شود كه مديران را براي نظارت و هدايت با مشكلات فراواني روبرو مي كند ، زيرا امكان محدود كردن رفتار انسان ها در يك قالب ثابت وجود ندارد . عواملي چون محيط خانوادگي ، ويژگي هاي شخصيتي در افراد باعث بروز رفتار هايي مي شود كه گاهي غير قابل كنترل بوده و هرگونه تلاش براي بهبود وضعيت پيش آمده ، آن را بحراني تر مي نمايد .

         لذا بدين منظور روش هاي موثر و كاربردي فراواني  از  سوي صاحب نظران دانش مديريت ارائه شده است .

         حال بياييد با هم با استفاده از يكي از راهكار ها كه با ساده سازي روند برخورد با مشتري را تسهيل مي كند ، گامي در القاي مباني رفتاري و بهبود عملكرد در محل مواجهه كاركنان با مشتريان برداريم و آن روش  را " شكايت ، يك  هديه است . " بناميم .

         در اين روش با استفاده از واژگان در زبان انگليسي ، هر واژه نشانگر مجموعه اي از نكات ارزنده مي گردد و هر كدام از حروف هر واژه وظيفه ويژه اي را بيان مي نمايد . كه برجسته نشان دادن آنها ، مي تواند توجه كاركنان را به خود جلب نمايد .

         با اين روش به واژه هديه به عنوان يك واژه كليدي نظر مي اندازيم .

GIFT   هديه  

Customers are our GUEST = G  

         مشتريان ميهمان ما هستند .

Be more INTERESTED IN your job = I

         به شغلتان دلبسته و بسيار علاقمند باشيد .

Be good humoured when FACE  UP to customers  = F

         هنگام مواجهه با مشتريان خوش اخلاق باشيد .

 Be on your company TARGET =  T

        همسوي با هدف هاي شركتتان قرار گيريد . 

24/11/87

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:قوميت , :: 9:18 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 9:49 شماره پست: 23

قوميت و الگو های سیاست قومی در کشور

اسفند ماه 1384

بخش اول

مقدمه

         شكل گيري پديده مسايل قومي و اقليت ها موضوعي است كه با فروپاشي تعدادي از قدرت هاي بزرگ جهاني در پايان جنگ بين المللي اول شكل مشخص و گسترده اي يافته است ، حدود پنج هزار قومیت در دنیا شناسایی شده که در چارچوب بیش از دویست دولت جمع شده اند . ظهور جوامع چند قومیتی 1  پدیده تاریخی جهان معاصر و زاییده حوادث جهانی متعدد است ، عمده ترین عوامل مهاجرت های گسترده طی قرن نوزدهم و بیستم و تأسیس دولت های تازه در جهان سوم بدنبال زوال نظام استعماری اروپایی متعاقب جنگ جهانی دوم است . امروزه جوامع اندکی وجود دارند که ( حداقل تا حدودی ) چند قومیتی نباشند . اضمحلال امپراتوري روسيه ، اتريش و عثماني در پايان جنگ جهاني اول باعث شكل گيري انبوهي از خواسته هاي قومي و ملي در بخش هاي برجاي مانده از اين امپراتوري ها براي كسب نوعي موجوديت مستقل و كشوري و پديد آمدن مسايلي بود كه هنوز هم تا حل و فصل نهايي آنها ، راه دشواري در پيش است  .  نفوذ تجدد 2 نیز در تمامی مناطق جهان نتوانسته است موضوع قومیت را به عنوان منبع ایجاد منازعات سیاسی " از اعتبار ساقط سازد ."

         جامعه ایران از لحاظ دسته بندی تشکل های قومی ، در زمره کشور های کثیرالمله یا کثیرالمله قومی که دارای بدنه تاریخی – فرهنگی مشترکی هستند ولی در عین حال از خرده فرهنگ ها 3  و نوعی گویش های فرهنگی برخوردارند ، قرار دارد . ارتباط خرده فرهنگ ها از دو سو است :

          الف – از یک طرف به موجب ارثیه ای که از زمان هخامنشیان تا به امروز در کالبد و پیکره جوامع ایرانی رسوخ داشته ، همانا سازگاری و تساهل و بردباری و همزیستی مسالمت آمیز نژادی – زبانی در کشور وجود دارد . بدین معنی که برای افراد متعلق به خرده فرهنگ ها هیچگونه مانع بازدارنده اساسی برای مشارکت در اداره عمومی – البته به معنای متداول خود – و یا میل به مقامات و مناسب مختلف وجود ندارد . به خصوص در هزار ساله گذشته به ویژه از زمان سلجوقیان به بعد بسیاری از سلسله ها و شخصیت های دیوانی و سیاسی و غیره متصف و متعلق به همین خرده فرهنگ ها بوده اند .

         ب – از سوی دیگر در این رابطه از لحاظ مذهب ، جامعه ما با نوعی نارسایی و نابردباری روبروست .

         تاريخ ايران در صد ساله اخير حاكي از آن است كه در شرايط بحران سياسي و اقتصادي كه قدرت سياسي به شدت در بحران بسر مي برد ، شاهد حركت هاي قومي فراواني هستيم كه غالبا ً در دوراني اتفاق افتاده اند كه دولت مركزي به دليل هجوم بيگانگان ، اشغال كشور و امثال آن دچار بحران بوده و در عمل حكومت چندان حضوري در جامعه نداشته است .     

        برخي از محققان خارجي تشكيل دولت ملي را به تاسيس حكومت صفويان در ايران نسبت مي دهند اما به مفهوم مدرن كلمه ، دولت ملي با پيروزي انقلاب مشروطه در ايران شكل مي گيرد . علت هم اين است كه تا اين زمان كشور ايران بر اساس پيوند هاي ايلي – قبيله اي اداره مي شد ، اما با انقلاب مشروطيت در نظام اداره كشور عنصري جديدي به نام ملت دخيل شد كه دستاورد انقلاب مشروطيت بود . انقلاب مشروطيت و نهاد هاي تاسيسي آن به يك معنا شأن مردم ايران را از رعيت به ملت كه صاحب حقوق سياسي و اجتماعي و از جمله حق دخالت در تعيين سرنوشت است ارتقاء داد .

 ماهيت سنتي قدرت در دوران قبل از مشروطيت باعث شده بود كه حكومت هاي مركزي همواره ساز و كار خاصي را در كنش خويش نسبت به حكومت هاي محلي و مركز گريز و گروه هاي قومي و ايلات و عشاير در پيش بگيرد اين كنش ، واكنش متقابل خود را در پي داشت كه در تاريخ ايران به روابط حكومت هاي محلي و مركزي تعبير شده و باعث تعاملاتي در روابط حكومت هاي محلي و مركزي گشته و نيز باعث تعاملاتي در روابط حكومت هاي مركزي و محلي و گروه هاي قومي با ساختار هاي معيشتي مبتني بر مناسبات توليدي خاص خود و ساختار سياسي قومي و ايلي و عشيره اي شده بود.

         ژان ژاک روسو می گوید : اعطای یک شخصیت ملی به یک واحد و جمعیت که از داشتن شخصیت ملی محروم است وظیفه ساده ای نیست بوجود آوردن و ابداع اقوام , مانند خلق امت ها به عوامل از قبل موجود و شرایط مناسب احتیاج دارد , در غیر این صورت ابداعات از پا گرفتن در میان جمعیت های ناشناخته , عاجز و ناتوان خواهند بود .

         قوميت از واژگاني است كه پس از انقلاب مشروطيت در ايران معاني نويني پيدا كرده و با مفاهيم كهن آن متفاوت شده است ، قوميت به گروهي با ويژگي هاي فرهنگي بنيادي چون زبان ، آداب و رسوم و ميراث تاريخي متمايز از ساير گروه هاي اجتماعي اشاره دارد كه داراي پيوستگي ها و هبستگي هاي نژادي  بوده و از منابع و منافع مشترك و تجربيات تاريخي تقريبا ً مشابهي برخوردار هستند ، برخی مفهوم قومیت را مفهومی کهن  و برخی مدرن می دانند ، گروهی بر آنند که قومیت همواره وجود داشته و باید آن را پدیده ای فراتر از نظام خویشاوندی و انسجام دهنده به یک گروه انسانی دانست که با تکیه بر گروه بزرگی از نماد ها ، باور ها و ذهنیت ها در طول زمانی بسیار طولانی شکل گرفته است ، در حالی که گروه دیگر معتقدند که قومیت بیش از هر چیز حاصل مدرنیته بوده و باید آن را واکنشی در برابر پدید آمدن دولت های ملی دانست که به ویژه در کشور های در حال توسعه عموما ً بر محور یکی از اقوام موجود در پهنه سرزمینی خود به وجود آمده اند و این امر سبب شده است که اقوام دیگر این پهنه به صورتی واکنشی نسبت به هویت قومی خود آگاهی یافته و حرکات قوم گرا و حتی جدایی طلب را آغاز کنند . گاه نیز موضوع در قالب واکنشی نسبت به دخالت های استعماری و حتی به صورت دخالتی استعماری برای تضعیف دولت های کوچک جهان سومی مطرح شده است .

         آنتونی اسمیت در مقاله " منابع قومی ناسیونالیسم " ویژگی های زیر را در مورد قومیت برشمرده است :

         الف – نام ها و اسامی نه تنها برای هویت خود یا دیگری ، بلکه به عنوان علامات نشان دهنده شخصیت جمعی ، حائز اهمیت هستند . ب – داشتن عقیده و افسانه نیاکان و اجداد مشترک ، اجتماع دارای خاطرات تاریخی باشد . ج – داشتن فرهنگ مشترک ، اجزاء فرهنگ شامل لباس ، غذا ، موسیقی ، حرفه ها ، معماری ، مقررات ، آداب و رسوم و نهاد ها می شود .  د – پیوند با یک سرزمین مشخص و معین  ه – هبستگی و وحدت منافع

         ويكتور كوزولف يكي از قوم شناسان مي گويد : قوم ، سازمان اجتماعي تشكيل يافته اي است كه در پهنه سرزمين معين قرار دارد و شامل مردماني است كه در طول تاريخ با هم پيوند اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، خويشاوندي و ... برقرار كرده اند و داراي زبان و ويژگي هاي فرهنگي ( كه شامل دين و دينداري نيز مي شود ) هستند ، پيوند هاي خويشي ، ارزش هاي اجتماعي و سنت هاي مشترك دارند .  

         قوم گرايي در فرهنگ غربي نيز وجود دارد و ويژه كشور ما ايران نيست ، ممكن است در كشوري مليت واحد ، مليت ها يا قوميت ها ي مختلف موجود باشد ، اما قوميت قديميترين شكل يا سازمان اجتماعي – سياسي انساني داراي زبان ، تبار ، فرهنگ ، تاريخ و سرزمين مشترك است كه ممكن است دولت مستقل و مليت واحدي را ايجاد نمايد ، شاخصه هاي قوميت زبان و فرهنگ است چرا كه ممكن است در طول تاريخ سرزمين تغيير كند .

         به مجموعه از این اقوام كه در درون مرز هاي يك كشور معين مي زيند و تابعيت مشترك دولت آن را دارند ملت گفته مي شود ، در هر جامعه و کشوری وجوه مشترک موجود ، ارکان و اساس ملیت قرار می گیرد ، مثلا ً در آلمان قومیت ، در سویس وطن یا سرزمین و در آمریکا تابعیت رکن اصلی ملت و ملیت را تشکیل می دهد .

         در قانون اساسي مشروطه صحبت از مسايلي به ميان آمد كه طرح آنها مي توانست در دراز مدت احساس تبعيض را در برخي از اقوام ايراني بوجود آورد . جنبش مشروطه که به سرازیری افتاد ناگهان استبداد رضا خانی سر بر آورد ، وضعيت این دوران را با ظهور دولت مطلقه در ايران برابر دانسته اند ، در این دوره مسئله قوميت ها به صورت حاد در سياست عمومي كشور مطرح شد . رضا خان اقدام به سركوب خوانين ، روساي قبايل و كانون هاي قدرت محلي كه تا اين زمان به خاطر ماهيت اداره ملوك الطوايفي كشور و ضعف دولت مركزي قدرتمند بودند ، كرد. تحرکات قومی چنان افزایش یافت که حکومت حتی به کوچ اجباری برخی اقوام نیز دست زد   .

          در دوران اشغال متفقين در جنگ جهاني دوم مسائل قومي دوباره به شكل حاد در كشور مطرح شد ، قضاياي آذربايجان و كردستان در زمره بزرگترين مسايل قومي در اين مقطع تاريخ كشورمان است .

         در این دوران قدرت هاي استعماري وقتي بر سرزميني تسلط مي يافتند توافقاتي بين خودشان در مورد حدود و مرز ها و نحوه ملاحظات اجتماعي انجام مي دادند ، استعمار در اين حالت محور اصلي نگهدارنده روابط بين اجزاء ساخت اجتماعي ( اقوام و نهاد هاي اجتماعي ) بود . آزادي از يوغ استعمار سبب پيدايش ملي گرايي خرد در اين جوامع بود ، زيرا اقوام احساس مي کردند كه مورد ستم واقع شده اند و سپس هويت و آمال خود را در طلب آزادي بيشتر ابراز مي داشتند ، به همين ترتيب واكنش دولت نيز مي توانست از شكل سازش و مذاكره تا سركوبي را در برگيرد .

         در دوران پهلوي دوم روي هم رفته مسئله قومي حادي در كشور وجود نداشت ، اما با پيروزي انقلاب اسلامي مسئله قوميت ها ، دوباره در سياست عمومي كشور چهره نمود ، بخشي از مسئله ناشي از سابقه تاريخي و محروميت هايي بود كه بر اين اقوام لااقل از جهت مسايل اقتصادي تحمل شده بود و بخشي ديگر ناشي از تحولات انقلابي آن زمان بود در هر صورت اين مسايل به دستاويزي براي شكل دهي به هويت قومي و دست زدن به آشوب هايي تبديل شد كه در اوايل انقلاب در ميان قوميت ها ديده مي شود .

اهمیت موضوع قومیت در ایران و جهان

         مشكل قوميت گرايي در كشور هاي در حال توسعه و تازه استقلال يافته وسعت و شدت بيشتري داشته و مي توان گفت كه پديده قوميت گرايي پديده اي اساسا ً داخلي در عين حال متاثر از محيط پيراموني سيستم سياسي است دوم اين كه پديده اي جهاني است كه در كشور هاي چند قوميتي در حال توسعه و توسعه نيافته از موضوعيت و حساسيت بيشتر برخوردار است .

         اهميت بسيار زياد مسئله قوميت ها در جمهوري اسلامي ايران هم اكنون نقش قابل توجهي را در توسعه و امنيت شهر ها و كشور ايفاء مي كند اين موضوع مسئله تازه اي نبوده و در بعد داخلي و بين المللي بسيار به آن پرداخته شده كه به تعدادي از آنها اشاره مي گردد .

         در قانون اساسي ج.ا. ايران با درج تعابيري چون 4  : سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان ، استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات ، موفقيت در گرو مشاركت فعال و گسترده تمامي عناصر اجتماع در روند تحول جامعه است ، رنگ و نژاد سبب امتیاز نخواهد بود ، دولت موظف به تهيه امكانات براي مشاركت عامه در روند تحول جامعه است ، دولت موظف به تهيه امكانات براي مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش است ، امور كشور به اتكاي آراي عمومي اداره مي شود ، شورا ها اركان تصميم گيري و اداره امور كشورند ، به چشم مي خورد .

         بدلیل اهمیت موضوع قومیت از دیدگاه جهانیان اعضاء سازمان ملل در منشور این سازمان وبیانیه های خویش تاکید ویژه ای بر حمایت از حقوق اقلیت های ملی ،قومی ، مذهبی ، زبانی داشته اند .

         منشور سازمان ملل و مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ديگر نهاد هاي وابسته به آن به صراحت به اين حقوق اشاره كرده اند . واپسين بيانيه از اين نوع بيانيه ويژه مجمع عمومي سازمان ملل متحد است كه در دسامبر 1992 درباره حقوق اقليت هاي ملي ، قومي ، مذهبي و زباني صادر گرديد .

         در ماده نخست اين بيانيه آمده است " هر كشوري بايد در قلمرو خود از وجود اقليت ها و هويت قومي يا نژادي و نيز از هويت فرهنگي ، ديني و زباني آنها حمايت كند و شرايطي را كه ضامن تحكيم اين هويت است فراهم نمايد . " ، اقدامات و مقررات پيش بيني شده بسيار ديگري نيز در اين زمينه براي حمايت از حقوق اقليت ها صورت پذيرفته است 5.

چگونگی روند رشد احساسات قومی

         رشد احساسات قومي بر پايه تفاوت هاي زباني ، در صورت عدم ايجاد ساختار ها و نهاد هاي مناسب براي اداره كشور ها بر پايه نوعي پلوراليسم  6 قومي ، خود مي تواند عاملي در جهت تجزيه بسياري از كشور هاي موجود جهان باشد . در جهان كنوني پنج هزار ( و به قولي ده هزار ) زبان جداگانه وجود دارد و اگر هر يك از گروه هاي قومي جهان كه به زبان خاص خود سخن مي گويد ، قصد آن كند كه تشكيل يك دولت ملي جداگانه بدهد – جهاني كه در آينده شاهد آن خواهيم بود – به طبع چنين جهاني بسيار متفرق تر خواهد بود . با توجه به اين تحولات برخي تحليل گران سياسي پيش بيني مي كنند كه تا سال 2000 ، سيصد كشور مستقل در سازمان ملل كرسي خواهند داشت .                  

         بسياري از كشور هايي كه در گذشته با پشت سر گذاشتن يك فرايند سخت و دردناك ملت سازي تولد يافته اند ، اكنون به عنوان يك واحد ملي زير سؤال رفته اند ، آماج قوم گرايي و جدايي طلبي آنها را فرا گرفته در واقع ده درصد كشور هاي جهاني را مي توان به لحاظ قومي همگن يا يكدست محسوب كرد . در بقيه كشور ها به طور عموم چندين گروه قومي يا زباني در كنار هم زندگي مي كنند . به نظر مي رسد الگوي فرانسوي يا ژاكوبن مليت كه عضويت در يك ملت خاص را امري سياسي و حقوقي مي داند ، بيش از پيش جاي خود را به الگوي مليت ، يعني تعلق به يك قوم يا فرهنگ با ريشه خوني و تبار مشترك داده است .

         روند نوسازي در شرايط جهاني شدن بازار هاي اقتصادي و ارتباطات همگاني خود ، موجد پيدايش پديده قوم گرايي و جستجو براي هويت هاي قومي بوده است .

         بر اساس تعريف علماي انسان شناسي ، قوم آن گروه انساني است كه فرهنگ خاص خود را دارد و مذهب بخشي از فرهنگ هر گروه انساني است و قوميت به خودآگاهي سياسي گروه هاي مختلف زباني ، مذهبي و نژادي در يك سرزمين نسبت به هويت خود تعبير شده است . 

        دكتر حميد احمدي در نشست " قوم شناسي سياسي ايران " در اين باره گفته است : اختلافات قومي و تشكيل احزاب سياسي قومي و نژادي در ايران منشاء سياسي دارند و از زماني مطرح شده اند كه مديريت مدرن از زمان سلطنت رضا شاه روي كار آمده است . از نظر وي اين پديده منشاء كهن ، فرهنگي و سنتي ندارد و محصول خواست هاي سياسي مدرن است .

         اقوام در ايران تا زماني كه حكومت كشور به شكل سنتي اداره مي شد داراي قدمت ، نفوذ و تسليحات محلي بودند . روساي قوم هاي كرد ، ترك ، بلوچ ، عرب و ... اسلحه داشتند و بر طايفه هاي زير نفوذ خود به شيوه ارباب و رعيتي حكومت مي كردند و داراي اختيارات محلي بودند . اين اقوام اگرچه خراج و ماليات از طوايف خود جمع مي كردند و به دربار حكومت مركزي مي فرستادند اما از هر نظر تام الاختيار بودند . اين رابطه ميان مردم و روساي قوم بر اساس شناخت هويت قومي و تاكيد بر آن نبوده است و يك رابطه سنتي ارباب و رعيتي بوده است .

          در اسناد تاريخي ، وقايع بسياري ثبت شده است مبني بر اين كه مردم طوايف يك قوم از جور رييس قوم خود به حكومت مركزي تظلم برده اند ، نمونه آن تظلم بردن نمايندگان قوم بلوچ نزد احمد شاه قاجار از دست رييس قوم بلوچ  " دوست محمد خان "  ، اين مسئله در كردستان و خوزستان هم اتفاق افتاده است .

         اسناد تاريخي نشان مي دهد كه هويت ايلي و طايفه اي ، برتر از هويت قومي بوده است و چيزي به نام آگاهي قومي با تكيه بر زبان ، آداب ، رسوم ، نژاد و سمبل هاي قومي وجود نداشته است اين آگاهي قومي پس از جنگ جهاني دوم و شروع مستقيم دخالت هاي خارجي بر اقوام ايران ، به مردم و روساي قبايل القاء مي شود .

         اين اقوام ناگهان سعي مي كنند كه يك ناسيوناليسم منسجم تاريخي قديمي كه ريشه در دوران كهن دارد را تصوير كنند . در حالي كه واقعيات تاريخي اين نظريه پردازي ها را تاييد نمي كند .       

چگونگی شكل گيري قوميت

         برای تبلور قومیت شرایط زیر را لازم می دانند :

         الف – بدست آوردن یک تکه زمین مشخص حتی اگر مردم یا بخش قابل توجهی از آنها از وطن تبعید شوند , احساس تعلق مردم به آن سرزمین به عنوان وطن مانند ارامنه دیاسپورا و یهودیان

          ب – توالی و پیوستگی نبرد با عده ای از دشمنان معمولا ً فرسایشی بین کشور ها به حرکت سالانه جمعیت ها در فصل تابستان و تقویت و پرورش احساس جمعی منجر می شد .

         ج – برخی اشکال مذهب سازمان یافته برای تربیت متخصصان و کارشناسانی در امر ارتباطات و وقایع نگاری همانند پیدایش آداب و رسوم و مراسم عبادی که موجب استمرار و پیوستگی جوامع قومی می گردید .

         د – تقویت افسانه ای دال بر " برگزیدگی قومی " ، درک عامه از برگزیدگی از نوع مذهبی در ذات و فطرت به عنوان یک منبع پایدار داخلی در تحمل عذاب ها و رنج هایی که بسیاری اقوام - به ویژه اقلیت های قومی - با آنها روبرو بوده اند ، اثبات شده است .

         ه – چهار شاخص به عنوان عناصر شناخت و تميز يك گروه قومي دانسته شده است : 1 – بيولوژي  2 – فرهنگي  3 - زباني 4 – ساختاري

         درباره چگونگي شكل گيري قوميت  سياسي و بسيج قومي چهار نظريه زير وجود دارد :

         1 - نظريه استعمار داخلي : قومي ، قوم ديگر را تحت ستم قرار مي دهد تا امتيازات اقتصادي و صنعتي در دست قوم غالب بماند ، اين مسئله مي تواند باعث بسيج قومي شود . بنابر اين نظريه برخي مطرح مي كنند كه قومي به نام فارس بر ديگر اقوام تسلط پيدا كرده است و به آنها ظلم كرده است و حالا اين اقوام حق مسلم حكومت خود مختار خود  را مي خواهند .

         دكتر امان اللهي يكي از انسان شناسان ايران در اين باره مي گويد : ما در ايران فارس داريم ، زبان فارسي هم داريم ، اما قوم فارس نداريم ، زيرا به فرض اين كه اين نظريه را بپذيريم از زمان سلجوقيان به اين طرف ، هميشه قوم ترك بر ايران حكومت داشته است ، در زمان پهلوي هم خود رضا شاه نيمه ترك و مادرش قفقازي بود ، فرح ديبا نيز تبريزي بود ، بدين ترتيب درك ستم قومي در ايران اساسا ً مشكل است در مورد عقب ماندگي هاي اقتصادي از سوي قوم فارس به اقوام ديگر هم بايد گفت برخي از مناطق فارس از نظر اقتصادي و صنعتي بسيار عقب تر از مناطق اقوام ديگر است. 

         2 - نظريه انتخاب عقلايي : امروزه اين نظريه از محبوبيت زيادي نزد جامعه شناسان برخوردار است ، زيرا بر اساس رفتار عقلايي انسان ها شكل مي گيرد .

         می توان گفت ، نظريه هاي مبتني بر انتخاب عقلايي ، از تبيين جنبش هاي مذهبي به كلي عاجزند و موارد نقض فراوان نشان مي دهد كه اين جنبش ها را نمي توان در قالب تنگ محاسبات سود و زيان محصور كرد . در عين حال این نظریات مي تواند در تبيين حركات قومي مفيد فايده واقع شود.

         دكتر هوشنگ امير احمدي يكي از كارشناسان قوم شناسي نيز معتقد است كه مسئله قوميت در ايران در نيمه دوم سده بيستم با اين تئوري منطبق بوده است .

         3 - نظريه بسيج منافع : منابعي در منطقه اي وجود دارد و سياسي شدن قومي در واقع پديده اي است براي كسب و تصرف آن منابع

         4 - نظريه نخبگان و روشنفكران : روشنفكران و نخبگان هستند كه جنبش هاي قومي و ملي را شكل مي دهند .

          دكتر حميد احمدي مي گويد ، شناخت سه متغير زير براي تشخيص وضعيت سياسي اقوام ايران ضروري است و در نهايت نتيجه مي گيرد كه در ايران چيزي به نام " پافشاري بر هويت قومي " وجود نداشته است .

         1 - يكي از اين متغير ها ظهور دولت مدرن از كودتاي 1299 شمسي و ظهور رضا شاه پهلوي  ، ايجاد بروكراسي و ديوان سالاري دولتي و تشكيل ارتش مدرن است ، با ايجاد دولت مدرن اقوام و عشاير خلع سلاح شدند و دولت از قوه قهريه خود استفاده كرد و نخبگان و حكمرانان محلي را از صحنه به در كرد.

         2 -  متغير بعدي بحث روشنفكران و نخبگان است كه همواره در راه اندازي گروه هاي قومي سياسي نقش موثري داشته اند ، حتي امروز هم خواسته هاي قومي ، همان خواسته هاي نخبگان و روشنفكران است نه خواسته هاي عامه مردم ، نخبگان الزاما ً نخبگان قومي يعني متعلق به همان قوم و نژاد نيستند بلكه برخي روشنفكران و نخبگان مركز كشور هستند . مانند برخی گروه ها یا احزاب كه نقش اساسي در طرح گفتمان قومي معاصر در كردستان و تركمن صحرا  داشته و اين اقوام را به پافشاري بر فرهنگ و زبان و نژاد قومي تشويق كرده اند ، روشنفكران و نخبگان مركز در پي كسب قدرت و جامه پوشي به آرمان هايشان در دولت رضا خان بودند دولتي كه ويژگي اساسي اش اقتدار گرايي بود و دموكراسي و كانال هاي دمكراتيك و چرخش نخبگان را فراهم نمي آورد در نتيجه نخبگان براي مقابله بسيج قومي را تحريك كرده تا حمايت سياسي و بسيج رأي را به سوي خود سوق دهند .

         3 -  متغير سوم مسئله نظام جهاني اين نظريه اساسا ً سياسي ، خواستار تفرقه اندازي در كشور ها بوسيله طرح قوميت سياسي و استقلال اقوام بوده است ، طراحان اين برنامه براي كشور هاي خود خواستار اقتدار و استقلال اقوام داخل كشور نيستند بلكه به دنبال يكپارچگي دولت مدرن هستند اما آنها براي كشورهايي مثل كشور هاي خاورميانه اين را نمي خواهند و مدام مسئله قدرت و استقلال اقوام را دامن مي زنند ، در حاليكه اين عدم يكپارچگي در كشور ها باعث اختلال و تشنج و كشمكش و در نهايت بي ثباتي در خاورميانه مي شود كه به طور قطع طراحان اين نظريه را نيز دچار مشكل خواهد كرد ، به ويژه در مورد مسئله نفت .

قوميت از ديدگاه پژوهشگران

         در سال هاي اخير تحقيقات گسترده اي توسط پژوهشگران و دست اندركاران مسايل قومي در اين خصوص انجام گرفته است ، هريك از محققان با پرداختن به زوايا ، ابعاد و اجزاء سعي در تبيين اين موضوع داشته و در كنار اين مباحث درباره علل و زمينه هاي بروز منازعات قومي نيز به تحقيق پرداخته و با ديدگاه هاي خود اظهاراتي را نسبت به توسعه و بحران هاي قومي ارائه داده اند .

         در توضيح و تشريح رابطه ميان توسعه و درگيري هاي قومي در جوامع مختلف در دوران معاصر پرسش هايي در ذهن بوجود مي آيد كه سبب درك بهتر و دقيق تري از اين مفهوم مي گردد در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي شود :

1 - چه رابطه اي ميان توسعه و درگيري هاي قومي وجود دارد ؟

2 - آيا فرايند نوگرايي موجب استحاله ، ادغام و كم رنگي هويت هاي قومي مي گردد ؟

3 - آيا حركت به سمت مدرنيزه كردن كشور ، رشد هويت قومي را بدنبال خواهد داشت ؟

4 - آيا درخواست گروه هاي قومي براي كسب جايگاه بهتر در هرم قدرت سياسي ، ثروت و مرتبه اجتماعي آنها را افزايش خواهد داد ؟

5 - دوران گذار چه تاثيري بر مناسبات قومي بر جاي خواهد گذاشت ؟

6 - سرانجام درگيري هاي قومي در مرحله فرانوگرايي چگونه خواهد بود ؟

7 - ستيزه هاي قومي در چه شرايطي افزايش پيدا خواهند كرد ؟

         با پاسخ به پرسش هاي بالا و دسته بندي نظريه ها ي انجام شده ، چهار مرحله قابل شناسايي است كه هر يك در صدد پاسخگويي به پرسش هاي طرح شده هستند كه جهت روشن شدن بيشتر و تحليل موضوع به تشريح اين چهار مرحله مي پردازيم :

         1 - مرحله سنتي       2 - مرحله هاي جديد      3 - مرحله گذار     4 - مرحله فرانوگرايي

مرحله سنتي

         تا چند دهه گذشته ، بيشتر پژوهش هاي انجام شده درباره فرايند توسعه ، تكيه و تاكيد بر هويت هاي قومي را ويژه جوامع عقب افتاده مي دانستند ، و اعتقاد داشتند جوامعي كه از لحاظ تركيب اقتصادي و اجتماعي در مراحل عقب مانده تري هستند در اين باره با مشكلات بيشتري روبرو هستند .

         اعتقاد گروهي از جامعه شناسان و نظريه پردازان توسعه و نوسازي ، در تجزيه و تحليل ها و مقايسه هاي خود از جامعه سنتي و جامعه صنعتي بر اصول زير بود :

         الف - تفاوت ها و اختلافات قومي در روند مدرنيزه شدن بتدريج رنگ خواهد باخت .

         ب - نقش هاي كاركردي مهمتر از نقش هاي ناشي از وفاداري ها و علايق سنتي خواهد شد .

         ج - منافع عمومي وخصوصي در عمل بر اصول سنتي پيشي خواهند گرفت .

         د - مذاكره و گفتگو شالوده زندگي سياسي خواهد شد .

         ه - مدارا و و تحمل به شكل كثرت گرايي در جهت احترام به خرده فرهنگ هايي كه وحدت ساز شده اند ، غلبه خواهند كرد .

         و - دستيابي به دموكراسي ، رشد صنعت ، كسب رفاه اقتصادي و بالا رفتن سطح تحصيلات به از ميان رفتن حساسيت هاي قومي كمك خواهد كرد .

         ز - تا زمان تسلط پارادايم 7  نوسازي بر علوم اجتماعي شيوه ای سازماندهي مي شد كه فرايند تغيير اجتماعي از سنتي به مدرن ، از ساده به پيچيده و از خاص گرايي به عام گرايي بوده است ، در اين چارچوب موضوعات قومي ، موضوعي متعلق به خاص گرايي يا ماقبل مدرن است كه فرايند نوسازي در حال كنار گذاردن آن است.

         ح - اگر الگو هاي غالب سر برآورند به آنها به مثابه "مانع تغيير" يا نتيجه "نوسازي ناقص" نگريسته مي شود و به همين خاطر اهميت آنها نزد نظريه پردازان اصولا ً ناچيز است .

         ط - اصولا ً عقب افتادگي هاي اقتصادي و صنعتي ، فقدان رشد سرمايه داري ملي و بازاري يكپارچه و ملي موجب بقاي بازار هاي محلي و منطقه اي محدود در ميان اقوام خودي شده است ، ناتواني سرمايه داري ملي در گشودن بازار هاي داخلي و فقدان تقسيم كار منطقه اي با سلب امكان توليد انبوه از سرمايه داري داخلي ، در عمل به استمرار اين ناتواني كمك كرده است .

         هربرت اسپنسر از ديدگاه مكتب تكامل اجتماعي معتقد است كه فرايند تكامل اجتماعي حركت به سوي پيچيدگي يا از وحدت به كثرت است به نظر او جامعه انساني با گذشت زمان "از توحش به تمدن " و طي مراحل خاصي به حالت كنوني رسيده است و بطور كلي جوامع انساني داراي روح ستيزه جويي و جنگجويي هستند و تنها با قدرت يافتن صنعت ، آرامش بر جامعه سايه مي افكند .

         اسپنسر جوامعي را كه رابطه سازگارانه دارند ، جوامع صنعتي يا كوشا و نوع ديگر كه رابطه ستيزه جويانه دارند جوامع جنگجو مي نامد .

قوميت ها در ايران از ديدگاه نظريه پردازان سنتي

         نظريه پردازي هاي سنتي با تكيه و تاكيد بر دوران پهلوي به ويژه اقدامات رضا خان در پايه ريزي دولت مدرن و قدرتمند مسايلي چون : از بين بردن رقباي سياسي ، خلع سلاح قدرت هاي مستقل منطقه اي و خاتمه بخشيدن به نظام ملوك الطوايفي ، سركوب علايق و تحركات مركز گرايانه ، سياست تخته قاپو 8 كردن ايلات و عشاير كشور ، توسعه شهر نشيني ، برقراري نظام آموزش همگاني و نظام وظيفه عمومي در استقرار ساخت و بافت بوركراتيك و خلق يك بازار ملي را عامل استحاله اقليت هاي قومي در درون هويت ملي و موجب كاهش منازعات قومي مي دانستند .

         در واقع تحركات گريز از مركز از ناحيه گروه هاي قومي – منطقه اي در دهه دوم قرن بيستم در مناطق مختلف كشور نظير گيلان به رهبري ميرزا كوچك خان جنگلي ، تبريز به رهبري شيخ محمد خياباني ، كردستان به وسيله سيمتقو و در جنوب شيخ خزئل به رغم تفاوت هاي ماهوي معلول شكست انقلاب مشروطه در برآورده سازي دو هدف عمده مشروطه خواهان يعني آزادي و توسعه بوده است .

         از اين ميان آزادي به هرج و مرج و توسعه به تشديد فقر و تنگدستي مردم انجاميد در چنين شرايطي رضا خان با طرح برقراري امنيت عمومي و با سركوب گروه هاي قومي - منطقه اي به كسب قدرت سياسي پرداخت و در فرايند استقرار قدرت مطلقه خود ، آزادي را به قربانگاه شبه مدرنيسم فرستاد ، به عقيده نظريه پردازان سنتي اين شبه مدرنيسم در همه حال كاهش منازعات قومي را به دنبال داشته است .     

 مرحله جديد

      &n

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:اساطير در ادبيات ايران, :: 9:16 ::  نويسنده : سروش نیا

رد پاي اساطير در شعر فارسي ، خاستگاه انديشه ها

          داستان شعر در ايران به دوران قبل از اسلام يعني زمان سروده شدن يشت ها و گاثا هاي زردشت باز مي گردد ، كه در نهايت فصاحت و بلاغت و از لحاظ آهنگ كلام و معني و محتوا فوق تصور و انديشه و گفتار است ، اين اشعار در ابتدا به صورت سينه به سينه بين مردم منتقل شده و پس از اختراع خطي به خصوص براي آن ، به صورت مكتوب ارائه شده است .

         رد پاي اسطوره در هنر هاي مختلف چون شعر ها ، روايات نثري ، نقالي و پرده خواني بازنمود دارد ، روتون مي گويد : اسطوره چيزي نيست جز دانش يا تاريخ ابتدايي يا تجسم تخيلات ناخود آگاه يا هر راه حل ديگري كه فعلا ً مطلوب باشد . اساطير براي نويسنده وسيله شناخت است كه مانند راهنماي بزرگي از علائم كه به اشكال گوناگون درست شده و هدف آن بيدار كردن خاطرات و كشف و شهود ژرف است تا انسان را به سوي معرفت و آگاهي رهنمون كند .

         اساطير نشان دهنده فرهنگ و نحوه تفكر مردمان در دوران هاي كهن است . زبان گوياي تاريخي است از دوران هاي پيش از تاريخ ، سخنگوي گرانبهايي است كه از دل خاك ها بيرون كشيده  مي شود يا در دل سنگ ها و كوه ها يافت مي گردد . اساطير نماينده تداوم زندگي فرهنگي يك ملت و به نوعي تاريخ آن است ، اسطوره را بايد داستان و سرگذشت مينويي دانست كه معمولا ً اصل آن معلوم نيست و شرح عمل ، عقيده ، نهاد يا پديده اي طبيعي است به صورت فراسويي كه دست كم بخشي از آن از سنت ها و روايت ها گرفته شده و با آيين ها و عقايد ديني پيوندي ناگسستني دارد ، در اسطوره وقايع از دوران اوليه نقل مي شود ، شخصيت هاي اسطوره را موجودات مافوق طبيعي تشكيل مي دهند و همواره هاله اي از تقدس ، قهرمان هاي مثبت آن را فرا گرفته است . اسطوره گاهي حوادث به ظاهر تاريخي را روايت مي كند اما آنچه در اين روايت ها مهم است صحت تاريخي آنها نيست بلكه مفهومي است كه شرح اين داستان ها براي معتقدان آنها در بر دارد و همچنين از اين جهت كه ديدگاه هاي آدمي را نسبت به خويشتن و جهان و آفريدگار بيان مي كند داراي اهميت است .

 اسطوره واكنشي از ناتواني انسان در مقابله با درماندگي ها و ضعف او در برابر آرزو ها و ترس او از حوادث غير مترقبه است . قدرت تخيل ، نهايت فعاليت خود را در اين زمينه انجام مي دهد . خدايان به اين ترتيب خلق مي شوند و سپس به شهرياران و پهلوانان زميني تبديل مي شوند و گاهي به عكس از شخصيتي تاريخي يا قهرماني معمولي ، موجودي اسطوره اي شكل مي گيرد . به اين صورت كه همه ويژگي هاي يك موجود خارق العاده را به او نسبت مي دهند و به تدريج با اين ويژگي ها ، قهرمان از صورت موجود بشري عادي خارج مي شود . از سوي ديگر ، اسطوره تجسم احساسات آدميان است به گونه اي ناخودآگاه براي تقليل گرفتاري ها يا اعتراض به اموري كه براي ايشان نامطلوب و غير عادلانه است و چون آن را تكرار مي كنند آرامشي به آنها دست مي دهد . تكرار اين داستان ها كه در قالب نوعي آيين ديني برگزار مي شود به آنها حقانيت و واقعيت مي بخشد . داستان هاي كهني مربوط به هزارها سال پيش مردم سرزمين ما به طور شفاهي و سينه به سينه نقل شده تا سرانجام به صورت نوشته در آمده است . اين نوشته ها تصويرهايي به دست مي دهند از دوراني كه نه تاريخ و نه باستان شناسي مي تواند درباره آنها قضاوت كند و جاي پاي آنها را فقط در اسطوره ها مي توان يافت .

         ادبيات سرزمين ما همانند ادبيات ساير ملل از بطن مردم جامعه و فرهنگ عمومي آنان برخاسته است و اساطير بخشي از آن محسوب مي شوند . پهلوانان حماسي در اساطير به صورت خدايان اسطوره اي جلوه نموده و سپس در حماسه ها به كالبد انساني درآمده اند ، خدايان اسطوره اي به دو شكل در حماسه ها حضور دارند : 1 – گاهي خود مستقيما ً به دنياي حماسه پاي مي نهند و در جريان حوادث تاثير مي گذارند .  2 – گاهي نيز خدايان بخشي از كاركرد هاي اسطوره اي خود را به قهرمانان و پهلوانان حماسه مي بخشند . اساطير ملل در گذشته هاي دور با هم تعامل بسياري داشته اند و بديهي است كه بر روي هم تاثيرات بسياري گذاشته اند و اين تاثيرات بعد ها در حماسه نيز وارد شده است .

         فردوسي در عهد غزنويان به ويژه سلطان محمود غزنوي مي زيست اهل خراسان و از نجيب زادگان و فرهيختگان جامعه بود . فردوسي سخت در پي پژوهش روزگار نخست و گردآوري شاهنامه ها و منابع اساطير و حماسه هاي تاريخ باستان ايران بوده است ، قهرمانان در شاهنامه زنان و مرداني رزم آور دلير و در قلمرو سياست بازيگري آشكار هستند . در جستجو هاي اساطيري در ادبيات مي توان شخصيت هايي چون : رستم ، كيخسرو ، بيژن ، توس ، گيو ، اسفنديار رويين تن ، رخش ، سيمرغ ، ديو سپيد را يافت كه در شاهنامه فردوسي از آنها نام برده شده است .

         سيمرغ در شاهنامه فردوسي يك پرنده افسانه اي است كه قدرت ماورا طبيعي دارد و در داستان تولد زال و داستان هاي زال با پرهايش رستم نقش مهمي ايفا مي كند .

         ضحاك در اساطير هيولايي به نام اژي دهاك است كه در شاهنامه ابتدا انساني محترم و شريف است اما وقتي به دام اهريمن مي افتد و ابليس بر شانه هاي او بوسه مي زند ، ناگهان دو مار سياه از شانه هاي او سر بر مي اورند كه وي ناچار است براي تغذيه آنها همه روزه مغز آدميان را فراهم كند و قطع سر اين مار ها نيز بي فايده است ، زيرا هر بار سري تازه به جاي آن مي رويد .

         رستم و خانواده اش يكي ديگر از مظاهر اسطوره و افسانه در ادب ايران و در شاهنامه فردوسي هستند .

         اسفنديار نيز يكي ديگر از مظاهر اسطوره در ادب فارسي و اشعار شاهنامه فردوسي  است كه رويين تن است .

         رخش در شاهنامه حيواني اسطوره اي كه در بيشتر داستان هاي رستم در كنار اوست و فردوسي در ابتداي شاهنامه داستاني مفصل در مورد تلاش رستم براي يافتن اسبي مناسب وزن و رزم خود را به آن اختصاص داده است .

         پس از شكست ايرانيان از اعراب و اختراع خطي كه برگرفته خطوط عربي است ، ادب فارسي و شعر با سنت حمايت دربار دولت هاي وقت رو به رشد وشكوفايي گذاشت ، شعر فارسي در سرزمين خراسان و ماورالنهر در  دوران طاهريان و سامانيان و نيز در دربار يعقوب ليث صفاري در سيستان آغاز به رشد كرد و ريشه دوانيد . اين سخن مشهور از يعقوب ليث صفاري است كه به شاعران عرب سراي خود گفت : " به زباني كه من اندر نيابم ، چرا بايد گفتن !!! "  

         نظامي عروضي در چهار مقاله مي گويد : پس از اين جمله بود كه شاعران به سرودن قصايد فارسي پرداختند و اين سنت با پيدايي شاعران بزرگي تداوم يافت . به هر حال مجموعه ويژگي هاي زباني يعني وجود واژگان كهن و شرقي زبان فارسي و نيز ساختمان نحوي زبان و وجود نكات گرامري كهني كه در شعر شاعران قرن سوم هجري برخاسته از خراسان بزرگ و سيستان منعكس است ، سبكي را در شعر فارسي ايجاد كرده كه به سبك خراساني مشهور شده است .

         مديحه و قصيده كهن ترين شكل سخن دري است كه در دوران اميران ساماني بالندگي بسيار يافت و به انسجام و قوام رسيد و با صنعت هاي بديع و بيان آراسته شد و از نظر مضمون هاي گوناگون عشقي ، عاطفي ، فرهنگي ، اخلاقي ، اجتماعي ، ديني و ... گسترش يافت . از اين دو شاعران نامداري مانند رودكي پدر شعر فارسي و بزرگترين شاعر ايراني ، ابوشكور بلخي ، مسعود مروزي ، ابو طاهر خسرواني ، ابو طيب مصعبي ، رابعه دختر كعب قزداري و ده ها شاعر و سخنور در اين دوران در ميدان سخن قد برافرازند .

         اين مكتب شعري ، همراه با جابجايي هاي سياسي و فرهنگي و با برآمدن و تسلط سلسله هاي گوناگون ترك و انتقال قدرت به نواحي مركزي و شمالي و رواج زبان فارسي در اين مناطق ، سر منشاء سبك جديدي به نام سبك عراقي شد ، اساس سبك عراقي شبيه سبك خراساني است با اين تفاوت كه در آن واژه هاي عربي فراوان تر شده و واژه هاي علمي ، حكمي ، فلسفي ، ديني ، نجومي و پزشكي در آثار شاعران وارد شده است ، شاعران برجسته اين سبك انوري ، سعدي ، حافظ ، مولوي ، خاقاني شرواني ، قطران تبريزي و نظامي گنجوي هستند .

         از دوران صفويه به بعد ( اوايل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم ) سبك تازه اي در شعر فارسي به نام سبك هندي به وجود آمد كه نتيجه اتفاقات و دگرگوني هاي سياسي و ديني بود ، اكثر شاعران فارسي زبان هند و آسياي مركزي وآسياي صغير پيرو اين سبك بودند . ويژگي هاي مهم سبك هندي سادگي زبان و نزديكي زبان شعر به زبان عامه مردم بود و علت آن دور شدن شعر از حوزه هاي ادبي و محافل اشرافي و دربار بود ، اگرچه نخست هدف اين سبك شعري گريز از تقليد و تكرار مضامين كهن و در جستجوي مضامين و دورنمايه هاي تازه بود اما بعد ها مضمون بافي ها و تاكيد بر پيچيدگي هاي لفظي و كنايي و تصويري و تشبيهات پر ابهام و بي مورد و مبالغه در مضمون يابي هاي دور از ذهن باعث سقوط شعر فارسي شد . اين مكتب با شاعراني مانند اهلي شيرازي و وحشي بافقي آغاز شد و مي توان ابيات برخي شاعران به ويژه صائب تبريزي و بيدل دهلوي را از معدود ابيات زيبا و دلنشين اين دوره دانست .

         بهار در معرفي سبك هاي شعر فارسي مي گويد : سبك هندي ، سبك تازه اما بي اندازه ضعيف است . براين اساس شاعران دوره زنديه و اوايل دوران قاجار به فكر بازگشت ادبي و رجوع به سرچشمه هاي شعر فارسي مانند سبك خراساني و سبك عراقي كه يادآور دوران طلايي شعر فارسي بود ، افتادند و آن را سر لوحه كوشش ها و زبان ورزي هاي شاعرانه و زيبا شناسانه ادبي خود قرار دادند ، اين نهضت ادبي از زمان حكومت آرام كريمخان زند به علت اين كه در اين دوران مراكز علمي و ادبي در نواحي مركزي و جنوبي ايران بود ، به ويژه در شيراز و كاشان رشد كرد .

         نشاط اصفهاني انجمني به نام انجمن نشاط به قصد احياي سبك هندي داير كرد در اين مكتب ابهام و پيچيدگي رو به صراحت و سادگي و استحكام و سلاست و فصاحت شعر سبك خراساني و عراقي آورده و سرمشق كار شاعران قرار گرفت و شعر آماده بيان مضامين جديد شد و اينچنين شاعران دوران مشروطيت نيز از حاصل تجربيات شاعران دوره بازگشت برخوردار گشتند ، اگرچه مضمون كار اكثر شاعران سبك بازگشت همان مضامين قديمي و تكراري بود اما شاعراني چون فتحعلي خان شيباني و ميرزا ابوالقاسم فراهاني با مضامين اجتماعي و سياسي و يا يغما جندقي با سرودن هجويه ها و انتقاد هايش به شيوه خويش بر شاعران دوره بعدي خود بي تاثير نبوده اند .

         انتشار و طرح نظريات متفكران و منتقدان ، رواج بيانيه ها و بحث هاي ادبي زمينه ظهور شاعراني چون : علي اكبر دهخدا ، محمد تقي بهار ، ايرج ميرزا و ... و سرانجام علي اسفندياري يعني نيما يوشيج را فراهم آورد .

         در اين دوران شاعران شعر خويش را به عنوان مهمترين رسانه فرهنگي عصر در خدمت آرمان ها و هدف اجتماعي و سياسي خود قرار داده و مضامين جديد ، لحني انتقادي اجتماعي داشته و راوي و بيانگر برخي افكار و انديشه هاي تجدد خواه و منادي درخواست ها و مطالبات آزادي جويانه و قانون خواه مردم و شاعران بودند و قدرت مطلقه استبداد و خرافات را به باد انتقاد مي گرفتند و بدين ترتيب شاعران طي يك دوره صد ساله سنت شعر كلاسيك فارسي را در دو مكتب خراساني و عراقي احيا كرده و نام سبك بازگشت را بر آن نهادند و از همين سنت زباني و ادبي بود كه شاعران مشروطيت بهره مند شدند .

         كوشش هايي نيز در زمينه نوآوري در قالب ، از سوي برخي از شاعران دوره مشروطيت دنبال شد كه دو شاعر بيش از سايرين در اين خصوص تلاش كردند نخستين كوشش از سوي سيد اشرف گيلاني مشهور به نسيم شمال كه كمابيش متاثر از شعر هاي عاميانه دهخدا و شعر هاي تركي آذري ميرزا علي اكبر صابر بود و پس از او ميرزاده عشقي كردستاني است كه قالب عاميانه و كلاسيك و زبان فصيح و رسايي سبك خراساني را مورد توجه قرار داد و منظومه هاي نمايشي در ايران را كه از ابتكارات اوست ، ارائه نمود . بهار از شاعران اين دوره به قصايد كلاسيك سبك خراساني و سبك بازگشت نظر داشت و چند تصنيف زيبا نيز به موسيقي ايران عرضه كرد .

         در مضامين دوره بازگشت در شعر شاعران دوره مشروطيت در زمينه هايي چون : قانون ، آزادي ، حاكميت ملي ، وطن ، فرهنگ و تعليمات مدرن ، نقد فرهنگ و اصول اخلاقي كهن و مبارزه با خرافات بود ، ارائه شده و در غزليات معشوق غزل سنتي جاي خود را به وطن و آزادي داده ، استبداد را رقيب  يا دشمن ، و بهار و چمن و بلبل و گل را نويد آينده بهتر و نماد وطن آزاد و آرماني دانسته شده است .

         بنابرين بي شك مفاهيمي كه قدما به عنوان مثال از كلمه وطن در نظر داشتند با مفاهيمي جديد تفاوت داشت . شاعران اين دوران مجموعه فنون و ظرايف شعري ( غزل ، قصيده ، مثنوي و قطعه ) را پشتوانه آرمان ، آزادي عدالت و قانون خواهي و ميهن پرستي كرده و همه دانش زباني و قدرت سخنوري خود را در مبارزه با ستم و استبداد و ستايش آزادي به خدمت گرفتند .

         ايرج ميرزا از شاعراني بود كه با قالب مثنوي و قطعه ، اديبانه به سادگي نويسي محكم و سليس و روان به شيوه سهل و ممتنع مسايل سياسي دوران خود را به طنز و نقد مي كشيد و گرايش او در به كار بردن كلمات بيگانه از ساير شاعران بود .

         به طور كلي به نظر متفكران و شاعران ، تحول و تغيير  در باور ها و انديشه ها و احساسات و عواطف جامعه در زمان حاضر باعث شد تا افراد جامعه وادار شوند ابتدا ساختار بيروني را بشكنند و نهاد هاي موجود در جامعه را دگرگون كنند ، از اين جهت شعر به عنوان يك شيوه بيان خاستگاه آن انديشه ها ، ارزش ها ، احساسات و تخيل شده كه ناگزير تحت تاثير انقلاب ها و نهضت ها در جامعه قرار مي گيرد و به قولي :

                 هر بناي كهنه آبادان كنند                بايد اول كهنه را ويران كنند  

منابع

تاريخ اساطيري ايران ، ژاله آموزگار ، انتشارات سمت ، 1374

تركي در شعر فارسي پيش از دوران مغول ، پرفسور تورخان گنجه اي ، مقاله اينترنت

اسطوره تصاوير مه آلود تاريخ ، حسن گوهر پور ، مقاله اينترنت

 اسطوره در شعر اخوان  ,   www.irannewspaper.ir/1386       

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:هوميوپاتی , :: 9:15 ::  نويسنده : سروش نیا

هوميوپاتی يا طب آلترناتيو

نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 13:16 شماره پست: 20

" هوميوپاتي"

گردآورنده : بهروز سروش نيا

         غير از پزشكي رايج حدود 30 نوع سيستم مداوا وجود دارد كه در سرتاسر دنيا افراد زيادي براي درمان از آن ها استفاده مي كنند به اين نوع پزشكي آلترناتيو مي گويند كه يكي از آن ها هوميوپاتي است .

         هوميوپاتي 1 كه نوعي درمان است به سال 468 تا 377 قبل از ميلاد باز مي گردد ، هوميوپاتي از زمان بقراط پدر دانش پزشكي يونان باستان رواج داشته است اما تا پيش از كار هاي ساموئل هان مان 2 پزشك آلماني ( 1843 - 1755 ) كاربرد علمي نداشت او در آوريل 1755در شهر ميسن آلمان به دنيا آمد ، او به بيش از 5 زبان دنيا تسلط كامل داشت و بيشتر وقت خود را به ترجمه متون و تحقيق مي گذراند .

         هان مان در كتابي خواند گياه گنه گنه مالاريا را درمان مي كند اين جمله برايش قابل پذيرش نبود ، او مقداري گنه گنه را خورد و با شگفتي مشاهده كرد كه علايم خاص بيماري مالاريا در وي ايجاد شد با تكرار مشاهدات و آزمايش ها مشاهده کرد که كم كم علائم خاص بيماری مالاريا (ضعف خواب آلودگي،طپش قلب، تب، لرز و تعريق و...) در وی ايجاد شد. اين علائم در تمام افراد سالمی که مقادير زيادی گنه گنه به آنها تجويز می شد نيز بروز می کرد پس اين علائم ناشی از مسموميت مصرف اين ماده بود از طرفی هم مصرف اين ماده موجب بهبود بيماری مالاريا که همان علائم را داشت می شد.

لذا به اصل طلايي هوميوپاتي دست يافت كه " همواره مشابه است كه مشابه را درمان مي كند " يعني دارويي كه با بيماري دارويي مشابه داشته باشد مي تواند بيمار را درمان كند .

               نتايج تحقيقات وي در كتاب ها و دست نوشته هاي زيادي ثبت شده است كتاب اورگانون مديسين 3 مرجع اصلي تمام هوميوپات ها است . كتاب ديگرش بيماري هاي مزمن و درمان هوميوپاتيك آن ها است و بالاخره در 2 ژانويه 1843 در شهر پاريس فوت نمود ، مردم فرانسه با تجليل فراوان او را در آرامگاه مشاهير و مفاخر ملي فرانسه دفن كردند .

         امروزه هوميوپاتي در دانشگاه هاي آمريكا و كشور هاي اروپايي و برخي از كشور هاي آسيايي تدريس مي شود ، در طي 200 سال گذشته به ويژه 20 سال اخير هوميوپاتي با استقبال بيماران و توجه پزشكان به اين روش پزشكي روند صعودي خود را طي مي كند .

         اين روش درماني به كمك افزايش قدرت و توانايي هاي دروني بدن و بهبود مكانيزم هاي فيزيولوژيك آن ، علت بيماري را بر طرف مي كند و با علائم ظاهري بيماري ها به پيدا كردن محل و علت بيماري كمك كرده و با تحريك دقيق سيستم ايمني و حياتي بيمار توسط دارو هاي خاص مي تواند بيماران را شفا دهد ، از ديدگاه هوميوپاتي هر ماده اي يا عاملي كه بتواند در بدن سالم ايجاد يك سري علائم بيماري كند مي تواند به فرد بيمار با همان علائم بيماري ، وي را درمان كند ، علائمي كه تا حد ممكن مشابه باشند .

         اگر نيروي حياتي سالم باشد بيماري يا اصلا ً به سراغ انسان نمي آيد يا به محض ظهور با عمل ويژه نيروي حياتي و بدون نياز به دارو مجبور به ترك بدن مي شود .

         هوميوپاتي بر پايه سه اصل عمل مي كند :

 1 - مشابه ، مشابه خود را درمان مي كند ، اساس كار واكسيناسيون نيز بر مشابه درماني است ( درمان بيماري با خود بيماري )

2 - دوز حداقل ، درمان بسيار بسيار رقيق به كار گرفته مي شود كه معمولا ً يك واحد از ماده درماني و يك ميليارد واحد آب است .

3 - درمان واحد است ، مهم نيست كه چند نشانه در بيمار وجود دارد ، تنها يك درمان به كار گرفته مي شود و آن درمان تمامي نشانه هاي بيماري را هدف مي گيرد .

         در هوميوپاتي اعتقاد بر اين است كه ساختار بدن ( جسمي و رواني ) داراي ترميم بيماري است و آنچه باعث عدم بهبودي و مزمن شدن بيماري است مي تواند بر بيماري غلبه كند و سعي در بازگرداندن تعادل به بدن است .

         اگر درمان درست باشد نتيجه سريع ، كامل و هميشگي و به شدت موثر است ، كاملا ً مطمئن است و عوارض جانبي ناخواسته ندارد و با ساير دارو ها مي توان آنرا مصرف كرد ، از مواد طبيعي در درمان استفاده مي شود و برعكس دارو هاي شيميايي هماهنگ با سيستم ايمني بدن عمل مي كند . اعتياد آور نيست . روشي جامع است كه همه نشانه ها را به يكباره بر طرف مي كند . به بدن كمك مي كند تا قدرت و توانايي هاي دروني را افزايش داده و و با بهبود مكانيسم هاي فيزيولوژيك آن علت بيماري ها را بر طرف مي كند .

         در هوميوپاتي تنها براساس يك علامت نمي توان دارو داد حتما ً بايد تمام علائم جسمي و روحي بيمار با خواص دارو پوشش داده شوند تمامي ناراحتي هاي به ظاهر بي ربط جسمي و روحي مورد توجه قرار گيرند و تجويز دارو بر اساس مجموعه ناراحتي هاي بيمار صورت مي گيرد و از سوي ديگر تمام ناراحتي هاي بيمار بايد بر طرف شود ، بيمار بايد واقعيت هاي روحي ، عاطفي و عصبي خود را با پزشك در ميان بگذارد ، تاكيد هوميوپاتي بر مصرف حداقل دارو و نيل به درماني بدون عوارض در بهترين شكل ممكن است ، تقريبا ًاين روش پزشكي براي اكثر بيماري هاي رايج راه حل درماني (موفقيتي بيش از 60 % ) را دارد و براي تمامي سنين قابل توصيه است .

         در پزشكي رايج معمولا ً به هر كدام از علائم بيماري دارو داده مي شود و عوامل بيماري زا و علت ايجاد كننده بيماري چندان مورد توجه قرار نمي گيرد ، در حالي كه علت اصلي اختلال دروني بدن است كه اجازه مي دهد ميكروب  ها رشد كنند ، البته اگر بتوان آنرا شناسايي كرده و قادر به نابودي آن بود .

         بيماري كه نزد پزشك هوميوپات مي آيد نه تنها بابت درد اصلي به دقت مورد پرسش قرار مي گيرد بلكه تمامي ناراحتي هاي به ظاهر بي ربط جسمي و روحي وي مورد توجه قرار گرفته و تجويز دارو صورت مي پذيرد ، به اين ترتيب هوميوپاتي يك پزشكي كلي نگر است .

         هوميوپاتي در حال حاضر دومين نوع پزشكي از نظر وسعت بيماران تحت پوشش در بيش 40 كشور جهان از جمله انگلستان ، آلمان ، فرانسه ، آمريكا ، كانادا ، آرژانتين ، برزيل ، غنا ، آفريقاي جنوبي ، هندوستان و پاكستان است و ميليون ها نفر در سراسر جهان براي درمان نزد هوميوپات ها مراجعه مي نمايند در انگلستان بيش از 50 % بيماران به هوميوپات ها مراجعه مي كنند ، در فرانسه بيشترين فروش دارو ها براي سرماخوردگي و آلرژي مربوط به دارو هاي هوميوپاتي است ، در هندوستان بيش از صد هزار پزشك هوميوپاتي فعاليت مي كنند .

         در ايران تقريبا ً از 12 سال قبل دوره هاي آموزشي  هوميوپاتي در دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد تهران برگزار مي گردد و از طرف شوراي عالي ارزشيابي وزارت بهداشت و درمان در سال 1374 به عنوان يك روش درماني تاييد و به رسميت شناخته شده و پزشكان هوميوپات با رعايت ضوابط مي توانند درمان بيماران را انجام دهند اين دانش براي اولين بار در شهر هاي تهران و اروميه به جامعه علمي توسط دكتر مسعود ناصري معرفي گرديد ، ايشان طي يك درمان شخصي با هوميوپاتي آشنا شده و سپس در انگلستان به تحصيل آكادميك در اين رشته مي پردازد .

         سازمان غذا و دارو آمريكا كليه دارو هاي هوميوپاتي را تحت عنوان "فارماكوپه هوميوپاتي آمريكا" 4  به رسميت شناخته است ، سازمان جهاني بهداشت در كتابي تحت عنوان مروري بر جايگاه طب مكمل / سنتي به تفصيل راجع به جايگاه هوميوپاتي در نظام بهداشتي كشور هاي مختلف توضيح مي دهد .

داروهاي هوميوپاتي

داروي هوميوپاتي نيروي حياتي را تجديد قوا داده و اصلاحات لازم را در تماميت آن به عمل مي آورد و دستورات صحيح به سيستم دفاعي صادر مي كند و سيستم دفاعي بدن را براي ميكروب ها غير قابل سكونت مي كند ، دارو ها اغلب منشاء طبيعي دارند و به دفعات زياد رقيق شده و تكان داده مي شوند بيش از 70% دارو از گياهان و 20 % از عناصر و مابقي از منابع حيواني تهيه مي شوند ، دارو ها ابتدا روي افراد داوطلب امتحان شده و تمامي خواص آن ها روي انسان سالم ثبت شده است ، آخرين تحقيقات مبين اين است كه خواص بنيادي مواد توسط روش هاي دارو سازي هوميوپاتي به مولكول هاي آب منتقل مي شود و تغيير آرايش مولكول هاي آب همچون نسخه برداري از ماده اوليه عمل مي نمايد به عبارتي ساده تر خواص ماده اوليه كه دارو از آن تهيه مي شود همچون تصويري بر روي مولكول هاي آب نقش مي بندد .  

         اثر داروي هوميوپاتي سريع تر از دارو هاي شيميايي بوده و غالبا ً براي درمان مجموعه بيماري هاي يك فرد است ، با وجود تنوع زياد دارو ها ، در هر مرحله فقط از يك نوع دارو و به صورت تك دوز تجويز مي شود در ضمن كمترين هزينه درمان را به بيمار تحميل مي كند ، معمولا ً دارو را يك بار به بيمار مي دهند و صبر مي كنند تا تاثير دراز مدت آن آشكار شود .

         تهيه دارو ها به اين صورت است كه ماده مورد نظر را درون الكل 60 % مي ريزند و طي دو هفته از صافي عبور مي دهند كه به آن محلول مادر مي گويند ، براي از بين بردن مواد سمي آن يك قطره از محلول مادر را در 99 قطره ( 99 سي سي )آب ريخته و با اين كار محلول 01/0 بدست مي آيد دوباره يك سي سي از اين محلول را در 99 قطره آب ريخته و اين بار محلول 0001/0 به دست مي آيد ، بين هر مرحله رقيق سازي شيشه حاوي محلول را به تعداد 100 الي 200 بار با تكان هاي شديد ضربه اي به هم مي زنند ، اين عمل در تهيه دارو هاي هوميوپاتي از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا تنها با رقيق كردن نمي توان به قدرت هاي بالاتر دست يافت .

     با تکان دادن دارو در خلال تصادم مولکولها، انرژی ارتعاشی مابين دارو و آب مبادله می شود و از آن پس آب تصويری از انرژی ارتعاشی دارو را خواهد گرفت. تکان دادن بيشتر سبب نشان دار شدن بيشتر مولکولهای آب می گردد. بعلاوه فقط انرژی نيست که منتقل میشود بلکه اطلاعات ديگری از خواص ذاتی دارو در مولکولهای آب نقش مي بندد که می تواند تغييرات بيولوژیک را به بدن منتقل نمايد.

اغلب داروهای شيميائی مثل ضد دردها, ارام بخشها, آنتی بيوتيک ها و..... اثر داروهای هوميوپاتی را کاهش می دهند. همچنين برخی عناصر و موادخوراکی مثل پياز، سير، فلفل، نعناع، کافور، قهوه و برخی از انواع چای های آرام بخش يا محرک يا هر ماده ای که خاصيت داروئی دارد يا بعنوان دارو مصرف می شود می تواند اثر دارو های هوميوپاتی را خنثی کند. پس لازم است طی درمان هوميوپاتی مصرف نگردند. همچنين هر چيز ديگری که بر روح و روان انسان اثر کند می تواند بر سير درمان هوميوپاتی تاثير بگذارد مثل ديدن فيلمهای هيجان انگيز يا استرس زا، ديدن صحنه های ترسناک يا ناخوش آيند، قرار گرفتن در موقعيتهای استرس زا و پر فشار و ......

         اگر به رقيق كردن محلول تا 12 بار ادامه داده شود محلول 10 به توان منفي 24 به دست مي آيد كه از عدد آواگادرو كوچكتر مي شود كه اين به اين معني است كه حتي يك مولكول از اين ماده در محلول وجود ندارد .

         اين عمل را تا 100 و يا 1000 بار تكرار مي كنند و جالب اينجاست كه هر چه محلول رقيق تر مي شود خاصيت آن قوي تر مي گردد .

منابع

دكتر فاضل ، دكتر حميد بهنام – عضو انجمن هوميوپاتي ايران

ويكي پديا – دانشنامه آزاد

غضنفر قاسمي آذر

http://en.wikipedia.org

http://ir-wait.com

 

يادداشت

 در زبان يوناني از دو كلمه هومويوس به معني مشابه و پتوس به معني بيماري است .Homeopathy 1 -

 Samuel Hahnemann2 -

Organon Of Medicine3 -

The Homeopathic Pharmacopeia Of The United State4 -

اساطير در شعر فارسي ، خاستگاه انديشه ها

نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 13:26 شماره پست: 21

گردآورنده : بهروز سروش نيا

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:تاريخ خط, :: 9:13 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در شنبه بيست و پنجم خرداد 1387 ساعت 14:21 شماره پست: 19

   گرد آورنده : بهروز سروش نيا    

تولد و تكامل خط

         افلاطون مي گويد : خط عقال (بند) عقل است . اقليدوس گويد : خط هندسه اي است روحاني اگرچه به ابزار جسماني ظاهر شده است . بودلف گويد : خط بوستان دانش است . ويل دورانت در تاريخ تمدن خود مي نويسد : مهمترين گامي كه انسان به سوي مدنيت برداشت همانا اختراع خط است .

         بزرگترين و شايد تنها عامل انتقال و گسترش فرهنگ و تمدن بشري از نسلي به نسل ديگر خط الفبايي بوده است ، در فرهنگ ايران خط پديده اي ديوي است و هنري است كه تهمورث ( ملقب به زيناوند به معني هوشيار ) آشنايي و آگاهي با آن را از ديواني كه به بند كشيده ، به دست مي آورد و در ازاي به دست آوردن اين دانش آنها را رها مي كند .در متن مينوي خرد آمده است: تهمورث ديوان را اسير خود كرد و 7 نوع خط را از آنان آموخت . بيشتر تواريخ اختراع خط را به تهمورث نسبت مي دهند ، اما در برخي روايات به جمشيد و كيومرث و ضحاك نيز نسبت داده اند .

         به نظر آرتور كريستن سن ايران شناس دانماركي نام تهمورث ، نامي از نژاد سكايي است . به اين ترتيب انتساب فن نويسندگي به تهمورث بايد از قدمت بيشتري برخوردار باشد ، احتمالا ً سكاييان در مهاجرت هاي خود به مردماني برخورد كرده اند و فن نويسندگي را از آنان آموختند و بعد در اساطير ايران اين موضوع به ستيز تهمورث با ديوان نسبت داده شد .

         داستان خط به زبان فردوسي در شاهنامه چنين است :

چو تهمورث  آگه        شد از  كارشان                         برآشفت و بشكست             بازارشان

يكايك بيارست       با ديو      جنگ                        نبود   جنگ         را فراوان   درنگ

كشيدندشان خسته و بسته خوار                           به جان خواستند   آن زمان  زينهار

كه ما را مكش        تا يكي نو هنر                       بياموزي   از ما كت   آيد        به بر

كي نامور             دادشان   زينهار                       بدان   تا نهاني   كنند          آشكار

نبشتن  به خسرو          بياموختند                       دلش   را به  دانش     برافروختند

نبشتن يكي نه كه      نزديك سي                        چه رومي چه تازي و چه پارسي

چه سغدي چه چيني و چه پهلوي                       نگاريدن   آن    كجا         بشنوي

جهاندار سي سال     از اين پيشتر                    چگونه     پديد آوريدي    هنر .....

         سومريان روايت مي كنند كه المركر ، پادشاه دولت شهر اوروك ( موطن گيل گمش ) و به قولي بنيانگذار آن ، كه مي خواست بر فرمانروايي شهر آباد و ثروتمند ارته پيروز شود ، باعث اختراع خط شد . المركر سه بار فرستاده اي با عصاي پادشاهي و نماد قدرت نزد شاه ارته مي فرستد . شاه ارته آگاه است كه اگر عصا را به دست گيرد ، شكست را پذيرفته است . المركر چهارمين بار با حيله خط اختراع مي كند و بر لوحه گلي با خط فرماني مي نويسد و نزد ارته مي فرستد ، وقتي شاه ارته براي خواندن پيام مجبور مي شود آن را در دست بگيرد ، به مفهوم پذيرش فرمانروايي المركر محسوب مي شود .

         هنگامي كه بشر خواست آنچه را كه در انديشه خود دارد نقش نمايد در واقع زماني است كه گام نخست را به عرصه نگارش گذاشت ، انسان به كمك آن توانست دانسته هاي خود را محفوظ نگهداشته و تاريخي از خود به جاي بگذارد . گام نهادن در مسير طولاني كه در آن انسان هاي نخستين ابزاري براي انتقال بيان شفاهي بدون ديدن يكديگر آغاز كردند . نخستين گام نوشتن ، تصاوير روي سفال ها بود .

         فراواني تصوير ها و ناتواني آنها در بيان مفاهيم عاطفي كمبود اين سبك نوشتن بود ، رفته رفته تصوير ها شكل ساده تر و نمادين تري يافته و براي مفاهيم عاطفي ، علائم قراردادي وضع شد و نوع خط انديشه نگار را در دسترس نگارندگان قرار داد كه خط هيروگليف كه بيشتر در مصر رايج بود از اينگونه نگارش است .سابقه خط هيروگليف را حدود چهار هزار سال پيش از ميلاد دانسته اند اين خط بيشتر افقي و از راست به چپ و بندرت از چپ به راست و گاهي از بالا به پايين نوشته شده است ، بعد ها خط هيروگليف در مصر تحول يافته و به سادگي مي گرايد و دو نوع خط هيراتيك (ديني) و دموتي (مردمي) از آن به وجود مي آيد ، مرحله بعدي خط ، خط ميخي است .

         كشاورزان مصري مكلف بودند سبد هايي از توليدات محصول خود را به ماموران مالياتي تحويل دهند ، براي اين تصوير آنرا بر ديوار كلبه خود مي كندند و كنار آن به تعداد سبد هايي كه تحويل داده بودند علامت مي گذاشتند ، پس نخستين طرز نوشتن ، نوشتن با عكس (شكل نگاري) بود اما ترسيم يك انديشه يا تصور و يا گذراندن زمان (مفهوم نگاري) به نظر دشوار مي نمود تا اينكه به جاي تصوير و علامت از نشانه هاي قراردادي استفاده كردند و به كمك اين نشانه ها ، كلمات يا اصوات را كه از آنها كلمه ساخته مي شد ، نمايش مي دادند و بدين ترتيب حروف مصور تبديل به حروف هجايي شد ، خطوط بابلي ، سومري ، عيلامي مخطوطي از اين خطوط ايدئوگرام و هجايي بوده اند .خط الفبايي آخرين مرحله تكامل خطوط به شمار مي رود ، يكي از خطوط الفبايي قديم ، خط ميخي پارسي است كه مخلوطي از خطوط الفبايي و هجايي بوده است .

         بيشتر دانشمندان اختراع خط الفبايي را به فنيقي ها مردمي از كنعان نسبت داده اند كه در خاك سوريه در كرانه درياي مديترانه سكني داشته و ضمن بازرگاني و دريانوردي و سوداگري هاي خود خط الفبايي را كه خود وضع كرده بودند در كشور هاي مختلف رواج داده اند ، منشاء خط الفبايي يونانيان و ساير اقوام دنيا به غير از خط چيني كه داراي منشاء ديگري است از همين خط الفبايي اختراع فنيقي ها مي دانند و معتقدند اين خط پس از دگرگوني و جرح و تعديل رو به كمال نهاده است .

         الفباي فنيقي با 22 علامت خطي كه تنها صامت ها را نشان مي دهد از راست به چپ نوشته مي شد به گفته خط شناسان نشانه هايي از خط مصري باستان و خط تصويري را در الفباي فنيقي مي توان يافت اين خط بر خلاف خط هيروگليف كه در انحصار كاهنان بود و يا خط ميخي كه تنها طبقه دبيران با آن سر و كار داشتند ، به راحتي در دسترس عامه قرار گرفت و چون ياد گرفتن آن آسان بود اين خط در آسياي غربي نفوذ يافت و جايگزين خط ميخي شد و به غرب ( اروپاي امروز )كه هنوز داراي خط و كتابت نبود ، راه يافت .

         يونانيان اين الفبا را با اسم سامي آن كه نماينده دو حرف اول آن بود "آلفا" و "بتا" ناميدند و براي استفاده خود تغييراتي در آن دادند و مصوت ها را داخل خط ساختند و خط صامت نگار را تبديل به آوا نگار كردند و جهت نگارش را تغيير دادند و گونه اي از خط يوناني را يونانيان مهاجر با خود به روم بردند  و در آنجا براين مبنا الفباي لاتيني به وجود آمد و زبان هاي گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد .

         معمولا ً واضح خط را فنيقيان مي دانند اما اين نكته تنها درباره ملل سامي درست است و ملل آريايي به ويژه در هند شايد پيش از فنيقيان خط هايي ديگر اختراع كرده اند كه از سلسله خطوط سامي ماخوذ از خط فنيقي نيست .

         الفباي خط فنيقي به نوعي شبه قاره هند را در نورديده است ، دانشمندان ، خط برهمايي هند را از فرزندان همين خط مي دانند كه زبان سنسكريت و ديگر زبان هاي هندي با آن نوشته مي شود متون ديني بودايي نيز به خط برهمايي نوشته شده است .

         يكي ديگر از فرزندان خط فنيقي خط آرامي است كه به سرعت در خاورميانه پخش شده است و به سرعت رواج يافته و تبديل به خط ساكنان اين منطقه شده است . خط و زبان آرامي به عنوان آرامي رسمي يا آرامي امپراتوري پا به پاي زبان پارسي باستان و خط ميخي كه تنها در كتيبه هاي هخامنشيان به كار مي رفت در ارسال و مراسلات به كار گرفته مي شده است  .

         قديميترين اقوامي كه در بين النهرين زمينه خط ميخي را حدود پنج هزار سال پيش فراهم آوردند سومري ها هستند ، قومي متمدن كه نژاد سامي نداشتند و برخي احتمال مي دهند كه از كنار دريا به اين منطقه مهاجرت كرده باشند ، سومري ها چون پيوندي با همسايگان خود نداشتند از ميان رفتند و يا جذب اقوام سامي شدند ، سومري ها چون مصري ها و چيني ها از نخستين اقوامي هستند كه تمايل به ضبط گفتار و انديشه هايشان داشتند و براي اين كار خط ميخي را برگزيدند . خط ميخي آغازين در اصل نوعي خط تصوير نگاري بوده كه آنرا بر لوح نقش مي كرده اند ، تصوير ها رفته رفته حالت ساده تر و زاويه مانندي به خود گرفتند و سرانجام علامت هاي تشكيل دهنده اين خط به شكل  ميخ در آمدند . در سال هاي اخير در اثر كاوش هاي تپه مارليك و مهره هاي به دست آمده مخطوط اين نظر را كه ايراني ها خط ميخي را از سومري ها و بابلي ها اخذ كرده باشند متزلزل كرده است . از يازده مهره استوانه اي ، يكي از آنها با خط ميخي شكل حكاكي شده است .

         طبق نظر پرفسور كامرون استاد خطوط باستاني خاور ميانه در دانشگاه ميشيگان آمريكا خطوط اين استوانه نمي تواند از دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح جديد تر باشد و خطوط آن از نوع خطوط علايمي و نقشي است كه قبل از پيدايش خط ميخي بكار مي رفته و پس از گذشت چند قرن خط ميخي از روي اينگونه خطوط بوجود آمده است .

         با توجه به قدمت اشياء به دست آمده از تپه مارليك و خطوط روي آنها به نظر معقول نمي رسد كه ايراني ها با در دست داشتن خط علايمي و نقشي ازنوع خط ميخي خط خود را از ملت ديگري اخذ يا اقتباس كرده باشند

         به جز تفاوت ظاهري خط هيروگليف و خط ميخي ، تفاوت آشكار ديگر آنها در ابزار نوشتن است ، براي نگارش خط هيروگليف از پاپيروس و قلم ني و مركب استفاده مي شد در حالي كه براي نوشتن خط ميخي نياز به لوح گلي نرمي بود كه با قلم چوبي برآن مي نگاشتند و سپس لوح را مي پختند .

         خط ميخي سومري و خط ميخي اكدي (بابلي) از خط ميخي عيلامي منشعب شده است . خط ميخي به جز در منطقه بين النهرين در گستره وسيعي مانند آسياي صغير و بين النهرين شمالي ، ميان هيتي ها ، هوري ها ، اوروارتور ها ، لولويي ها ، كاسي ها و .... رواج داشته است .

         بنابر نظر دانشمندان خط شناس ، پيدايش خط نخست از علايم و نقوش آغاز گرديده ، اين نقاشي ها كم و بيش تقليد صادقانه اي از زندگاني يي كه هنرمند در اطراف خود مي ديد و آن را روي ظروف سفالين خويش منقش مي كرد ، بوده و پشت اين رموز و نشانه هاي بسيار و متنوع ديگر به بيان مطالبي نهفته مي پرداخته است و مهره هاي استوانه اي و غير استوانه اي را با حكاكي نقوش و علايم براي مهر كردن سر كوزه ها و خمره ها و سبد هاي اجناس و يا لوازم و دارايي خود به منظور معرفي و حفظ مالكيت به كار مي برده اند و به مرور زمان و گذشت دوران اين علايم و نقوش مختصر شده و علايم به جاي حروف به كار رفته است . 

         گفته مي شود خط ميخي را نخست براي زبان هاي بين النهرين يعني عيلامي ، بابلي و آشوري به كار برده اند و چون عيلاميان در خوزستان امروز مي زيسته اند و همسايه پارسيان بوده اند مردم پارس يا پيش از تشكيل حكومت هخامنشي و يا در آغاز اين دوره اين خط را براي زبان پارسي باستان هم پذيرفته اند و مي توان حدس زد كه ماد ها نيز خود آن را اختيار كرده باشند زيرا كه ايشان نيز با آشوريان و بابليان همسايه بوده اند .

         خط ميخي پارسي باستان كتيبه هاي دوره هخامنشي نسبت به خط ميخي بابلي و عيلامي ، علائم ساده تر و كمتري دارد ، حروف هجايي هستند ( يعني مصوت به همراه صامت ) خط ميخي پارسي باستان را مي توان صورت تكامل يافته خطوط ميخي ديگر بدانيم ، همزمان با تكامل تدريجي خطوط ميخي و در هزاره دوم پيش از ميلاد خط ديگري در سرزمين فنقيه پا به عرصه وجود مي گذارد  و آن خط فنيقي است . قديمي ترين نمونه اين خط در كاوش هاي شهر گوبله از شهر هاي فنيقي باستان ( حوالي سوريه كنوني ) كه يونانيان آن را بيبلوس مي ناميدند به دست آمده است اين شهر در ميان يونانيان به عنوان داشتن پاپيروس شهرت داشته و مركز بازرگاني مصريان و يونانيان بود .     

         داريوش بزرگ در سنگ نوشته بيستون (بغستان) بند بيست ازستون چهارم به زبان پارسي باستان گفته است : به خواست اهورامزدا اين خط من است كه من كردم به جز اين ، به زبان و خط آريايي هم روي لوح و هم روي چرم نوشته شده جز آن ، پيكر خود را هم بساختم و جز آن ، تبارنامه خود را نوشتم . در پيش من اين نوشته خوانده شد . پس از آن ، من اين نوشته ها را همه جا در ميان كشور ها فرستادم .

         كتيبه ديگري در جزيره الفيل مصر يافت شده كه رونوشت كتيبه بيستون است ، به استناد اين اين دو سند داريوش بزرگ ، خط استفاده شده در اين دو كتيبه را خط آريايي خوانده است .

          همانطور كه گفته شد قديميترين اسناد ، از دوره هخامنشيان به خط ميخي است ، اين خط مركب از خطوط افقي و مورب است به شكل ميخ كه براي هر حرف يا مخرج چند خط افقي و عمودي و مورب تركيب مي شوند ، اكديان ، آشوريان ، كلدانيان ، عيلاميان ، هيتي ها ، پارسيان و ارمنيان اين خط را براي نوشتن خود اختيار كردند . در خطوط ميخي ملل ديگر نيز چند نقش از هشتصد تا سه هزار علامت بكار مي رفته است كه الفباي پارسي باستان شامل  36 حرف ، 2 واژه جداكن ، 8 علامت انديشه نگار و نشانه هايي هم براي نشان دادن اعداد بوده كه تنها برخي از آنها به جاي مانده است هر يك از حرف هاي الفباي ميخي - بجز سه حرفي كه براي نشان دادن مصوت ها بكار مي رود –  مصوتي هم همراه دارد –  به همين علت الفبايي هجايي است ، الفباي پارسي باستان از چپ به راست نوشته و پس از هر حرف نقطه گذاشته مي شود ، اين الفبا تا پايان حكومت هخامنشي رايج بوده و بعد ها فراموش شده است . در اوايل قرن نوزدهم ميلادي ، دانشمندان غربي موفق به خواندن اين الفبا شده ، از اين راه الفبا ها و زبان هاي ديگر كشف گرديده است  ، اين خط تا پايان دوره هخامنشي در كتيبه ها و سكه ها بكار رفته است .      

         پس از دوران هخامنشي ( سال 330 پيش از ميلاد ) در دوره كوتاه مدت اسكندر و سلوكي ها  و اوايل دوره ساساني زبان و خط يوناني در مراسلات رسمي و اداري به كار رفت تا اين كه در زمان اشكانيان براي نوشتن زبان پهلوي اشكاني ، خطي بر مبناي خط آرامي پايه ريزي شد ، از زبان پهلوي اشكاني سه نوع اثر با سه نوع الفبا به جاي مانده است :

         1- آثاري با الفباي پهلوي اشكاني كه برگرفته از الفباي آرامي بوده و از راست به چپ و حرف هاي آن جدا از هم نوشته مي شود و در آن هزوارش به كار رفته است .

         2 – آثاري كه با الفباي فارسي ميانه كتابي است .

         3 – آثاري با الفباي مانوي كه مربوط به دين مانوي است .

         بنابر بر تحقيق دانشمندان خط شناس كاملترين و آسان ترين خط فونتيك خط دين دبيره است كه تاريخ اختراع آن را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح كه چهار هزار سال پيش از اين تاريخ است تخمين زده اند ، در اين خط هر حرف نماينده يك صدا است .

         طبق سنتي كه به احتمال زياد به دوره ساساني باز مي گردد ، زردشت اوستا را به 7 زبان آورده كه هريك طبعا ً خط خاص خود را داشتند و شايد همين روايت ريشه آن 7 خطي باشد كه تهمورث از ديوان باز ستانده بود .

         ابن نديم در الفهرست به نقل از  روزبه  ( ابن مقفع ) مي نويسد ، ايرانيان 7 نوع خط داشتند :

         1 – دين دبيره كه اوستا را با آن مي نوشته اند .  2 – ويش دبيره كه با آن اصوات و آهنگ ها و اشارات و علائم قيافه و تعبير خواب را ثبت مي كرده اند و داراي 365 حرف بوده است .  3 – گشتك دبيره كه با آن قطعنامه ها و اقطاعات و نام ها و رموز را بر انگشتري ها و بر سكه ها نوشته اند و داراي 28 حرف بوده است .  4 – پاره گشتك يا نيم گشتك كه ماخوذ از خط گشتك بوده و داراي 28 حرف بوده و طب و فلسفه را با آن مي نوشته اند .  5 – شاه دبيره كه اختصاص به پادشاه و خاندان شاه داشته است و داراي 33 حرف كه نقطه دارد بوده است .  6 – راز سهريه كه پادشاهان ملل ديگر با آن مي نوشته اند و داراي 24 حرف بوده است .  7 – راس سهريه اين خط نقطه دار بوده و براي بيان مطالب منطقي و فلسفي به كار مي رفته و داراي 24 حرف بوده است .

         به جز اين هفت خط دو خط ديگر هم وجود داشته است :  1 – هزوارش كه خط هجايي بوده است .  ابن نديم به نقل از روزبه مي گويد دو هزار هزوارش وجود داشته كه براي جدا كردن متشابهات از يكديگر به كار مي رفته است .  2 – خط فيرآموز ( پير آموز ) ابن نديم درباره خطوطي كه مصاحف را بدان مي نوشتند مي نويسد ، قرآن را با آن مي نويسند و مي خوانند .

         از الفباي فارسي ميانه كه دنباله فارسي باستان است ، چهار نوع اثر با چهار الفبا به جاي مانده است :

         1 – فارسي ميانه كتيبه اي مربوط به آغاز دوره ساساني كه غالبا ً با ترجمه پهلوي اشكاني و يوناني همراه است اين الفبا داراي 21 حرف و از چپ به راست و جدا از هم نوشته مي شود و از الفباي آرامي گرفته شده و در آن هزوارش به كار رفته است  .

         2 – فارسي ميانه مسيحي كه مسيحيان ايران در دوران ساساني كتاب ها يا ترجمه هايي از كتاب هاي ديني خود را بدان نوشته اند اين الفبا داراي 20 حرف است و از راست به چپ نوشته شده و هزوارش در آن به كار رفته است .

         3 – فارسي ميانه زردشتي كه زردشتيان ترجمه هايي از اوستا و نوشته هاي ديني و غير ديني خود را بدان نوشته اند ( به نوشته هايي كه با الفباي اوستايي بازنويسي شده اند ، پازند مي گويند كه اين گونه نوشته از سده هاي نخستين اسلامي تا سده هشتم هجري ادامه داشته است . ) اين الفبا دنباله الفباي زبوري و آن دنباله الفباي فارسي ميانه كتيبه اي است . اين الفبا داراي 21 حرف و از راست به چپ نوشته شده برخي از حروف آن از هر دو طرف و برخي ديگر فقط از طرف راست به هم متصل مي شدند ، در اين الفبا هزوارش به كار رفته است .

         4 – فارسي ميانه ترفاني كه شامل ترجمه بعضي از قطعات ، قطعاتي از تفسيري بر كتاب ارژنگ نوشته هاي ماني و پيروان او بوده است . ماني الفباي مانوي را از الفباي تدمري گرفته است ، الفباي مانوي داراي 31 حرف و از راست به چپ نوشته شده و حرف هاي آن به هم نمي چسبند از اين رو هميشه يك صورت دارند ، در اين الفبا هزوارش به كار نرفته است .

         خط پهلوي ( 2 ) ساساني در همين راستا به وجود آمد كه هر كدام گونه هاي كتيبه اي و تحريري دارند . خط اوستايي كه براي به تحرير در آوردن كتاب ديني زردشتيان به كار رفته است و يكي از كامل ترين خطوط دنياست بر مبناي خط پهلوي ساساني اختراع شده است .

         در زمان بلاش دوم سال 121 ميلادي نخستين بار حروف آرامي در سكه هاي ايران پديدار شده است . خط آرامي با تصرفاتي براي زبان سغدي و تخاري و سپس متون مانوي به كار رفته است .

         آثار زبان پهلوي به دو خط اصلي نوشته شده است :

         1 – خطي كه سنگ نوشته ها و سكه ها اوايل دوره ساساني ( قرن سوم و چهارم ميلادي ) بدان نوشته شده و داراي 19 حرف است ، در اين خط حروف به هم متصل نمي شوند از اين رو آن را خط منفصل يا خط پهلوي كتيبه اي مي نامند .

         2 – خط متصل يا شكسته يا كتابي خطي است مخصوص نوشتن كتاب ها و نوشته هاي روي پوست و پاپيروس و كتيبه ها و سكه هاي متاخر داراي گونه هاي مختلف است ، يكي از آنها كه نويسندگان دوران اسلامي آن را رم دبيره يا هام دبيره يعني خط مردمان و همگان است كه داراي 14 حرف اصلي است . " گونه " يا " قلمي " از اين خط در نامه نگاري به كار مي رفته است كه نويسندگان اسلامي آن را فرورده دبيره ( خط نامه ) ناميده اند . " گونه " يا " قلمي " ديگر با تفاوت اندك از خط متصل پهلوي در سكه ها و سنگ نوشته هاي دوران متاخر ساساني و سده هاي نخستين دوران اسلامي نيز به كار رفته است ، احتمالا ً همان خطي است كه نويسندگان ياد شده آن را كستج ، جستق ( گشتگ ، گشته ) خوانده اند . زبور پهلوي نيز به گونه اي از خط متصل پهلوي نوشته شده است ، اين خط از خط سرياني كه آن نيز از اصل آرامي است مشتق شده است . 

         آثار فارسي ميانه را به 5 دسته تقسيم مي كنند : 

         1 – آثار كتيبه اي پهلوي غير كتابي كه شامل سنگ نوشته ها به سه زبان پهلوي ، پارتي و يوناني و آثار نوشته شده بر ديوار ، سفال ، پاپيروس ، پوست ، فلز ، سنگ هاي قيمتي و چوب بوده است.

         2 – كتاب هاي پهلوي كه سده هاي نخستين دوره اسلامي تدوين شده و مبتني بر روايات ، سنت هاي ديني ، ادبي ، كتبي و شفاهي زردشتيان در دوران ساساني است .

         3 – زبور پهلوي كه شامل بخشي از متون زبور كه از سرياني به پهلوي ترجمه شده و به گونه اي خاص از خط پهلوي نگاشته شده كه مربوط به قرن هفتم و اوايل قرن هشتم ميلادي ( برابر با قرن هاي اول و دوم هجري ) است . اين تنها نوشته ، از مسيحيان دوران ساساني به پهلوي است و در آن همچون پهلوي كتابي و كتيبه اي هزوارش و املا تاريخي (1 ) وجود دارد .

         4 – ادبيات مانوي ، ماني و پيروانش علاقه فراوان به نوشتن كتاب و رساله داشتند و براي ترويج دين خود آثارشان را به زبان مردمي كه در ميان آنها قصد تبليغ داشتند ، مي نوشتند يا از زبان ديگري به آن زبان ترجمه مي كردند ، آثار منظوم مانوي به فارسي ميانه و پارتي از نظر ادبي اهميت فراواني دارد اين سرود ها كه براي هدف هاي ديني با زباني فصيح و شيوا سروده شده ، بسيار غني است اما نثر متون مانوي به زبان فارسي ميانه و پارتي ثقيل و گاهي ناپخته و ساده است .

         خط عربي نيز با واسطه نبطيان از خط آرامي به وجود آمده است ، نبطيان قومي از نژاد عرب بودند كه در نبطيه زندگي مي كردند ، از حدود 150 سال پيش از ميلاد گونه اي از خط و زبان آرامي در ميان ايشان رايج بود . از اين خط ، خطي موسوم به سينايي نو به وجود آمد كه از سده اول پيش  از ميلاد تا سده چهارم ميلادي در شبه جزيره سينا رواج داشت . خط سرياني منشا خط كوفي و خط نبطي منشا خط نسخ است ، خط كوفي در كوفه و حيره و خط نسخ در مكه و مدينه ، از اين خط اقتباس شده اند ، خط نسخ بيشتر براي تحرير نامه ها و خط كوفي براي كتابت مصحف ها ، كتيبه ها و سكه ها استفاده مي شده است .

         از اواخر دوران امويان و اوايل عباسيان قلمرو خط عربي وسعت يافت و به تدريج در ايران و مصر و شمال افريقا رواج يافت و كم كم از دو خط مذكور اقلام ديگري پديد آمد .

         گونه اي از اين خط براي نوشتن آثار خوارزمي كه يكي از زبان هاي ايراني شرقي است به كار رفته است ، ايرانيان نيز در سده هاي نخستين پس از اسلام با افزودن حروف فارسي به الفباي عربي ، خط فارسي را بر مبناي نسخ پايه گذاري كردند و سپس خط نستعليق ، خط شكسته و ساير خطوط به وجود آمد .

         از اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري در دوران صفويه با تكميل اقلام موجود ( چهارده  نوع خط ) و هندسي كردن ابعاد حروف و تعيين اساس قواعد دوازده گانه در خط ، خوشنويسي را تحت ضابطه درآوردند و پايه خطوط را بر سطح و دور نهادند .

         خوشنويسان ايراني خطي وزين را از خط تعليق مشتق ساختند كه نستعليق نام گرفت كه از  واژه نسخ و تعليق گرفته شده و خط ملي محسوب شد و براي نگارش ديوان اشعار و داستان هاي حماسي مورد استفاده قرار گرفت .

         خوشنويسان امروزه بيشتر از چهار نوع خط از ساير انواع خط استفاده مي كنند كه شامل : نسخ ، ثلث ، نستعليق و شكسته نستعليق

         خط شكسته نيز از ابداعات ايرانيان است كه در پيوند با تعليق و نستعليق است كه از اوايل قرن يازدهم و آخر دوره صفويه به دليل كثرت كاربرد و نياز به تند نويسي به وجود آمد .

         خط شناسان خطوط اصلي را شش خط دانسته اند كه به اقلام سته معروفند و عبارتند از : رقاع ، ثلث ، ريحان ، محقق ، توقيع و نسخ

         خط ثلث براي نوشتن عنوان سوره هاي قرآن ، پشت جلد نويسي ، سرلوحه نويسي ، كاشي كاري و كتيبه نويسي استفاده شده است .

         خط ريحان از خط نسخ مشتق شده و از خط ثلث نيز بهره گرفته و به خط محقق بسيار نزديك است .

         خط نسخ در آغاز هم پايه خط كوفي بوده كه اصل آن از نبطي است و اواخر قرن دوم هجري رايج بوده و در تمام سرزمين شرقي تحت لواي اسلام گسترش يافت .

         خط توقيع در قرن چهارم تحول يافته است و در اواخر قرن نهم هجري نوع درشتي از آن در تركيه ابداع شده ، اما ميان اعراب چندان متداول نشد و آن را مشتق از خط ثلث دانسته اند .

         خط محقق در آغاز خلافت عباسيان از خط كوفي استخراج شده و چهار قرن محبوب ترين خط ميان خوشنويسان جهت كتابت قرآن در تمام سرزمين هاي اسلام در شرق بوده است .

         خط رقاع از خطوط نسخ و ثلث مشتق شده است كه در مكاتبات خصوصي و كتابت عرفي و روي كاغذ هاي كوچك رواج داشته و از خطوط محبوب خطاطان عثماني بوده است ، امروزه اين خط از متداول ترين خطوطي است كه در سراسر دنياي عرب به كار مي رود ، اين خط نيز به علت نياز به تند نويسي و مختصر نوشتن در مكاتبات كاربرد يافته است .

         با شرحي كه به طور اختصار گذشت ايرانيان در چهار هزار سال قبل با خط و الفبا آشنايي داشته اند و افكار و عقايد و نظرات و تجربيات و دانستني هاي خود را ثبت مي كرده اند و چون دانشي نبود نياز به اختراع خط مخصوصي براي ثبت آن دانش به ميان نمي آمد ، بايد گفت ملت ايران نخستين ملتي است كه براي ثبت و ضبط اصوات و آهنگ هاي موسيقي و حتي ضبط نواي آبشار و نغمه پرندگان و

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:گونه هاي ادبيات عامه, :: 9:11 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 15:6 شماره پست: 18

 

 

نقش و كاركرد قصه در ادبيات

 

           "اي برادر قصه چون پيمانه است                  معني اندر وي مثال دانه است"      مولوي 

         قصه از برجسته ترين و رايجترين گونه هاي ادبيات عامه بوده كه با طبيعت و زندگي مردم پيوند نزديك دارد ، گوناگوني يك قصه و نقل آن به اين سبب است كه ادبيات عامه ابتداء صورت شفاهي داشته و از فرد به فرد و يا نسل به نسل ديگر انتقال يافته و سپس براي بقاء و استمرار در هر عصر و دوره و در هر جامعه و فرهنگ خود را با نظام اجتماعي رايج تطبيق داده و با الگو هاي اجتماعي آن جامعه و آن دوره هم نوا نموده است .

         ساخت معنايي قصه بر دو اصل واقعگرايي و خيال پردازي نهاده شده است آميختگي اين دو اصل يا خصلت ، قصه را زيباتر  و دلپذير و مقبول طبع عام و خاص كرده است . قصه انگاره ها و تصوير هايي از زندگي مردم زمانه ، شيوه كار و توليد ، مناسبات ميان افراد و گروه ها و طبقات ، تضاد طبقاتي و ستيزه جويي هاي اجتماعي ، رفتار و روابط خانوادگي و خويشاوندي ، گرايش هاي قومي و مذهبي ، تفكر و احساس ، آداب و رسوم شعائر متداول در جامعه ها را به زبان ساده يا به زبان نمادي ( سمبليك ) و به صورت هاي طنز ، جدي ، هزل ترسيم و بيان مي كند .

         در زبان و ادبيات امروز با تغييرات نسبتا ً وسيعي كه در سبك بيان و نگارش و در بكارگيري لغات و اصطلاحات و تغبيرات رخ داده و همچنين با دگرگوني كيفي كه در مفاهيم پديد آمده است  ، مطالب بزرگان و حكايات به طور كامل و شايد ناقص نيز كم تر درك و دريافت مي شوند اما نمي توان به سادگي از آن همه حكمت و تاريخ و گزارش به جاي مانده از گذشته هاي بسيار دور و خاطره هايي كه روزي واقعيت خارجي داشته و به مرور جنبه اساطيري به خود گرفته اند و نيز از آن همه ادب و راه و رسم زندگي و ديگر نكته هاي پر مايه دل بر كند . پس بايد به بهترين وجه و با در نظر گرفتن دريافت كنوني و سليقه امروزي ، از الفاظ زبان و از معاني و مفاهيم بهره گرفت . در گوشه و كنار دنيا اين راه دوم را براي بهره گيري از ادبيات كهن خود در پيش گرفته اند و بدين ترتيب است كه در هر عصر فرزندان نسل بالنده خود را با تاريخ و اسطوره و ادب و شعر و نثر گذشته آشنا مي كنند و به ويژه راه دريافت ادبيات هر دوره را هم كه خواه نا خواه با اساطير و تاريخ و حكايت و آداب و رسوم گذشته عجين و يا در ارتباط و تعامل جدي است هموار مي سازند .

         قصه در زبان و ادب فارسي بسته به موضوع ، سبك نگارش و شكل قهرمان ها به انواع مختلف : عاميانه ، ادبي ، حماسي ، عشقي ، اخلاقي ، مذهبي ، ملي با نام هاي : كودكان ، پريان ، حيوانات و  .... تقسيم مي شود .

تاريخچه قصه

         در گذشته قصه براي اقوامي كه خط و نوشته نداشتند نوعي تاريخ نگاري بود ، امروز نيز در نگارش تاريخ اجتماعي جامعه ها قصه به منزله سندي معتبر و سودمند بكار مي رود .

         سرزمين ايران در گذشته هاي دور قسمت هايي از بابل ، آشور و كلده را در بر مي گرفته ، تاريخ ادبيات داستاني ما از داستان هاي زيبا و باشكوه گيل گمش يا از زمان بر خشت نوشتن آن لااقل پنج هزار سال مي گذرد از اين نظر معيار ما ، اسناد مسلم تاريخي است ، مرحوم پيرنيا مي گويد : تاريخ ايران را بايد از ايلام آغاز كرد .

         براي سرزمين باستاني ما تاريخ هايي تنظيم كرده اند كه ملهم از داستان هايي بين افسانه و اسطوره است ، داستان بيان واقعه در امتداد زمان يا بيان واقعه با اتكاي به عامل زمان است ، شبه تاريخ ها و افسانه هايي كه از اين دوره ايلامي تاريخ ما مانده به پنج هزار سال پيش مربوط است از آن دوره سفال هايي به جا مانده كه روي آنها تصوير هايي است كه نمودار حركت است و حوادثي مانند شكار يا تعقيب نقش بسته است كه ما با ديدن آن تصوير ها نوعي داستان را كشف كنيم .

         بايد گفت قرن هاست كه زندگي و آداب و رسوم جامعه ما ايرانيان با هزاران افسانه و قصه مملو و ممزوج است ، افسانه ها به طور كلي در زندگي  و ادبيات هر قوم و ملتي داراي اهميت شايان توجهي هستند .

         جمعي از دانشمندان علم فولكلور معتقدند كه هند مهد بسياري از افسانه هايي است كه هم اكنون در كشور هاي جهان و از جمله ايران وجود دارد . پس از اسلام ترجمه هاي متعدد و منظمي از افسانه ها توسط ايرانيان از آثار پهلوي به زبان عربي و فارسي دري به عمل آمده كه در حفظ بسياري از اين افسانه ها موثر بوده است .

         محققان و باستان شناسان آشوري ، قصه عشقي را روي كتيبه بابلي پيدا كرده اند كه به طور كلي شبيه قصه قيس ابن الملوح است ، اسامي اصلي قصه نيز تقريبا ً همان اسامي است ، با اين تفاوت كه در قصه بابلي ، قيس و ليلي با هم ازدواج مي كنند و قصه پاياني واقعي دارد . با يافتن اين كتيبه ها ادعا مي شود كه قصه ليلي و مجنون به ادبيات بابل و قرن ششم قبل از ميلاد تعلق دارد .  

         نويسندگان و شعراي گذشته ما اغلب به مقاصد خاصي چون بيان احتجاجات عرفاني و فلسفي و اخلاقي توجه داشته اند بي شك بكارگيري قصه و تمثيل و داستان ، كار ايشان را در برابر اين گونه احتجاجات ساده تر و موثر تر مي ساخته است و بدين ترتيب قصه و داستان تنها ابزاري جهت تبيين و بيان درونمايه عقلاي و دروني اينگونه مفاهيم به شمار مي رفته است و بدين ترتيب در بسياري موارد بيان مفاهيم عرفاني يا فلسفي جز با بكارگيري قصه  و تمثيل ميسر نبوده است .

         شاهنامه فردوسي ، گلستان و بوستان سعدي ، ويس و رامين فخرالدين اسعد ، پنج گنج نظامي ، سياستنامه با قصه هايي در دانش كشورداري ، مثنوي با قصه هاي عارفانه ، حكمي ، قرآني و تمثيلي ، اسرار التوحيد با قصه هايي در احوال عارفان ، كليله و دمنه با حكايات تمثيلي و استعاري ، قابوسنامه با قصه هاي تمثيلي و تربيتي و هزار و يك شب با داستان هاي عاميانه بخشي از تاريخ ادبيات داستاني ما را شكل مي دهند كه گزارشگر راستيني از وجدان جمعي ، خرد جمعي و تجربه جمعي ملتي كهن ، خرد پيشه ، فرهيخته ، كم گوي و گزينه گوي با ذوق و ظرافتي كم مانند در همه قرون و اعصار است  .

         جايگاه قصه نزد انسان ها موجب شده تا قالب قصه در اديان ابزاري براي ابلاغ پيام هاي الهي و دشوار ترين و عبرت آموز ترين پيام ها شود ، در دنياي امروز نيز قالب قصه به عنوان موثر ترين پيام بكار گرفته مي شود ، نويسندگان براي بيان انديشه هاي نو و ارائه نظريه هاي فكري فيلسوفان و متفكران هر جامعه آنها را با زبان ساده در قالب قصه براي عموم مخاطبان مطرح مي كنند .

         قصه چون ديگر ادبيات عامه نقش ها و كاركرد هاي گوناگوني در جامعه دارد كه عبارتند از : نقش سرگرم كننده ، نقش و اهميت آموزشي ، نقش و اهميت نظم دهي ، نقش اعتبار و اقتدار بخشي ، نقش و اهميت روان شناختي و نقش و اهميت تداوم و ثبات بخشي به فرهنگ

         به طور كلي از نظر موضوع كليه قصه هاي نظم و نثر به سه گونه است :

1 – قصه هاي عاميانه   2 – قصه هاي ادب كهن پارسي   3- داستان هاي نوين امروز ايران  

         قصه هاي عاميانه

       اصلي ترين مشخصه قصه هاي عاميانه ، شفاهي بودن و عدم وابستگي و تعلق آنها به فردي خاص است هر چند اين قصه ها نيز گاه مكتوب شده اند اما هيچگاه نويسنده آن شهرتي فراتر قصه نيافته است قصه هاي عاميانه بخشي از ادبيات عاميانه به شمار مي رود و ادبيات عاميانه نيز به نوبه خود از دانش مردمي و يا فرهنگ عامه است .

         قصه هاي شفاهي تا پيش از نوشته شدن در حوزه ادبيات به عنوان پديده مكتوب و قابل استناد محسوب نمي شود ، وقتي نوشته – ثبت – شد به متني قابل قرائت تبديل مي شود .

         در قصه هاي عاميانه جايي براي سبك پردازي و زبان آوري و عرصه اي جهت زيبا شناسي كلامي وجود ندارد . استفهام و استعجاب از خصوصيات قصه عاميانه است و غرض از گفتن يا نوشتن آنها ايجاد تاثير عاطفي و بخشيدن احساس لذت ادبي به خواننده و شنونده است ، در حقيقت ابتداء قصه هاي عاميانه به صورت شفاهي و سپس گونه هاي ديگر آن خلق شده است .

         قصه هاي عاميانه گوينده و شنونده مشخصي ندارد و بيش از ساير انواع قصه بر نويسندگان تاثير مي گذارد ، زيرا از كودكي ذهن نويسنده را به خود مشغول داشته اند والتر بنيامين مي گويد : قصه نخستين آموزگار كودكان و زماني نخستين آموزگار بشر بوده است ، غالبا ً راوي و پروراننده قصه ها زنان هستند كه آنها را براي بچه ها نقل مي كرده اند .

         در قصه هاي عاميانه ، ساختار متن در جهت نوعي تقابل بين قهرماني و شرارت ، نيكي مطلق و پليدي هويت پيدا مي كند . قصه گو همه جا به وحدت زيبايي و حقيقت و پاكيزگي اخلاق پايبند است ، شر به عنوان پديده اي عدمي كه نقصان وجود آدمي را به نمايش مي گذارد هيچ حقيقت پاينده اي را متبلور نمي سازد وجود في نفسه نماينده خير مطلق است . قصه گو به وراي محيط تجربي اش نظر مي اندازد و مخاطب را از آشنايي و روزمرگي دور مي سازد .    

         حيطه كنش در قصه عاميانه بسيار گسترده و نامحدود است ، در اين قصه ها هرگونه كنش شگفت انگيز و قابل تصوري را مي توان مشاهده كرد ، تخيل جنبه بصري داشته و ديدني است حس باورپذيري در مخاطب ايجاد شده و قصه گو با ساختار باورپذير دنياي ناشناخته و خيالي را بازنمايي مي كند و آنچه اهميت دارد روند داستاني ( ساختاري ) كردن تخيل است ، تخيل را نبايد با خيالبافي خودسرانه مترادف گرفت ، زيرا تخيل در متن قصه ها منعكس و قابل تصور است و همه احاد هستي طبيعي ، قوانين محكم و سخت زندگي و محدوديت هاي تجربه بشري در برابر قدرت تخيل در هم مي شكند .      

         قصه هاي ادب كهن پارسي   

         قصه هاي كهن فارسي در گذشته توسط شعرا و نويسندگان ايراني خلق شده اند ، وجه مشخصه قصه هاي كهن فارسي در ارزش ادبي ( كاربرد صناعات ادبي ) آنها و خلق آنها توسط افرادي خاص است . نويسنده در باز آفريني آنها چنان قدرتي از تخيل و انديشه روا داشته است كه هسته اصلي قصه دچار دگرگوني اساسي شده و يا با زيبا ترين شكل پرداخت شده است ، شاهكار هاي ادبي كه در حين ديرينگي و معاني ژرف همچنان تازگي و طراوت خود را حفظ كرده اند ، كه شامل داستان هاي واقعي ، داستان هاي تمثيلي ، داستان هاي رمزي ، داستان هاي طنز آميز ، داستان هاي وهمي و جادويي ، داستان هاي حادثه پردازانه ،  داستان هاي عاشقانه ، داستان هاي عارفانه ، داستان هاي سياسي – اجتماعي ، داستان هاي اساطيري ، داستان هاي حماسي ، داستان هاي عاميانه ، داستان هاي حكمي و اخلاقي ، داستان هاي فلسفي ، داستان هاي قرآني ، داستان هاي ديني مي شوند ، از اين شمارند اغلب آثار مولوي ، عطار ، سنايي و ....

         داستان هاي نوين امروز ايران

         امروزه خواه نا خواه داستان نويسان متكي بر مجموعه اي از لغات ادبي و حكايات كهن هستند ، حال كه چشمه در خانه ماست و منابع بي حد و حساب آب هاي گواراي زيرزميني در زير باغ ما جاري است ، نبايد كه تشنه باشيم و به آبي كه در كوزه غير است چشم بدوزيم و چه زيباست كه دستاني از آستين بيرون آيند و قصه سعدي ، تاريخ بيهقي و شاهنامه و صد ها اثر ديگر را مورد تحليل بازنويسي و بهره برداري قرار دهند و جايگاه قصه نويسي و ادبيات داستاني را در اوج هرم داستان نويسي جهان جاي دهند .

         مخاطب اصلي داستان امروز از تاريخ ديرين داستاني بي اطلاع است و آن را جزء به شكل جديدش نمي شناسد .

         اگر امروز قصه هاي مثنوي ،  داستان هاي خمسه نظامي ، حكايات كليله و دمنه و يا نظاير آنها براي كودكان و بزرگتر ها دريافت شدني است به علت تغييرات وسيع رخ داده در سبك بيان و نگارش و بكارگيري واژگان و اصطلاحات  و تعبيرات و مفاهيم گوناگون در آنها است .

         سرآغاز آثار قابل اعتنا قصه نويسي نوين در ايران مجموعه داستان هاي يكي بود يكي نبود جمال زاده است كه به كم تر از صد سال باز مي گردد كه در غرب اين مدت به سيصد سال افزايش مي يابد .

         برخي منتقدان ادبي ، داستان نويسي امروز ايران را مولود فعاليت هاي ادبي غرب در قرون هيجده و نوزده ميلادي مي دانند .

         به دليل مشكلات چون ارتباط كم با محتواي معني دار كتاب هاي كهن و اشارات آنها به معاني گوناگون آرماني ، ايماني ، اعتقادي ، تاريخي ، جغرافيايي ، اجتماعي ، تمدني ، فرهنگي ، اسطوره اي و حتي ادب براي اينكه نوجوانان و جوانان بتوانند آنها را بفهمند و براي تقويت داستان نويسي امروزي  بايد كار هايي را انجام داد :

الف – نزديك كردن مفاهيم به ذهن خوانندگان با اصول و مباني معاني كه قصد و غرض انتقال آنها است .

ب – حذف برخي مفاهيم و معاني و پيام هاي فرعي و تكراري تا الفاظ ، كلمات ، تعبيرات و اصطلاحات به طور مستقيم معاني را برساند .

ج – در عين توجه به واقعيات امروزي از ذهن آنان براي تصوير سازي استفاده نمود .

د – استوار سازي هويت قومي ايراني و اسلام خواهي ، آرمان خواهي و موحد بودن عموم ايرانيان و وطن خواهي به دور از سلايق و غرض هاي خاص

ه – عرضه نوشته هاي مورد نظر در قالبي نو به گونه اي كه شوق مراجعه به اصل آثار را فزوني بخشد .

و – آشنايي خوانندگان با مفاهيم قرآني

         در داستان هاي نوين امروزي قصه و داستان منظوم نيز وجود دارد ، توجه نيما در منظومه افسانه ، قصه رنگ پريده ، خون سرد ، خانواده سرباز ، قلعه سقريم ، مانلي و .... نشانگر اهميت اين نوع شعر است يا اخوان نيز در شعر هاي خود به طرزي هوشمندانه با استفاده از عنصر طنز ، بهره گيري از شگرد هاي كهنه شده قصه گويي به شكل امروزي و نوين ، تداخل روايت ها در يكديگر ، شاخ و برگ دادن به موضوع اصلي ، به تعويق انداختن روايت اصلي با روايت هاي فرعي ، استفاده از شيرين كاري هاي زباني و .... باعث جذابيت و جلوه اي خاص به اين نوع اشعار خود شده است .

         وجوه اشتراك سه گونه قصه

         1 – روايت : كه اصل اساسي شناسايي يك اثر به عنوان قصه است .

         2 – خلاقيت : وجود قصه هاي تكراري در ادبيات عاميانه دليل كوشش خلاقانه افراد مختلف براي خلق قصه هاي عاميانه است .

         3 – عناصر داستاني و ضد داستاني : اين عناصر باعث پيچيدگي ، كشمكش و بحران در داستان مي شود .

         وجوه افتراق سه گونه قصه

         1 – رابطه علي : اين رابطه بين حوادث ، در اغلب حوادث قصه هاي عاميانه و داستان هاي كهن ناديده گرفته مي شود .

         2 – شخصيت پردازي : اين عنصر در اغلب قصه هاي عاميانه و كهن جايگاهي ندارد و بهتر است از واژه هاي قهرمان و ضد قهرمان در مورد اشخاص اين قصه ها استفاده شود اما در داستان هاي امروزي آميزه از آن دو شخصيت وجود دارد . نگاه پديد آورندگان داستان هاي امروزي به اشخاص داستان ، با نگاه شعرا و نويسندگان كهن و قصه هاي عاميانه تفاوت دارد كه حوادث خلق الساعه و خارق العاده ، طي مسافت طولاني در يك لحظه ، از پاي در آمدن يك لشكر بوسيله يك تن ، جنگيدن با ديوان و .... از آن جمله اند .

         3 – توصيف زمان و مكان : در قصه هاي عاميانه به اين عنصر كمتر توجه مي شود اما در داستان هاي امروزي يك اصل است .

         4 – پيام و شيوه ارائه پيام داستان : در داستان هاي امروزي پيام داستان نهفته است در حالي كه در قصه هاي كهن و عاميانه پيام به صراحت بيان مي شود .

         5 – زبان : شيوه بيان و زبان روايي قصه هاي كهن و عاميانه پيوستگي كامل با زبان قهرمان داستان دارد و در انتقال نسل به نسل و سينه به سينه تغيير مي كند ، اما زبان بسياري از داستان هاي امروزي متناسب با سبك نويسنده و متفاوت با شيوه بيان شخصيت هاي داستاني است .

         6 – گفتگو : در داستان هاي امروزي گفتگو در معرفي گوينده ، ايجاد كشمكش ، زمينه چيني ، توضيح صحنه و فضا سازي و همچنين انتقال فكر و انديشه موثر است در حالي كه در قصه هاي كهن و عاميانه واژه اي كه از زبان پادشاه گفته مي شود با افراد ساده جامعه تفاوت چنداني ندارد .

         7 – تكرار : در قصه هاي كهن و عاميانه حوادث بار ها تكرار مي شود و يا قهرمان بار ها خود را معرفي مي كند در حالي كه در داستان هاي امروزي حتي نبايد يك كلمه اضافه وجود داشته باشد .

         8 – تك خطي بودن : قصه هاي عاميانه معمولا ً آغاز و پايان دارند در حالي كه داستان هاي امروزي گاه از پايان آغاز مي شوند .

         اسطوره ، انواع افسانه ، قصه

        فرق بين افسانه و اسطوره در اين است كه افسانه ها هيچگاه مرجع ايمان و اعتقاد ملتي نيستند و صرفا ً زاييده خيالند و اغلب براي مشغول كردن و مسرت خاطر خواننده و شنونده ساخته شده اند ، در حالي كه اساطير توام با معجزات معتقدات مذهبي بوده و مضاميني را در بردارند كه از اتفاقات و حوادث واقعي سرچشمه گرفته است و به تعبيري ديگر ، اساطير شامل رواياتي از اعمال فوق العاده انسان ها يا موجوداتي آرماني اند كه از تخيل افراد يا اقوام زاده شده و خود از حوادث تاريخي و واقعي كه در بستر زمان تغيير شكل يافته است نشات گرفته اند .افسانه هاي موجود در زبان فارسي همانند قصه هاي آن بسته به موضوع ، سبك نگارش و شكل قهرمان آنها به انواع مختلف تقسيم مي شوند .

         اسطوره قصه هايي است كه درباره خدايان و موجودات فوق طبيعي كه ريشه اصلي آنها اعتقاد ديني مردم قديم است و خاستگاه و آغاز زندگي و معتقدات مذهبي و قدرت مافوق طبيعي و اعمال قهرمانان آرماني را بيان مي كند ، اسطوره حقيقت تاريخي ندارد و پديد آورندگان آنها گروه هاي ناشناخته از مردم بوده اند كه در هزاره هاي پيش مي زيسته اند  و چون جنبه اخلاقي ندارند با افسانه و حكايت متفاوت هستند .

         اسطوره را بايد داستان يا سرگذشت "مينويي" دانست كه معمولا ً اصل آن نامعلوم است و شرح و عمل ، عقيده ، نهاد يا پديده اي طبيعي است به صورت فراسويي كه دست كم بخشي از آن از سنت ها و روايت هاي گرفته شده و با آيين ها و عقايد ديني پيوندي ناگسستني دارد ، داستان هاي كهن مربوط به هزار ها سال پيش مردم و ملل است كه به طور شفاهي سينه به سينه نقل شده تا سرانجام به صورت نوشته درآمده است ، اين نوشته ها تصوير هايي به دست مي دهند از دوراني كه نه تاريخ مي تواند درباره آن قضاوت كند نه باستان شناسي و جاي پاي آنها را فقط در اسطوره مي توان يافت .

         اساطير نشان دهنده فرهنگ و نحوه تفكر مردمان در دوران كهن است . زبان گوياي تاريخي است از دوران هاي پيش از تاريخ ، سخنگوي بازمانده هاي گرانبهايي است كه از دل خاك ها بيرون كشيده يا در دل سنگ ها و كوه ها يافت مي شود ، اساطير نماينده تداوم زندگي فرهنگي يك ملت و به نوعي تاريخ آن است .

         اساطير منشور هايي را در مورد رفتار اخلاقي و ديني به دست مي دهند ، عقايد را تبيين و تدوين مي كنند و سرچشمه هاي قدرت مافوق الطبيعه هستند و بر جهان بيني اصلي اقوام و ملل و دريافت آنان از انسان و جامعه و اديان توجه دارد .

         افسانه پهلوانان قصه هايي است كه در آن از نبرد ميان پهلوانان و قهرمانان واقعي و تاريخي و افسانه ها صحبت مي شود اعمال آنان مبالغه آميز و گاهي پهلو به اسطوره و حماسه مي زند .

         افسانه پريان قصه هايي هستند درباره شخصيت ها و ماجرا هاي تخيلي پريان ، ديوان ، غول ها  ، اژدها و ديگر موجودات مافوق طبيعي و جادوگراني كه حوادثي شگفت آور و خارق العاده را مي آفرينند ، قصه هاي پريان كمتر به افراد و مكان ها و اتفاقات واقعي نسبت داده شده اند و اغلب پاياني خوش دارد و بخشي از ادبيات عاميانه است كه با دو نيت : الف – سرگرمي و تفريح  ب – آموزش مضامين مختلف تدوين شده و از سنت هاي شفاهي قصه گويي ملت ها سينه به سينه به ما رسيده است .

         افسانه تمثيلي اغلب قصه هاي كوتاه و ساده ، اخلاقي يا متضمن تعليم اخلاقي ويژه اخلاق اجتماعي هستند ، درباره حيوانات كه از آن با عنوان افسانه حيوانات ( فابل ) نيز ياد شده است ، از آن جمله اند : آثار بلعمي به نثر ، رودكي به شعر ، مرزبان نامه اسعد الدين وراويني كه تقليدي از كليله و دمنه به عنوان اثري غير پارسي است .

         افسانه تمثيلي داراي دو سطح است :

 الف – سطح حقيقي : كه با حيوانات سركار دارد و شخصيت هاي داستان را حيوانات تشكيل مي دهند و ممثل به انسان ها و جوامع بشري هستند .

 ب – سطح مجازي : هميشه جنبه اي از رفتار و كردار انسان را نشان مي دهد ، در دوراني كه فشار پادشاهان امكان مستقيم نويسي از ظلم و جور را به نويسندگان نمي داد از جنگل كه نمادي از هرج و مرج است و قوي ، ضعيف را مي كشد تا باقي بماند و انسان هايي كه گاه از سر اشاره به حيوانات نزديكند ، به حيوانات بدل مي شوند و همچنين وقتي به طور تلويحي و غير انساني( شخصيت حيواني ) در اثر حضور داشته و ايفاي نقش مي كنند تاثيرشان به مراتب كمتر از شخصيت هاي انساني نيست .

         حكايات نيز گاهي از خصوصيات تمثيلي برخوردار هستند اما شخصيت آن مردمانند كه براي ترويج اصول مذهبي و درس هاي اخلاقي نوشته شده و قصه هايي ساده و كوتاه هستند .

 

منابع

آموزگار - ژاله - تاريخ اساطيري ايران - تهران- انشارات سمت - 1374

سعيد الجعفر - قصه ليلي و مجنون بابلي الاصل و عربي است - روزنامه لبناني السفير ، نقل از روزنامه آفتاب

 

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:دواير دولتي الكترونيكي, :: 9:10 ::  نويسنده : سروش نیا

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 10:37 شماره پست: 17

 

دولت الكترونيك راهي براي ارائه با كيفيت تر خدمات

 

         امروزه بسياري از كشور هاي در حال توسعه و در حال گذار در تلاش هستند تا با تدوين و اجراي پروژه هاي دولت الكترونيك خود را با واقعيات و محيط جديد منطبق ساخته و از مزاياي آن بهره گيرند ، در حال حاضر كشور آمريكا در كل جهان پيشرفته ترين كشور در زمينه فناوري اطلاعات به شمار مي رود ، كه در قاره آسيا نيز كشور سنگاپور داراي اين مقام است1 در كشور ما نيز در تاريخ 22/4/81 طي مصوبه شماره 722/13 . ط دولت جمهوري اسلامي ايران اين حركت آغاز شده كه اميد است با اين بارقه شاهد حضور فعال كليه دواير دولتي بر روي اينترنت براي ارائه خدمات باشيم ، تا با  امكان ايجاد تعامل و ايجاد سازمان هاي مجازي دولتي ضمن ايجاد سهولت و سرعت هر چه بيشتر در ارائه خدمات دولتي به مردم ، آنها بتوانند خدمت خاصي را كه بايد از چند نهاد دولتي انجام شود به صورت يك جا از طريق اينترنت دريافت نمايند .

         در عصر اطلاعات ، ايجاد دولت الكترونيك مدت هاست كه ديگر يك انتخاب نيست بلكه يك الزام است ، لذا در كشور ما نيز در برخي از سازمان هاي دولتي و بخش خصوصي با پرداخت هزينه هاي سنگين و ايجاد و نگهداري و توسعه شبكه اطلاع رساني و پايگاه هاي اطلاعاتي و استفاده از سامانه و متخصصان فناوري اطلاعات به منظور دسترسي آسان مشتريان به اطلاعات مورد لزوم در جهت تحقق دولت الكترونيك گام هايي برداشته شده است كه با ورود به سايت هاي مرجع 2  آنها مي توان به بخشي از خدمات فروش و اطلاعات خاص دست يافت و يا پيشنهاد انتقاد و شكايت خود را مطرح نمود و يا از طريق صندوق پست الكترونيكي با مسئولين سازمان ها ارتباط برقرار نمود ، همچنين اين سازمان ها با ايجاد سايت منابع انساني در خصوص استخدام ، ارائه اطلاعات پرسنلي ، مشاهده ساعات كار و خدمات پرسنلي امكاناتي را براي استفاده كاركنان خود فراهم مي نمايند .  

         تعاريفي از دولت الكترونيك

         دولت الكترونيك نوعي نوآوري در خدمات عمومي با استفاده از فناوري اطلاعات است ، بدين صورت كه در يك دولت الكترونيك تسهيلات لازم  و خدمات دولتي به افراد نه تنها با كيفيت و به راحتي و بدون محدوديت هاي زمان و مكان ارائه مي شود ، بلكه موجب ارتقاء رقابت پذيري ملي خواهد گرديد .

         دولت الكترونيك به معناي فراهم نمودن شرايطي است كه دولت بتواند خدمات خود را به صورت شبانه روزي   ( 24 ساعته ) و در تمامي روز هاي هفته به شهروندان ارائه كند ، امري كه در سال هاي اخير در دستور كار دولت ها قرار گرفته و به وسيله آن در صدد برآمده اند تا فرايند سياسي ، اقتصادي و اجتماعي را به كمك فناوري نوين اطلاعات و ارتباطات اصلاح كرده و از طريق آن به شيوه كارآمد تري به ارائه اطلاعات سريع ، مستقيم و توزيع خدمات به شهروندان بپردازند ، تا ضمن حذف فرايند تمركز زدايي ، با استفاده از توانمندي ها و مهارت هاي سازمان ها و كاركنان موجبات در دسترس تر بودن خدمات ، بهبود كارآيي ، افزايش كيفيت و ارتقاء سطح مشتري مداري ، پاسخگو تر بودن ، اثربخشي و انعطاف پذيري بيشتر ، تغيير و پويايي محيط فراهم گردد .

         دولت الكترونيك استفاده از فناوري ، بويژه كاربرد مبتني بر وب سايت هاي اينترنتي براي افزايش دسترسي و ارائه خدمات و اطلاعات به شهروندان ، شركاء تجاري ، كاركنان و ساير موسسات است .

         برخي دولت الكترونيك را آغاز عصر مجازي يا موج چهارم ناميده اند ، كه با استفاده از آن همه شهروندان به گونه اي يكسان مي توانند از فرصت مشاركت در تصميمات برخوردار شده و به نوعي بر وضعيت و كيفيت زندگي خود تاثير بگذارند .

         دولت الكترونيك يك دولت ديجيتال ، بدون ديوار و داراي سازماني مجازي است كه خدمات دولتي خود را به اين صورت بر خط 3  ارائه مي كند و موجب مشاركت مردم در فعاليت هاي مختلف اجتماعي ، اقتصادي و سياسي مي شود .

         در يك جمع بندي از تعاريف ذكر شده فوق ، به طور كلي دولت الكترونيك در برگيرنده موارد زير است :

         - ايجاد شرايط دسترسي بيشتر به اطلاعات دولتي

         - بهبود مشاركت مردمي از طريق تعامل عمومي مردم با مقامات دولتي   

         - شفاف كردن فعاليت ها

         - پاسخگويي به عملكرد ها

         - ايجاد فرصت هاي توسعه در مناطق محروم

         - كاهش فرصت هاي فساد

مزاياي دولت الكترونيك

         - بهبود ساختار ها و و فرايند هاي دولتي و ايجاد تحول شگرف در فرهنگ ادارات

         -  ايجاد زمينه مناسب براي دسترسي برخط به اطلاعات و خدمات مورد نياز كاربران و خدمات گيرندگان

         - ارائه خدمات در زمان و مكان دلخواه به شهروندان

         - امكان استفاده از فناوري اطلاعات براي مهندسي مجدد سازمان ها جهت كارآمد تر و پاسخگو تر ساختن آنها در برابر انتظارات مشتريان

         - افزايش ساعات كاري سازمان ها به 24 ساعت ، در طول تمامي روز هاي تعطيل و غير تعطيل هفته

         - معطل نشدن مشتريان در صف ارائه خدمات و اطلاعات

        - ارائه خدمات و اطلاعات مورد نياز مشتريان با كيفيت بهتر و ارزان تر ، ظرف چند دقيقه يا چند ساعت

         - كارمندان دولت نيز مي توانند به سادگي و به صورت كارآمد تر مانند كاركنان دنياي تجارت امور خود را انجام دهند .

         - كوچك سازي سازمان ها، كاهش هزينه ها از طريق ادغام و حذف سامانه هاي اضافي و موازي

         - حذف يا كاهش استفاده از هزاران اسناد كاغذي با ديجيتال كردن آنها

         - ارتباط بخش ها و افراد به يكديگر كه شامل : الف - تعامل دولت و شهروندان 4  ب - تعامل ميان سازمان هاي دولتي ( دسترسي سازمان ها به اطلاعات يكديگر ) 5  ج - تعامل ميان سازمان هاي دولتي و بخش خصوصي      ( پرداخت ماليات ، مجوز ها ، ... ) 6  د - تعامل ميان دولت و كارمندان دولت ( اطلاعات پرسنلي كاركنان ، دريافت خدمات پرسنلي ، ... )   

         چهار گام را براي اطمينان يافتن از توفيق دولت الكترونيك پيشنهاد مي كنند :

         گام نخست شناختن مشتريان ، كه آنان چه كساني هستند ؟

         گام دوم سوق دادن مشتريان به سمت استفاده از خدمات

          اينترنت بهترين شيوه براي جذب مشتريان است كه با تشكيل يك سايت مرجع براي تعاملات كليه مشتريان صورت مي پذيرد ، زيرا مشتريان كمتر دوست دارند به دفاتر و كيوسك ها جهت گرفتن خدمات مراجعه كرده و در صف بايستند ، اگر تسهيلاتي ايجاد شود كه آنها در منزل خدمات خود را دريافت كنند به رضايت آنان منجر مي شود و دردسر هاي كاركنان نيز كاهش مي يابد .

         گام سوم شناختن نياز هاي مشتريان و اينكه آنها چه مي خواهند ؟ ( درخواست هايي چون : تسهيلات ، در دسترس بودن ، قابل اعتماد بودن خدمات و ارائه سريع و كم هزينه خدمات )

         گام چهارم ادامه دادن ارتباط مناسب با مشتريان و وفادار نمودن آنها به خود به منظور بهبود شرايط اقتصادي

         در پايان بايد افزود تغيير فكري و فرهنگي مورد نياز براي دولت الكترونيك مهمتر از منابع مالي اختصاص داده شده است و بهبود كيفي بر بهبود كمي و حركت به سمت رهبري و نوآوري به جاي تقليد و پيروي از كشور هاي ديگر برتري دارد .

         بدين طريق ، توسط دولت الكترونيك همه نوع فعاليت هاي تجاري و خدمات عمومي دستگاه هاي دولتي در محيط اينترنت به صورت بر خط در دسترس مردم بوده و خدمات مشتري محور ، يكپارچه ارائه خواهد شد ، افزون بر اينكه فرايند هاي تكراري و همپوشان و همچنين غير لازم حذف و محدود خواهد شد .

يادداشت :

1 - ايران در بين كشور هاي جهان رتبة 115 را كسب كرده است .

 معادل فارسي آن سايت مرجعPORTAL2 - 

معادل فارسي آن برخطON LINE3 - 

G2C  GOVERNMENT TO CITIZEN4 - 

G2G  GOVERNMENT TO GOVERNMENT5 -

B2G  BUSINESS TO GOVERNMENT6 -

G2E  GOVERNMENT TO EMPLOYEE7 - 

منابع :

دولت الكترونيك و حكومت داري خوب  محسن فرهادي نژاد ماهنامه تدبير شماره 169 خرداد 85

دولت الكترونيك علي حسين زاده مقاله اينترنتي خرداد 1384

دولت الكترونيك ، خبرگزاري سلام يكشنبه 26 مهر ماه 1385

تجارت الكترونيكي مهدي رفتاري نشريه هموطن سلام اسفند 1383

دولت الكترونيك حبيب عباس زاده مقاله اينترنتي مرداد 1383

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:تحول و تغيير در سازمان, :: 9:7 ::  نويسنده : سروش نیا

چرا تحول در سازمان ها لازم است ؟

 

         در عصري كه سازمان ها به صورت فرايند هاي محيطي پويا در حال تغييرند بايد بتوانند خود را با عوامل محيطي تاثيرگذار مطابقت دهند ، از دلايل وقوع تغيير در سازمان شك سازمان به خود و روش هاي اجرايي سازمان و يا شفاف شدن وشناختن مسايل و مشكلات سازماني است .

         از آنجا كه پيوسته شوك ها يا ضربه هاي اقتصادي سازمان را تهديد مي كند و رقابت ها در حال تغيير شكل هستند ، در اين ميان سازماني موفق است كه به سرعت ، تغييرات برنامه ريزي شده اي را با واكنش مناسب در اين صحنه از خود نشان دهد و براي حفظ بقاء خود را با تغييرات آينده سازگار نمايد ، مسير تغيير با فرهنگ سازي آغاز و با تثبيت و تمركز بر پياده سازي فرايند كاري در سازمان پايان مي يابد .

         در صورتي اينكه در هر نوع تغيير اصل بر خدمت رساني و حل مشكلات باشد بايد حاكميت تفكر كارآمدسازي را بر اقدام شتابزده ارجح نمود ، اينگونه تغييرات موجب تحرك و پويايي جديدي شده و طيف وسيعي از خدمات تخصصي را در بخش هاي مختلف بوجود مي آورد و از ثمره آن مشتريان ( مردم ) بهره مي برند .

         تغيير روندي است كه تمامي سازمان ها آن را تجربه مي كنند ، در برخي از سازمان ها تغيير بسيار آرام است و آنها در ظاهر با ثبات و از نظر ساختار ، دوران پر قدرتي را سپري مي كنند ، اما ممكن است چنين سازمان هايي يك باره دچار تحول شديد يا اصطلاحا ً دچار نوعي انقلاب درون سازماني شوند .

         از عوامل عمده اي كه سازمان را وادار به تغيير مي كند ، يكي تغييرات در ساختار و حوزه كسب و كار است كه فروش اينترنتي به عنوان الگوي جديد كسب وكار در اين طبقه قرار دارد . دوم تغييرات فناوري است ، استفاده از يك فناوري جديد مي تواند باعث بهبود و ارتقاء كيفيت خدمات يا از دست دادن بازار يا يافتن روش پيشرفته تر و ارزان تر نسبت به فناوري گذشته شود ، تغييرات نوع دوم داراي سرعت بيشتري بوده و در كل باعث افزايش انتظارات مشتريان مي گردد .

         تغيير در ساختار شامل طبقه بندي كار است كه با ايجاد تغيير در طرح سازمان و ادغام مسئوليت دواير سازماني يا حذف چند مديريت دامنه حوزه و قلمرو را كنترل و در سطح افقي گسترش مي دهد و از ديوانسالاري و بروكراسي مي كاهد .  

         تغيير در فناوري حول محور ارائه ابزار و ماشين آلات جديد ، خودكار نمودن دستگاه ها و بكارگيري رايانه و استفاده از سامانه اطلاعات مديريت مي چرخد .

         تغيير در افراد منجر به اثربخش نمودن عملكرد كاركنان و تغييراتي در نگرش و رفتار آنان مي شود ، گاهي نيز تغييرات باعث تعارض و اختلاف نظر بين افراد با سازمان شده و مقاومت آشكار و آني و يا غير مستقيم و با تاخير آنان را بوجود مي آورد .

         علت تعارض و مقاومت كاركنان ، عادت كردن آنان به روند موجود ، عدم احساس امنيت شغلي ، عوامل اقتصادي ( ترس از كاهش درآمد ) ، ابهام و عدم اطمينان به روش هاي جايگزين جديد ، مخالف بودن روند جديد با برداشت ها و اطلاعات خود ساخته آنان است كه موجب ايجاد واكنش و نگرش منفي كاركنان با پديده تغيير در بين افراد سازمان مي گردد .

         چون فرايند تحول احتياج به زمان دارد و عدم وجود منافع كوتاه مدت باعث كاهش انگيزه كاركنان مي شود ، بسياري از كاركنان جريان تحول را رها كرده و به گروه مخالفان آن مي پيوندند به اين منظور تعهد مديران در قبال دستاورد هاي كوتاه مدت و تفكر تحليلي براي توجيه تحول از فشار مقاومت بر مديران مي كاهد .

         با برقراري ارتباط با كاركنان سازمان و تفهيم علت ايجاد تغيير جهت بر طرف ساختن سوء تفاهم  ها و آشنايي كاركنان با واقعيات و مشاركت دادن آنان در امر ايجاد تغيير به هنگام تصميم گيري زمينه مناسب جهت تغييرات فراهم خواهد آمد .

         همچنين گروه هايي كه به دليل در دسترس داشتن منابع از روند موجود كاملا ً رضايت دارند تغيير را نوعي تهديد براي خود به حساب آورده و در برابر آن مقاومت مي كنند .

         معمولا ً سازمان ها محافظه كار بوده و تمايلي به تغيير در نوع ارائه خدمات و نگرش قديمي خود ندارند ، گزينش و استخدام هدايت شده افراد براي رفتار و عملكرد خاص ، وابستگي سيستم ها به هم ، هنجار هاي گروهي و تغيير رفتار افراد ، تهديد متخصصان با مهارت و تخصص خود ، تهديد مديران و سرپرستان به جهت ترس از تقليل اختيارات آنها با بهره گيري از شيوه هاي تصميم گيري مشاركتي نشان از مقاومت سازمان در برابر تغييرات و باعث حفظ و ثبات ساختار قديم مي شود .

         ساختار سلسله مراتبي مانع اساسي ديگر در راه تغيير در سازمان است كه نه تنها موجب مهار و سركوب روحيه اشتياق افراد و كاركنان بوده بلكه مجموعه نيز نمي تواند در مقابل تغييرات محيطي از خود عكس العمل نشان دهد ، تمكز قدرت و مسئوليت ، فقدان فضاي گفتگو ، جدايي فكر و عمل ، بي توجهي به رشد و توانايي هاي شخصي كاركنان ، كاهش انگيزه هاي يادگيري و نوآوري ، عدم ريسك پذيري ، جزئي نگري و بخش گرايي از آثار سوء اين ساختار است .

         سازمان بايد بياموزد كه به نياز هاي جامعه و محيط داخلي و خارجي سازمان توجه نمايد و مديران با نگرش رفع مشكلات سازماني ، به جاي طرح ريزي و كنترل به شكل سنتي به روان سازي فرايند تغيير بينديشند تا تحول در محيط كار با سرعت بيشتر ، هزينه كمتر و اثربخش تر صورت گيرد .

         گاه سازمان ها در ايجاد حس ضرورت تحول در كاركنان تامل و تحمل لازم را ندارند ، تحول در صورتي با موفقيت آغاز مي شود كه رهبري آن نياز به تحول را احساس كند ، ضرورت تحول زماني احساس مي شود كه اكثر مديران سازمان قبول كنند كه فعاليت سازمان ديگر قابل قبول نيست .

         در اكثر تغييرات موفق مشاهده مي شود كه افراد گروه رهبري به صورت يك مجموعه بسيار مقتدر از لحاظ عنوان ، اطلاعات تخصصي ، شهرت و روابط درون و برون سازماني هستند كه با داشتن تصوير و چشم اندازي از آينده حركت مي نمايند .

         تفهيم و ترسيم چشم انداز جديد براي كاركنان ، اقدامات مناسب مديران ارشد جهت رفع بدبيني در بين كاركنان و ايجاد ارتباط با آنان براي موفقيت بيشتر برنامه در فرايند تحول از امور ضروري است .

         نتايج تحول هنگامي پايدار مي شود كه به صورت جريان روزمره در آيد ، نگرش جديد بهبود عملكرد را نشان دهد و مديران ارشد به آن پاي بند باشند .

         بايد توجه داشت در حالي كه همه نظر ها متوجه ساختار است ، نبايد نحوه عملكرد و كاركردهاي ساختار فراموش نشود ، مشكل سازمان هاي اداري قبل از آنكه ناشي از نقص ساختاري باشد حاصل بي انگيزگي نيروي كار ، فرهنگ سازماني كارگريز و شيوه ناكارآمد انجام امور است ، مديران سازمان به جاي آنكه پي جوي علل بي انگيزگي كاركنان ، اصلاح روش هاي كار و ترويج فرهنگ تقدس كار باشند كه اقدامي دشوار دير بازده است ، بلافاصله از ساده ترين و در دسترس ترين راه حل ها كه تغييرات تشكيلاتي است استفاده كرده و با اين اقدام نويد اصلاح نظام اداري را به همگان مي دهند .

         تغييرات سازماني از قبيل ادغام ، حذف و تقسيم سازمان ها و جا به جايي پست هاي سازماني اگر با توجه به عملكرد ها و فرهنگ حاكم بر آنها صورت نپذيرد فاقد ارزش بوده و صرفا ً نشانگر تغييرات صوري و بي حاصل است . 

        

 

 

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:کیفیت, :: 9:6 ::  نويسنده : سروش نیا

 

کیفیت گرایی

نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 9:4 شماره پست: 14

 

 

مقاله : کوتاه نوشتی در باب کیفیت

 

گردآورنده نويسنده وبلاگ

 

قدمت کیفیت

         کیفیت گرایی بشر تاریخ دیرین دارد , همورابی ( پادشاه بابل 1955-1913 ق.م ) بر لوحی که از او در شوش بدست آمده و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شود قدیمیترین فرامین و قوانین مدون جهانی خود را در باب کیفیت اینگونه حک کرده است :

         - هرگاه بنایی برای مردی خانه بسازد و آن را محکم بنا نکند به نحوی که خانه فروریزد و موجب مرگ صاحبخانه شود , این بنا باید کشته شود .

         - هرگاه فروریختن باعث کشته شدن پسر صاحبخانه گردد , باید پسر بنا کشته شود .

         - هرگاه اموال صاحبخانه آسیب ببیند , بنا باید عین , آنرا دوباره تامین کند .

         - هرگاه خانه را به حد کفایت نساخته است , باید آنرا دوباره با هزینه شخصی خود بسازد.

         - هرگاه بنایی خانه بسازد و طراحی آنرا محکم ننماید , به نحوی که دیواری از آن فروریزد , باید آنرا با هزینه شخصی خود دوباره با استحکام بسازد .

 مفاهیم و تعاریف

کیفیت از جمله واژه هایی است که علیرغم قدمت آن از تعریف مشخص و یکسانی نزد همگان برخوردار نیست . مروری بر ادبیات دانشگاهی حاکی از چهار دیدگاه مختلف است که مورد کنکاش قرار گرفته است :

         1 - از دیدگاه فلسفی کیفیت ذهنی و ذاتی نیست بلکه هویت مستقل سومی است که می تواند به سادگی تعریف شود .

         2- از دیدگاه اقتصادی کیفیت بر حداکثر کردن سود و نقطه تعادلی بازار تمرکز دارد .

         3 - از دیدگاه بازاریابی کیفیت بر روی متغییر های رفتار خرید و رضایت مشتری تمرکز دارد .

         4 - از دیدگاه مدیریت عملیاتی کیفیت بر مهندسی فعالیت ها و کنترل تولید تمرکز دارد.

 نگرش کیفیت گرا

          به ما می گوید : باید آنچه را که اشتباه است با دانش و اطلاع ونه بر اساس حدس و گمان , کنترل و اداره کرد .

          به ما می گوید : باید افراد برای بهبود  و نوآوری در انجام کنترل ,  مشارکت داشته باشند .

          به ما می آموزد : بهبود مستمر فعالیت ها , با استفاده از روش های کنترلی متفاوت از گذشته امکان پذیر است . 

         لذا ,  در دنیای امروز با تغییرات سریع و زیاد در عرضه خدمات و تولیدات  شرکت ها , سازمان ها , موسسات , ادارات , نهاد های اجرایی با اندیشه کیفیت گرا به منظور پاسخگویی مطلوب به نیاز های فراوان و متنوع مشتریان و نیز موفقیت در بازار مستمرا تلاش می نمایند تا با بهره مندی از فنون مناسب و روزآمد چون : مدیرت کیفیت فراگیر , کایزن , مهندسی مجدد فرایند ها و ... بدنبال شناسایی و پیاده سازی شاخص های مورد نظر کیفی در مجموعه واحد های تشکیل دهنده خود هستند , تا بتوانند  تولید و خدمات را براساس استاندارد ها به صورتی مناسب مطابق نیاز های مشتریان در مسیر اهداف خود عرضه نمایند .

         بدین طریق با ارائه اطلاعات لازم در مورد فقدان خدمات مورد نیاز مشتریان و یا به عبارتی ریشه اصلی تغییرات در ارائه خدمات و تولیدات با کیفیت, مطلوب و مفید که در آن تامین یا رضایت مد نظر است شناسایی شده و دستمایه مناسبی را جهت پیش بینی وضعیت و منافع آینده و روش هایی که از طریق آنها نیاز های سازمان تامین می شود را پس از طبقه بندی نگرش و برداشت های مشتری از خدمات و بررسی و مطالعات و تهیه گزارشات رسمی و مستند , برای تصمیم گیری , تصمیم سازی و اجراء در اختیار مدیران ارشد و مدیران و کارکنان در همه سطوح قرار می دهد . 

رویکرد های نوین به کیفیت

         کیفیت حاصل جنبش های مداوم بوده است نه تفکرات ناگهانی و اتفاقی  , مفاهیم کیفیت حاصل مکشوفاتی است که طی یک قرن ایجاد شده است , جنبش کیفیت در ژاپن و آمریکا به عنوان پیشگامان این راه , هر دو با بازرسی آغاز و سپس با کنترل کیفیت آماری ادامه یافت , هر دو کشور سازمان های نظارتی خود را توسعه دادند , هر دو بر آموزش و کارآموزی تمرکز شدید داشته اند , هر دو به سمت مدیریت راهبردی کیفیت پیش رفتند .

         در امریکا این دستاورد قابل تقسیم به چهار مرحله مجزا است :

         الف-  بازرسی    ب-  کنترل کیفیت آماری  1 ج-  تضمین کیفیت  2   د-  مدیریت راهبردی کیفیت  3

          در روند پیاده سازی , کیفیت توام با تغییرات نیاز های اجتماعی و همگام با توسعه اقتصادی مفهوم آن و همچنین ابزار ها و روش هایی که برای تحقق کیفیت بکار برده می شد تکامل یافت , در این مرحله با کنترل کیفیت که مجموعه ای از فعالیت های فیزیکی , آزمایشی و بازرسی بود به استاندارد تضمین کیفیت "ایزو" 4 دست یافتند . ایزو  یکی از مهمترین ابزار های تطبیق با استاندارد , استاندارد سازی , کنترل آماری فرایند و بازرسی بود , با طی دوره تضمین کیفیت ابزار های حرفه ای بسیار فراتر از مسائل آماری گسترش یافت .

         ژاپنی ها با حرکتی سریعتر در این مسیر به پیش رفتند , به این علت مفهوم کیفیت تقریبا هر ده سال یکبار بین شرکت های پیشتاز  ژاپنی تغییرات بنیادی پیدا کرده است  , روش های کنترل کیفیت یکی از موفقترین صادرات امریکا به ژاپن بود  , دمینگ اولین امریکایی بود که توجه مدیران ژاپنی را به این رویکرد نظام مند و چرخه کیفیتی خود  5 جلب کرد .

       بنیاد مدیریت کیفیت اروپا 6 با استفاده از مدل های تعالی و تجارب موفقیت آمیز سوئد و آمریکا در تعیین شاخص رضایت مشتری موجب شد تا سازمان های اروپایی همچون موسسه کیفیت اروپا و سازمان مدیریت کیفیت اروپا تحت حمایت اتحادیه اروپایی اقدام به ایجاد شاخص رضایت مشتری در اروپا نمایند .

         مطالعه آزمایشی این طرح در سال 1999 در 12 کشور اروپایی به انجام رسید .

          در کشور های توسعه یافته نیز جهت تقویت و برانگیختن تفکر و نگرش مشتری گرایی در سطح ملی  تلاش فراوانی در بخش پژوهش و تحقیقات به منظور بهبود درک عملی از اندازه گیری رضایت مشتری در چارچوبی جامع و نظام یافته برای تشریح عوامل موثر بر آن صورت گرفته و برنامه تحقیقاتی وسیع در زمینه شاخص های رضایت مشتری بنیان نهاده شد که شامل انتظارات کیفیت درک شده 6 ( ویژگی های محصول یا خدمات و عناصر تعاملی در خدمت ارائه شده مانند رفتار کارکنان یا ویژگی های محیط ارائه خدمت ) , ارزش درک شده 7 (ارزش مالی) است , که بدنبال این نگرش پیامد های اساسی چون ندای مشتری 8 و وفاداری مشتری 9 همراه بود .  

         سازمان ها امروزه نیز با بهره گیری از بازخورد  اطلاعات بدست آمده  و نتایج بررسی ها و راهکارهای پیشنهادی سامانه کنترل کیفی خود ضمن کاهش هزینه و افزایش کیفیت خدمات و یا محصولات ارائه شده , افق وسیع ودیدگاه های  نویی  را فراروی مدیران و کارکنان قرار داده و سعی دارند  تا با مشخص کردن عوامل رشد و بالندگی سازمان , مدیران و کارکنان را با اتکاء واستفاده از یافته های موجود نسبت به رفع مشکلات یاری نموده و فضای رشد و افزایش اثربخشی و کارآرایی , آنان را در خدمات رسانی به مشتریان و زمینه بهبود برای اجراء وظایف را فراهم  آورده  , بهره وری را افزایش داده و خود را به بالاترین نقطه سودآوری نزدیک کنند تا  به توسعه جدی در فعالیت ها و بهره برداری همه جانبه و مفید ازامکانات و تجهیزات برسند , همچنین نقاط ضعف و قوت روند حرکت خود را یافته و میزان موفقیت خود در راه رسیدن به اهداف راهبردی از پیش برنامه ریزی شده را ملاحظه و  بصورت ملموس وقابل رویت پیوسته پایش 11 کرده و با توجه به نتایج بررسی های انجام شده ,  راهبردی مناسب و ضروری در جذب  مشتریان بیشتر ارائه دهند .

روش گسترش عملکرد کیفیت 12

        این روش براساس ممیزی بر پایه یک رشته معیار ها , جهت تبدیل نیاز های مشتریان به فعالیت های خدماتی قرار دارد . در این روش با استفاده از چرخه دمینگ که با ارزیابی و ممیزی سازمان توسط  کارشناسان کیفیت همراه است دقیقا محل بروز مشکل هنگام کاهش کیفیت و نارضایتی مشتری شناسایی شده و در جهت بهبود آن اقدامات مناسب انجام می گیرد.

         در عصر حاضر لزوم توجه به مشتری یکی از مسائل بسیار حیاتی و موثر در بقای سازمان ها در روند رقابتی آنها است , لذا برای ارائه خدماتی با کیفیت مناسب و برآورده سازی نیاز های مشتریان و کاستن از عملکرد ضعیف کارکنان هنگام بروز حوادث , وجود سامانه کنترل کیفی عملکرد  برای شناسایی نقاط ضعف و قوت , اطلاع رسانی وارائه پیشنهادات تخصصی  و  راهکار های کارآمد پس از ممیزی نیاز های مشتریان 13  و تعیین شاخص های رضایت مشتری  14 بسیار ضروری است , برای حصول اطمینان از اینکه فرایند ها مطابق استاندارد کار می کند نیاز به ممیزی فرایند ها داریم تا اگر مشکلی پیش آید بتوانیم آن را به حالت اولیه برگردانیم بنابرین روش کنترل فرایند به این صورت است که باید فرایندی استاندارد برقرار نماییم و سپس آن فرایند را اجرا کنیم و با بازبینی نتایج فرایند , استاندارد را ایجاد نموده و اگر فرایند برقرار نشد دوباره اقدام کنیم تا به استاندارد برگردیم 15 .

         مدیران ارشد سازمان نیز با بکارگیری نتایج بدست آمده همواره در اندیشه ارتقاء سازمان از لحاظ برآورده سازی نیاز های مشتریان و کسب بازار فروش بیشتر بوده تا بتوانند با کاربرد نظرات کارشناسانه گروه های ممیزی گام هایی مثبت در افزایش کیفیت برداشته و اقدامات و تصمیمات مناسب را پس از شناسایی و دسته بندی نیاز های مشتریان جهت اصلاح و تغییر و یا  حذف خط مشی ها  اتخاذ نموده و با تکیه بر وفاق و توان جمعی نوعی هم افزایی 16 و خود کنترلی 17 توسط مجموعه , اثربخشی را در بین کارکنان وپیکر سازمان ایجاد  و تزریق نمایند تا در نهایت مشتری گرایی در سازمان جایگاه واقعی خود را بیابد .

مدل های تعالی

         مدل های تعالی به عنوان ابزار فراگیر با نگرش جامع به تمامی زوایای سازمان ها به کمک مدیران می آیند و آنان را در شناخت سازمان خود یاری می رسانند این مدل ها ابزار مناسبی را برای مشاهده عملکرد سازمان در پیش روی آنان قرار خواهد داد تا میزان موفقیت خود را در اجرای برنامه ها در مقاطع زمانی مختلف مورد ارزیابی قرار دهند و این امکان را داشته باشند تا عملکرد خود را با سایر سازمان ها به ویژه بهترین آنها مقایسه کنند و خود را به بالاترین سطح ممکن برسانند .

          تعالی سازمان ها , به میزان توانمندی آنها در دستیابی به نتایج و اهداف سازمان که در راستای نیاز های مشتریان برنامه ریزی شده و تلاشی که در جهت حفظ تداوم و بهبود آن به عمل می آورند , بستگی دارد .

         تعالی سازمان برداشت نظری نیست , بلکه بدست آوردن و ارائه نتایج ملموس , پایدار , بادوام و قابل مشاهده مبتنی بر شواهد است این ابزار عملیاتی قوی می تواند برای مقاصد مختلفی توسط سازمان ها به شرح زیر بکار رود :

         الف -  دستیابی به ابزار هایی برای "خود ارزیابی"  

         ب - سنجش این که در مسیر تعالی در کجا قرار گرفته اند , فاصله موجود را شناخته و راه حل های مناسب را بکار بگیرند .  

         ج - جلوگیری از دوباره کاری

          د - هماهنگ کردن برنامه های بهبود در یک چارچوب تعریف شده به عنوان یک ساختار جامع برای سامانه مدیریت سازمان

         نتایج تدوین خط مشی های راهبردی از طریق رهبری برعملکرد کارکنان و نیاز های مشتریان , منابع سازمان را حفظ کرده و منتج به پیشبرد اهداف وفرایند های مطلوب می گردد  .

         در حوزه فرایند ها این مدل به چهار سطح از موضوعات توجه دارد :

         الف -  بهبود مستمر 

         ب- فرایند های کلیدی 

         ج - سامانه کیفیت 

         د - تمرکز بر مشتری

         برای استقرار و استفاده از مدل های تعالی در سازمان ها باید از ابزار های زیر کمک گرفت : آموزش , ایجاد عزمی همگانی و راسخ برای گسترش این مفهوم در کل سازمان , برنامه ریزی انجام " خود ارزیابی " , هماهنگی حوزه های مختلف سازمان در جهت یکپارچگی فعالیت ها در استقرار مدل , ایجاد زمینه های لازم برای تبادل تجربیات موفق  بین سازمان ها و شناخت الگو ها و شرکت های برتر برای الگوبرداری 18 , استفاده از نقش مدیران تعالی در مدیریت این فعالیت ها و فرایند ها

         مشکلات مربوط به ارزیابی و تفاوت های رفتاری شیوه های ارزیابی و مقایسه آن با سایر کشور ها , عدم تلاش جدی سازمان ها در استفاده از این ابزار ها و عدم توجه جدی به مفاهیم اصلی و دلایل استفاده از سامانه ها از محور هایی است که لزوم توجه جدی به تعامل مناسب بین ارزیابان تعالی سازمانی و سازمان ها و استفاده از رویه ها و شیوه های مورد تایید مجامع علمی و تخصصی معتبر دنیا و بکارگیری دقیق و علمی این شیوه ها را دو چندان می کند  مدل های اروپایی تعالی چون بنیاد مدیریت کیفیت اروپا با ایجاد زمینه لازم برای الگوبرداری و یافتن بهترین ها از سازمان های بهتر و تغییر دیدگاه شکل گرایی در سازمان , تهیه برنامه های بهبود سازمان , تهیه و ارزیابی و بازنگری برنامه راهبردی سازمان , تبیین جایگاه مدیریت فرایند ها 19 در جاری سازی مدل تعالی سازمان , استفاده از ارزیابانی که دانش و تجربه کافی در موضوع مدل های تعالی سازمانی داشته باشند , را می طلبد .     

         امروزه شاید مهمترین توانایی صنایع را در گام نخست ,میزان اشراف آنها در شناسایی مسائل اصلی اشان دانست که تنها از مسیر شناخت فرایند های اصلی می گذرد و قطعا این مورد پیش نیاز  و ضرورت کلیه برنامه های بهبود است که از طریق خود ارزیابی بر مبنای ساختاری مشخص و نیروی انسانی آموزش دیده بدست می آید , شرح مبحث گسترده کیفیت در این کوتاه نوشت نمی گنجد , لذا نگارنده قصد تشریح و تفسیر مفاهیم کیفی را به صورت گسترده تر نداشته وتنها به ذکر اشاراتی مختصردر باب کیفیت بسنده نموده است و بقولی :

آب دریا را اگر نتوان کشید              هم بقدر تشنگی باید چشید

         

 

 

 

 

 

منابع  :

 

http://www.imi.ir.org/tadbir/article

http://www.mim.gov.ir/article

سومین کنفرانس بین المللی مدیریت ,  خود ارزیابی طریقی مطمئن در مدیریت عملکرد  , نویسندگان :غلامرضا توکلی , مسعود عزیزی

 سومین کنفرانس بین المللی مدیریت , ممیزی برآورده سازی نیاز های مشتریان , نویسندگان : مهدی بشیری , رضا برادران کاظم زاده

 

یادداشت ها :

 

  STATISTIC QUALITY CONTROL (SQC)

 QUALITY ASSURANCE (QA)2                       

STRATEGIC QUALITY MANAGMENT3

4ایزو , یک کلمه اختصاری نیست بلکه از کلمه یونانی به معنای مساوی گرفته شده و ارتباط منطقی بین دو کلمه مساوی و استاندارد(ISO) منجر به انتخاب این نام گردیده است .

P =PLAN , D =DO , C =CHECK , A =ACT (PDCA)5

EUROPEAN FOUNDATION FOR QUALITY MANAGMENT(EFQM)6

PERCEIVED QUALITY7

PERCIEVED VALUE8

CUSTOMER VOICE9

COSTOMER LOYALITY10

MONITORING11 

QUALITY FUNCTION  DEPLOYMENT(QFD)12

CUSTOMER NEEDS AUDITORS(CNA) 13 

CUSTOMER SATISFACTION INDEX(CSI) 14

STANDARD ----DO----CHECK----ACT (SDCA)15

SINERGY16

SELF CONTOROL 17

BENCH MARKIN 18

PROCESS MANAGEMENT 19

 

 

دو شنبه 26 ارديبهشت 1390برچسب:نظام پیشنهاد ها , :: 9:1 ::  نويسنده : سروش نیا

 

نقش مشارکت در سازمان

   مقاله : بسیج اندیشه ها و جلب مشارکت کارکنان با پیاده سازی نظام پیشنهاد ها

گردآورنده : نويسنده اين وبلاگ

تابستان 84

         نهادینه سازی مشارکت و پیاده سازی نظام پیشنهاد ها 1 از چند سال گذشته مورد توجه سازمان ها بوده است .

         به تجربه ثابت شده است که امروزه سازمان ها نمی توانند با دل بستن به توان بالای تولیدی و اجرایی  با چند طرح نوآورانه بر رقبای کوچک , منعطف , نوآور , فرصت گرا و کم هزینه فایق آیند . آنها باید شرایطی را فراهم کنند تا استعداد نوآوری کارکنان بارور شده و همه آنان روحیه کار آفرینی پیدا کرده و بتوانند به راحتی و پیوسته به صورت فردی یا گروهی فعالیت های نوآورانه خود را به اجرا در آورند  .

         بسیاری از صاحب نظران , نیمه دوم سده بیستم را زمان پیدایش انواع اندیشه های نوین در کارگردانی امور سازمان ها  دانسته و قرن بیست و یکم را سده مشارکت  می نامند, پیدایش شیوه مدیریت مشارکتی نیز امروزه به عنوان یکی از همین گونه شیوه های مدیریت به شمار می آید , این شیوه پاسخی است کارآمد به نیاز های افرادی که با اشتیاق به بهروزی سازمان های محل خدمت خود می اندیشند , شیوه ای که با بسیج اندیشه ها و توانمندی خرد جمعی کارکنان بار سنگین اداره کردن سازمان را از دوش یک تن یا یک گروه محدود , به دوش جامعه ای بزرگتر منتقل می کند .

         نگاهی به دهه 1950 تا 1960 نشان می دهد , ارزش کارکنان بر پایه قابلیت اعتماد , توانمندی بدنی , تجربه و وفاداری سنجیده می شد , اما امروز ارزش کارکنان بر پایه نوآفرینی , پذیرش مسئولیت و توجه به مشتری سنجیده می شود , که با دگرگونی های که در نقش ها و توقعات از کارکنان پدید آمده تغییرات فراوانی یافته است و این موضوع ، واقعیت یافته است که کارکنان معمولی این روزگار ، منبع با ارزش کسب و کارند.

         دانستن معانی و مفاهیمی که درباره واژه مشارکت ذکر شده است می تواند در آشنایی و روشن تر شدن هدف  مفید باشد ، که به تعدادی از آنها اشاره خواهد شد :

 الف -  مشارکت از نظر لغوی به معنی با هم شریک شدن وشرکت کردن با یکدیگر برای تحقق یک هدف است .

 ب - آن دسته از نیاز های انسان است که در بر انگیختن او در انجام یک کار سازنده و رضایت بخش کمک کرده و با هیچ مزایای مادی , قابل تعویض و جبران نیست .

ج – مشارکت پدیده و فراگردی پویا و ذهنی است که باید فرهنگ آن بین کارکنان ایجاد شود بنابرین دستیابی به آن آسان نبوده و وقت گیر است . 

د – مشارکت موجب اعتماد سازی , شناسایی بیشتر مشکلات ، ایجاد احساس مالکیت (  در اینجا مشارکت به معنی مشارکت در مالکیت نیست بلکه مشارکت در کار است ، بعضی از آن به عنوان مشارکت در مدیریت نیز تعبیر کرده اند همچنین بدان معنا نیست که همه تصمیم های سازمانی باید به بازنگری , تایید یا اجازه کارکنان موکول شود .)        

ه – مشارکت موجب انتقاد پذیری ، افزایش توانایی و نوآوری کارکنان در سازمان می گردد. و – مشارکت همان پدیده اعتقادی مورد توجه تفکر دینی ما در قالب مشورت با مردم است  که می توان با آن مقدمات برپایی نظام مدیریت مشارکت جو را تحقق بخشید . ("و امرهم شوری بینهم" (آیه 38 سوره شوری) مجموعه نگری به همه نظریات از هر دست که باشد .)

        ز -  مشارکت کارکنان در امور سازمان ، صحنه بکارگیری اندیشه ها و عمل آنان است , این مشارکت داوطلبانه و بر اساس اهداف مشترک طرفین انجام می شود و با تلاش و کوشش فراوان و خستگی ناپذیر همراه بوده و اعتماد متقابل را فراهم می نماید       

ح -  نتیجه آن رشد و پیشرفت سازمان است و در این میان آن مشارکتی موفق است که طرفین از نتایج بدست آمده از آن خشنود بوده و به تعبیری هر دو طرف برنده باشند و هیچیک از طرفین احساس باخت نکنند . ( اصل "برد , برد"  یا  "دو طرف برنده" )          

ط – مشارکت به معنی  آگاه نمودن کارکنان از اطلاعات موجود, ارتباط و پیام رسانی باز , صادق و دو سویه میان همه رده های سازمانی درباره موضوع ها است ، لازم است یادآوری شود  نباید اینگونه پنداشت که سلسله مراتب سازمانی در اجراء این فرایند از بین می رود بلکه آنچه اتفاق می افتد , آن است که در کنار ساختار سازمانی موجود نوعی فراگرد موازی معرفی و به اجراء گذاشته شده است .

         نظام  پیشنهاد ها با هدف استقرار و ایجاد نظامی کارآ به عنوان یکی از روش های جلب و بکارگیری عقل جمعی  در مدیریت مشارکتی است که با پیشنهاد های فردی آغاز می گردد .  پیشنهاد ها توسط کارشناسان مورد بررسی و به مورد اجرا در می آید ، پیشنهاد ها عموما در جهت افزایش کیفیت ، کاهش ضایعات ، افزایش تولید و خدمات ، افزایش انگیزه های کاری ، کاهش قیمت تمام شده ، توسعه بازار داخلی و بین المللی و در نهایت افزایش بهره وری و رضایت مشتریان است ، که به پیشنهاد های سودمند باید پاداش مادی و معنوی مناسب و درخور اعطاء گردد . و این فرایند با تشکیل گروه های بهبود کیفیت و حل مسئله تکامل می یابد .

         باید توجه داشت که در تمامی نظام های تحت تاثیر مدیریت کیفیت فراگیر نقش انسان , روابط انسانی , مشارکت همه کارکنان و نقش و توانایی ها و استعداد های افراد و مسئولیت فردی زیر بنای مدیریتی را تشکیل می دهد .

         به همین دلیل عوامل ترویج اینگونه مدیریت بیش از آنکه عوامل تکنیکی باشد عوامل انسانی و فرهنگی هستند و هنگامی ریشه دار و عمیق و گسترده به اجراء در خواهد آمد که داوطلبانه صورت گیرد و گرنه هیچیک از استاندارد های مدیریتی شبه تحمیلی و صرفا تقلیدی و گواهی نامه ای دردی از گرفتاری های کیفی اقتصادی – اجتماعی را درمان نخواهد   کرد .

         امروزه برای نهادینه ساختن فرهنگ مشارکت روش های بسیار زیادی وجود دارد که سازمان ها  برای بهبود روند انجام کار و افزایش بهره وری سامانه خود  بکار می گیرند , بیشتر این روش ها در جهت سازماندهی و ساماندهی عمومی گام برمی دارد که از آن جمله می توان به نظام پیشنهاد ها  ، با استفاده از ابزار هایی چون : پیاده سازی نظام مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) 3، استفاده از مفهوم توسعه کارکرد کیفی(QFD) 4 ،  بکارگیری حلقه های کیفیت و گروه های حل مسئله (QCC) 5، طوفان فکری (BS) 6، نظام آراستگی(5S)  7، پیاده سازی و بکارگیری اصول و چرخه دمینگ(PDCA )   8، روش بهبود مستمر (کایزن) و ... اشاره نمود.

          از ویژگی های کار مشارکتی ، افزایش توانایی های پنهان کارکنان ، بهبود همکاری و ارتباط آنان با یکدیگر ، ایجاد احساس مسئولیت در برنامه ریزی کار و روحیه گروهی  ، توانایی مواجهه و مقابله با مشکلات و آزمودن راه های مختلف جهت حل آنها  ، تصمیم گیری سریع کارکنان ، توانایی درک تفاوت های فردی و برخورد های مناسب در مواجهه با افراد با ویژگی های مختلف ، داشتن تفکر نظام مند و انتقاد پذیر و احترام به نظرات دیگران ، انعطاف پذیری سریع و مناسب در برابر تغییرات محیط و خارج شدن از ساختار تک محوری ، ایفاء نقش در ارتقاء عملکرد رقابتی و در نهایت خشنودی مشتریان

        در نتیجه در کار مشارکتی ، کارکنان  از اهمیت سهم و نقش خود در سازمان آگاه می شوند ، موانع عملکرد خود را تشخیص می دهند ، با احساس تعهد می پذیرند که مشکلات متعلق به همه است و مسئولیت حل آنها را دارند ، عملکرد خود را در مقابل اهداف خرد و کلان ارزیابی می کنند ، فعالانه بدنبال فرصت برای ارتقاء شایستگی , دانش وتجربیات خود هستند ، آزادانه تجربه خود را در میان می گذارند ، آشکارا روی مشکلات و موضوعات با سازمان بحث و گفتمان می کنند ، با انگیزه و نو آوری در پیشبرد اهداف سازمان می کوشند ، از سوی سازمان نیز آنان در فرایند تصمیم سازی  مشارکت داده شده و به آنان تفویض اختیار می شود ، مورد تشویق و تقدیر قرار گرفته ، توانایی آنان تغییر پیدا کرده و سازمان نیز در گرو این همسویی و آرمان مشترک به جلو حرکت می کند .

         مدیریت مشارکتی مزایای زیادی را برای سازمان به ارمغان خواهد آورد که مهمترین آنها بدین قرار است :

الف -  فراگردی معتبر برای افزایش اثربخشی در سازمان است.

ب -  برای منابع انسانی سازمان برنامه ریزی کرده تا پیوسته در حال بهبود  باشند .

ج - دانش و شایستگی کارکنان را شناسایی و در توسعه آن تلاش می کند .

د - تصمیمی بازرگانی است.  

ه - کنش ایمانی مدیران است ، از راه فراهم آوردن کارکنان شادمان و درگیر در کار نتایج بزرگ پدید می آید .

و - فراگردی است که در قالب بالا بردن درجه نرمش و انعطاف ، کیفیت ، تعهد و بهره گیری از منابع موجود اثربخشی سازمان را افزایش می دهد .

ز – سازمان باید آماده باشد که هزینه های مربوط به اجرای چنان فراگردی را تقبل کرده و دشواری ها را توجیه و منطقی به شمار آورد .

ح -  استفاده از اندیشه های پرورش یافته برای مشارکت در رقابت بین سازمان های تولیدی و خدماتی باعث بهبود مستمر و هماهنگی سازمان ، با تحولات در سازمان های دیگر برای خلق آینده ای بهتر می گردد .

ط - موجب رشد فکری و آموزشی خود جوش و مستمر کارکنان شده و قدرت رقابت سازمان را با افزایش همیشگی کیفیت محصولات ، خدمات و نیروی انسانی بالا می برد .

ی - با بهره گیری از توانایی های خاص هر یک از افراد و با هدف استفاده از تجربه یادگیری با یکدیگر ، می تواند  نتیجه هایی که از حاصل کار فردی آن افراد فزون تر است را بدست آورد .

ک – سازمان ها با توجه به اینکه نیروی انسانی گرانبهاترین سرمایه آنها هستند ، می توانند در مدیریت و راهبری  سازمان از مشارکت همه افراد بهره جویند .

         خلاصه آنکه سازمان ها باید فضایی ایجاد نمایند که در آن به نظریات و اندیشه ها امکان بروز داده شود , همان طور که گفته شد از شیوه های بسیار مهم و پر جاذبه پرورش شخصیت انسان ها برای نوآوری و رشد اجتماعی مشورت است و بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند بدلیل استفاده از اندیشه گروه , از عقل و اندیشه بیشتری برخودارند , به این دلیل می توان گروه های کاری را نمودی از بالاترین درجه مدیریت مشارکتی محسوب کرد که مورد پذیرش همگان هستند ، لذا گروه ها می توانند به عنوان سرچشمه ای برای رضایت شغلی بکار گرفته شوند و برای مدیران به عنوان ابزاری موثر ، کیفیت زندگی کاری و مشارکت کارکنان را بهبود ببخشند و به تعبیری می توان گفت :  گروه ها برای مدیریت مشارکت جو ضرورتی حیاتی هستند ولی به خودی خود مدیریت مشارکت جو را پدید نمی آورند , اگر گروهی بوجود آید ولی با آن رایزنی و مشورت نشود یا به آن اختیاری واگذار نگردد مدیریت مشارکت جو پدید نمی آید . بالا بردن درجه کارآمدی کسب و کار بدون کارآمدی منابع انسانی ناشدنی است . مدیریت مشارکت جو فرصتی فراهم می آورد تا همه کارکنان خود را در مسئولیت , خطرپذیری و کامیابی سهیم بدانند .

         عموما مدیران موفق مشارکت پذیر بوده اند و هر یک به نحوی در شنیدن سخنان و آراء زیرمجموعه یا با روش مستقیم و سازمان داده شده مانند نظام پیشنهاد ها و یا با روش غیر مستقیم دیگر آنرا بکار گرفته اند. در سازمان های موفق با استفاده از مشارکت کارکنان تمامی توان بالقوه آنان را در سطح فردی , گروهی و سازمانی اداره کرده و آنرا توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند ، از طریق آن عدالت و برابری را ترویج داده و کارکنان را در امور مشارکت می دهند و به آنها تفویض اختیار می کنند در نتیجه این حرکت سازمان ، با کارکنان ارتباط برقرار شده و انگیزه و احساس تعهد برای استفاده از مهارت و دانش آنان را در جهت منافع خود زنده می کند  .

یادداشت :

1 -  SS     SAGGESTION  SYSTEM    

2 -   لازم به ذکر است که شورای عالی اداری  نیز  در شهریور ماه 1377 در مصوبه ای بر لزوم پیاده سازی نظام پذیرش و بررسی پیشنهاد ها به عنوان مرحله آغازین شیوه مدیریت مشارکت جو تاکید داشته و در تاریخ یاد شده به موجب این مصوبه تمامی سازمان ها و دستگاه های دولتی و وابسته به دولت ، ملزم به اجراء آن شده اند .

TQM     TOTAL QUALITY MANAGEMENT3 -       

 QFD   QUALITY FUNCTION DEPLOYMENT4 -      

QCC   QUALITY CONTROL CIRCLES5 -       

BS    BRAIN STORM6 -          

5S    SEIRI – SEITON – SEISO – SEIKENTSU – SHITSUKE7 - 

   PDCA       PLAN - DO - CHEK  - ACT   8 -                   

منابع :

نیروی کار و توسعه منابع انسانی نوشته پگاه نیا

روابط کاری مناسب و موثر بر ارتقای عملکرد نوشته هوشنگ تقی زاده

فرایند تیم سازی در سازمان نوشته لقمان رحمان پور

نقش دل در مدیریت  نویسنده مجتبی کاشانی

مدیریت مشارکت جو (اجرای سپردن اختیار) نویسنده دکتر محمد علی طوسی

 

 

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب

پيوندها


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دانشسرا و آدرس soroushnia.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 6
بازدید کل : 3268
تعداد مطالب : 80
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1